۱۷ پاسخ

حالت چطوره مامانی؟

بله همین چند ساعت پیش دلم میخواست خودمو جر بدم دارم از خستگی میمیرم 😭

فک میکردم بزرگتر بشن بهتر میشه اوضاع🤕😬😐😐😐

اصلا بعد یکسالو نیم انگار تازه متوجه هم میشن حسودی میکنن همش دعوا میکنن میزنن همو غر زدناشون بیشتر میشه دیگه گول نمیخورن تمام وقت باید مواظب باشی همدیگرو گاز نگیرن چنگ نزنن هول ندن زنده بمونن فقط🙄

من افسرده گی شدید گرفتم

بزنم گریه کنم
گاهی اوقات با دو دست میزنم تو سرم برق از سرم میپره🤣
ولی شیرین کاریاشون میشوره میبره

دقیقا یه لحضه اونطوری میشم ولی میبینی بعد چند دقیقه یکاری میکنن که باید فقط بشینی قش قش بخندی بهشون

دقیقا هرروز فقط هرچی بزرگتر میشن سختر من به حدجنون میرسم هرروز

بلههههه وبارها خودمو زدم گریه کردم عصبی شدم سرکوچیک ترین چیزا داد میزنم حس میکنم مادربدیم یه دختر کلاس سوم هم دارم درس اون این بچها که هرلحظه همو میزنن خونه داری آشپزی حتی یه دوست ندارم درد دل کنم. باهاش سبک شم فقط ازخدا میخوام خودش بهم توان بده

افتضاح هر روز بدتر از دیروز

منم دقیقا همینطورم
پسر بزرگم هم کلاس اولیه
یعنی روانی شدم به خدا
آره خیلی سخت میشه به نظر من هر چقدر بزرگتر میشن سخت تر میشه
هم دلم به حال خودم میسوزه
هم بچه هام
شوهرمم کارش یه طوریه الانا اصلا نمیتونه کمکم کنه

همه مثل همیم

مگه چکارمیکنن؟

بله ب شدت
شاید باورتون نشه اما 1بار گوش یکیشونو کشیدم 😩

تقریبا هرروز همینم خیلی سخته مخصوصا بدون کمکی هم خودمون خسته شدیم هم بچهام واقعا روانی کنندست😑

خیلی زیاد

اره خیلی امروز ب همون درجه رسیدم واقعا بعضی روزا دلم میخاد بمیرم ولی چ میشه کرد باید ادامه داد

سوال های مرتبط