من اویل بارداریم خیلی شرایط روحیم بد بود دائم با همسرم دعوا میکردم ولی خیلی سکرت که دخترم متوجه نشه یه بار دعوامون خیلی بالا گرفت منم دادو بیداد کردم بچم بغل باباش بود خیلی ترسید عذاب وجدان بدی گرفتم ده دقیقه بعدش بچمو بغل کردم آرد آوردم باهاش آرد بازی کردم آهنگ شاد گذاشتم بعد رفتم از همسرم معذرت خواهی کردم کلی بوسش کردم که دخترم ببینه از اون موقع دیگه خیلی رو اعصابم تسلط دارم انگار یه تلنگر بود برام
بابات تو رو زد؟؟!!! جلو بچه ات؟؟!🤕🤕 یا خدا!!!
هیچی
باید زمان بگذره یادش بره دیگه.
من چند بار با شوهرم صدامون رفت بالا بچه خیلی ترسید بخاطر اون ساکت شدیم
نشده واسه من. اما بغلش کن بوسش کن موهاشو ناز کن با ارامش باهاش حرف بزن و بعد با بازی از یادش بپرون اون لحظه
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.