۹ پاسخ

همه اینا رو خودت داری رقم میزنی. با ذهنت وقتی میگی امسال برامون نحس بود هست. همین میشه براتون. کلا ذهنتو عوض کن. مثبت فکر کن. کلمه نحس از زبونت حذف کن.

خیلی مراقب بچه هاتون باشید دو سه روز پیش یه خانواده تو پارک شهرمون بودن مسافر بودن از شیراز اومده بودن حلما دختر ۳ ساله زیر ماشین میاد و فوت میکنه لطفا و حتما مراقب بچه هاتون باشید و همچنین برای خودم که باید مراقب دخترم باشم

آتلیه آنلاین دارم 🩷
هر مدل تم فقط ۵۵ تومن 🌸
از عروسییت گرفته☺️ تا بارداری و نوزادی و ماه‌گرد و دندونی و تولد و ...
آیدی روبیکا
Donya_0170

عزیزم ایشالله بلا دور باشه ازتون ی قربونی بدین

اولا با این فکر اتفاقا بد جذب نکن فقط فکرای خوب کن استرس ترسم دور کن خدای فردام همون خدای امروز توکل ب خودش اگ تواناییش داری ی گوسفند قربونی کنید اگ نه ی مرغ یا خروس در خونتون بکشین ک ی خونه ریخته باشین بعد بدینش ب ی خانواده فقیر

قربونی بکش امسال ما هم همینطوره چندبار قربونی دادیم یه مقدار پول خرد شوهرم از بانک میگیره هرروز صدقه میزارم اخر ماه میدیم بیرون

اول اینکه انرژی منفی ندین ب خودتون
صدقه بدین بعد هر اتفاق
اگه هم حس میکنین واقعا بدبیاری پشت بد بیاری دارین قربونی کنین

قربانی یا صدقه بدین

قربونی کنین.

سوال های مرتبط

مامان پوریا مامان پوریا ۱۴ ماهگی
مامانای گهواره بیاید شما قضاوت کدوم طرف مقصره
خواهر شوهر من یه عروس داره ک یه پسر دو ساله داره
دو ماه پیش تولد دختر جاریم بود اونم دعوت بود. تو تولد چند باری پسرش میخاست پسر منو بزنه نزاشتیم ک یهو دوید سمت پسرم پسرم رو بدجور زد زمین تو حیاط هم بودیم سر پسرم خورد زمین خیلی جیغ زد. منم خیلی ترسیدم دوویدم سمت پسرم و گفتم آخی بچم سرش داغون شد و رو به همسرم گفتم نمیتونستی مراقب بچه باشی چون از قبل خیلی گفتم مراقبش باش
بعدش این عروسه خواهر شوهرم هرجایی نشسته گفته یه جوری دعوا می‌کرد انگار بچه من از قصد زده خیلی جاها پشت سر من حرف زده بود من چیزی نگفتم. از منم کوچیک تره فکر کنم 20 سالشه
امشب من خونه مادرشوهرم اینا بودم اونا هم اومدن اونجا من اصلا نگاهش نکردم حتی احوالپرسی کنیم اینم حرصش گرفته بود پسرش هرجایی میرفت میگفت بچم دیگه جرعت نداره نزدیک این بشه وای پسرم بیا اینور نزدیک اینا نشو.
رفتار شما مقابل همچین آدمی چجوریه؟ به نطرت ن اشتباه از من بوده یا اون
مامان نیکان مامان نیکان ۱ سالگی
تاپیک اول
همونطور که قبلا گفتم میخوام تجربم از عمل پروبینگ چشم پسرم رو تو چندتا تاپیک بنویسم.
این داستان : جام زهر
از اولین روزای بعد تولد یکسالگی پسرم با دیدن چشمای گاها خیس پسرم و اشک روی گونه اش فهمیدم اینکه میگفتن تا یک سالگی چشمش خوب میشه و دیگه اشک نمیاره در مورد پسر من صادق نیست. شاید چون وقتی کوچیک بود و زیر ۶ ماه بود اونقدری که باید ماساژ ندادم. خلاصه از بهمن ماه که ۱۳ ماهش بود شروع کردم به پرس و جو و دنبال دکتر گشتن. اولین دکتری که بعد ۱۳ ماهگی بردمش گفت اگه تا الان خوب نشده باید عمل بشه، به شوهرم و خونواده هامون که گفتم ،گفتند چی؟؟؟؟ عمل؟؟؟؟؟ بیهوشی؟؟؟؟؟ برای بچه یک ساله؟؟؟؟؟ نه نمیشه، ببرید چندتا دکتر دیگه هم نشون بدید، خلاصه با اینکه این دکتر برای ۶ اسفند نوبت عمل زده بود ولی ما پیش یه متخصص چشم کودکان دیگه هم رفتیم و این بار در حضور همسرم دکتر همون حرفا رو تکرار کرد فقط ما ازش پرسیدیم بیهوشی برای بچه خطرناک نیست گفت نه در حد یه داروی خواب آوره و اینکه وقتی میگیم میل فکر نکنید یه میله ی بزرگ قراره بره تو چشم بچه، یه میل خیلی نازکه.
با اینکه خودمم خیلی برام سخت بود اما باید با این موضوع که پای پسر یک ساله ام قراره به اتاق عمل باز بشه کنار میومدم. همسرم هم تحقیق کرد و فهمید چاره ای نیست، برای اینکه تو سن های بالاتر مجبور به عمل های سنگین تر نشه، الان باید این جام زهر رو بنوشیم و نیکان رو راهی اتاق عمل کنیم. این بار از این دکتر برای ۹ اسفند نوبت عمل داشتیم.

کولیک فرزندآوری پوشک شیرخشک
میل زدن انسداد مجرای اشکی پروبینگ