۸ پاسخ

ما جرئت نمی‌کنیم یکم‌با با صدای بلند صحبت کنیم دخترم بیش از اندازه ترسو سریع میپره می‌ترسه گریه می‌کنه

منم پسرم اینجوری بود چند بار عروسی بردمش توخونه اهنگ میزارم صدای تلوزیون عادت کرد الان خیلی لجباز شده کسی پیشش باشه یا صدا تلوزیون بشنوه شیر نمیخوره

نیم ساعت پیش پسرم تو روروئکش بود دختر رفته جلوی روروئک رو برده بالا پسرم از پشت سر افتاد خیلی گریه کرد خیلی میترسم چیزیش شده باشه

پسر من یبار پدرش با صدای بلند با گویش خودشون داشت با همکارش صحبت میکرد بعد این فکر کرد داره دعواش می‌کنه یه گریه ای کرد که بیا و ببین یکساعت قربون صدقه رفتیم راه بردیم تاساکت شده ازاونموقع حواسمون هست

عزیزم سوره ناس براش بنویس بهش آویزون کن برای ترس خیلی خوبه خواهرم که کوچیک بود خیلی می‌ترسید همین که این سوره براش نوشتیم بهش آویز کردیم دیگه نترسید

تو مهمونی اینا نمیرم می‌ترسه وقتی صحبت بشه اکثر وقتا خیلی جاها نمیرم چون بقیه باورشون‌نمیش دخترم تااین حد می‌ترسه رعایت نمیکنن میبینی با صدا بلند صحبت میکنن یا صدای تلویزیون بالا میزنن انقد می‌ترسه خونه نشین شدم

منم الان دستمو زدم به دسمال خیس صداش اومد یهو ترسید پسرم

بچه منم یهو با صدا بلند صحبت کنی میترسه خیلس

سوال های مرتبط