۸ پاسخ

عزیزم شیر خوب به اندازه کافی میخوره ؟غذا میخوره ؟مطمئنی سیر میشه ؟!!
دختر من اینجوری نیست اما دختر خواهر شوهرم همیشه همینجوری بود چون غذا نمی‌خورد فقط شیر خشک میخورد همشم نق و جیغ میزد و گریه میکرد . هیچ‌گریه بچه ای بی علت نیست عزیزم علتشو پیدا کن

ببین مشاور و روان پزشک چرت و پرته
دختر من توی محیط ردستا بزرگ شده
مداوم مامانم و مادر شوهرم کنارش بودن
بیشتر اوغاتمون هم بیرون از خونه سپری میش و به قول مامان اراد از خونه بودن فراریه و بیرون ادم جدید میبینه شاد و شنگول میشه
برعکس دختر خواهر شوهرم توی شهر زندگی میکنن یه خونه کوچیک و مدام چهار دیواری
همسرشم گاها شب کاره گاها روز کار
بخاطر همین بچش مدام گریه میکنه
وقتی یه دو روز میاد دهات همه با دختر من مقایسش میکنن و بنده خدا مثل تو فکر میکنه بچش دور از جون مشکلی داره که باید حل بشه
نمیگم ادم نمیبینه ها
چرا ولی به طور محدود نه اندازه دختر من خیلی کمتر
بخاطر همنیه
شرایط خیلی تو بزرگ شدن و اجتماعی بودن بچه نقش داره عزیزم زیاد نه خودتو نه بچتو سرزنش نکن بجاش یکم معاشرتت و برای بیرون از خونه بیشتر بکن جواب میده

عزیزم بهت حق میدیم خسته میشی اگه خیلی اذیتت میکنه ببرپیش مشاور کودک یاروانپزشک کودک

پسر من که والله هفت پشت غریبه ام ببینه حالش بدم باشه یهو تو جمع شنگول میشه تنها باشیم الانا جدیدا واسه دندون یکم بهم میچسبه میگه بغلم کن.شاید بخاطره دندونشه

سعی کن ی مدت زیاد ببریش تو جمع
عادت کنه کم کم

صبوری صبوری صبوری
چون دندون هم درمیارن اذیت میشن

پسر منم دقیقا همینه حتی بدتررر
در این دوران اضطراب جدایی داره از اونه
حتی دخترخاله منم مثل دختر شما بود وقتی رفت مدرسه درست شد

پسر منم مهمونی که میریم غریبی ش میکنه و میچسبه به من حتی به وقل شما بغل باباش هم واینمیسه

سوال های مرتبط

مامان Deniz janam مامان Deniz janam ۱۴ ماهگی
مامانا یه سوال
دختر من چند روزه به شدت بغلی شده یعنی حتی جلومم نمیشینه فقط رو پام، وقتایی که باباش نیست همش آویزونمه و گریه میکنه که حتی منو زمین نذار مثل آدمی که از چیزی میترسه جیغ میزنه لباسامو میکشه که منو زمین نذار،. یعنی واقعا خستم کرده باباشم باشه یه کم میره بغلش بقیش دوباره آویزونه منه ، کلا میگه رو مبلم میشینه من بغلت باشم، بغل هم که هست باز نق میزنه حوصلش سر میره یعنی دستشویی هم میخوام برم باید ببرمش نبرم کلی گریه میکنه حتی در هم باز بذارم باز نمیمونه، قبلا خیلی کمتر بود این موضوع میگفت پیشم باش اما الان میگه من رو پات باشم کلا ، یه مسافرت رفتیم هفته ی پیش نمیدونم اونجا چون زیاد بغل بوده اینجوری شده یا ترسیده از چیزی، یعنی دیوونه ام کرده نه اینکه به من وابسته باشه ها، اگر مادرشوهرمو ببینه کلا آویزونه اونه بغل منم نمیاد جیغ میزنه منو زمین نذار، مادرشوهرمو هفته ای یکی دوبار میبینه اونم دو سه ساعت الباقیش آویزونه منه دیگه کلافه ام واقعا به هیچ کاریم نمیرسم ، چیکار کنم به نظرتون؟ شما کسی این تجربه رو داشته؟؟
بارداری، اسهال، پوشک