عزیزم یه روزی میرسه که میگه خوش به حال اونموقع که همه غصم شیرخوردن شیر نخوردن نق نق بچگیشون بود من سه تا بچه دارم اخری ناخواسته بوده الان پسرم ۱۷ سالشه انقد نگران رفت امدشم دیر اومدن زود رفتن دوست رفیق که انقد ذهنم خستس که میگم خوشبحال اونموقع که کوچیک بودن سر شام نهار خیالم راحت بود سر سفرم هستن الان نود درصد ذهنم درگیر بزرگه که دلم برا این کوچیکا میسوزه که حوصله بازی وقت گذاشتن براشون ندارم بهشون میرسم ها ولی یه وقتایی که نگران بزرگم سراینا خالیش میکنم بعد عذاب وژدان ولم نمیکنه😔😔پس ازمنی که همه ی اینارو گذرونده قدر این موقه هاتون بدونید
ایشالا خدا به هممون توان بده منکه داغون شدم چند روز تنهایی تو چی میکشی خیلیی سختععع 😭
وای بچه های الاخداروشکرررشلوغ درحدلالیگا
خداصبربده عزیزم.خیلی قوی هستی.من بایکی نمیکشم ماشالله بهت که تااینجا تحمل کردی افرین
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.