وای منم دقیقا همین حسو دارم،هرچی نزدیک میشم ،،،یادم میفته ب سختی هام، ب برفسنگینی ک اومد و اگه ی درصد احتمال بیرون رفتن بود تموم شد،میخاستمدق کنم
منم خیییلی بارداری سختی داشتم همش استراحت بودم جنگ بود استرس داشتم، همش لکه بینی داشتم بچه از ماه هفت میخواست به دنیا بیاد هر روز یه چالش جدید داشتم و... بعدشم بچم به خاطر زردیش بیمارستان بستری شد اونجا دیگه داشتم دیوونه میشدم....
الانم همش از خواهرش واگیر میکنه بچه تا حالا شیش هفت بار مریض شده دلم براش کبابه 😭
الان دوهفته نیست خوب شده تازه یکم داشت سرفه هاش بهتر میشد و شیرمو قشنگ میخورد دوباره امشب دخترم میگه گلوم درد میکنه😭
هنوز خستگی مریضی قبلی شون از تنم نیومده بیرون حالا دوباره ...
همشم داروهای افزایش ایمنی و ویتامین گرونگرون به دخترم میدما ولی نمیدونم چرا انقدر زود به زود مریض میشه 😢🥺
منم خیلی سختی کشیدم کل زمستان بچم سرما میخورد اسهال داشت عمل شد بستری شد خودم زایمان کرده بودم خیلی سختم بود بچم ۲۰ روزش بود برای یه کار فوری رفتیم زاهدان خیلی هوا سرد بود که بچم اونجا هم اسهال بود همون شب با هزارتا گریه مرخصش کردم برا مدارک شوهرم مجبور بودیم بریم زاهدان تو را از اتوبوس پیادش کردن انقد برف باریده بود من با بچم رفتم گریه کردم ولش کردن بچم سرما خورد ای نگم که خیلی سخت بود
دقیقا منم همین حس و حال رو دارم
یاد اون روزا میوفتم که چقدر سختی کشیدم حالم بد میشه
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.