۸ پاسخ

هیییییی

تصویر

چقد منی ؟🥺🥺🥺🥺

منم مث تو عزیزم ۴ ساله اینجا غریبم واقعا سخته،چون از اول تو غربت نبودم این ۴ سال خیلی بهم سخت گذشت،با اینکه هم شوهرم هم خانوادش خیلی بهم محبت میکنن اما بازم کنار خانواده خودت بودن یچیز دیگس

آخ گفتی ماهمسایه روب روییمون دخترش و نوه ش هرروز خونشونن.دخترش فقط برای خواب میره خونه خودش.نوه ش ک کلا پیش ایناست.هروقت میبینم دلم برای مامانم تنگ میشه ک دوره

واقعا همدردیم
من الان از بچه های مدرسه مریض شدم تازه استرس اینم دارم که بچم وا نگیره
هیچ کس نیس تنهای تنها در اطن شهر بی در پیکر

عزیزم همه ی آدما همه چیز رو باهم ندارن .من و مامانم نزدیکیم اما الان منم دلم خواست مثل شما سر کار برم.متاسفانه شهر ما کار خوب نیست برای خانوما .شوهرم راضی نیست وگرنه من دوست داشتم برم شهری دیگه

منم درکتون میکنم اره بخدا الان بچم بیست ماهه هست خدا میدونه چی ها کشیدم

ای خواهر با تمام وجود درکت میکنم
من غریبم کسی ندارم الان بچم کلاس اولیه تا بخوام ی کلام بهش بگم کوچیکه دیوونم میکنه
۹ ساله ک غریبم فقط شاید در حد ۳ ماه رو هم واسه بچه ها کمکی داشتم خودم بودم و خودم

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی
من که میرم سرکار بچمو مادر شوهرم نگه می‌داره. هی همیشه سعی میکنم به خودم یادآوری کنم اون وظیفه اش نیست بچه تو رو نگه داره وظیفه اش نیست که از صبح زود از خوابش بیدار میشه میاد خونه تو که بچه آت اذیت نشه اماااا باز یکارایی می‌کنه منو بشدتتت حرصی می‌کنه
مثلا بچه من اصلا عادت ندارع تو روز پستونک بمکه فقط وقت خابش میخوره
هرروز میام میبینم دهنش پستونکه بهش میگم برای این بچه عادت جدید ایجاد نکن دوماه دیگه میخام از پستونک بگیرم دهن من سرویس میشه
آیا میبینم امروز بهش چیپس داده 🫨🫨بمنم چیزی نگفته از نرمه هوایی که تو خونه ریخته بود خودم متوجه شدم
یا میگه چرا هیچی خوراکی براش نمیخرین در صورتی که چوب شور و بیسکوییت داره میوه و‌بادوم و اینام تو یخچال هست نهار و صبحونه هم داره امارات توقع داره مدام دهن بچه بجنبه و هله و هوله بخوره
بهش میگم چوب شور بیسکوییت تنقلاته گاهی بخوره نکه کلاااا تا میبینم بچه صبحونه نمیخوره بچه رو با چوب شور و بیسکوییت سیر می‌کنه

شاید بگین خوب بهش بگو باهاش حرف بزن هزاااار بار گفتم
فایده نداره مجبورم حرص بخورم و تحمل کنم

شیردهی پوشک بچه ختنه زنان و زایمان علائم بارداری علائم زایمان طبیعی شیردهی پوشک شیرخشک سزارین زایمان طبیعی
مامان فندوق مامان فندوق ۳ سالگی
خانوم ها کمک واقعا دیگه کم اوردم شما بگین من چیکار کنم امروز پدرشوهرم اومد دخترمو برد خونشون که نزدیک همیم تو ی کوچه بعد نیم ساعت اومد که آره چرا به بچه غذا نمیدی خونه ما اومد گشنه بود ی کیک گرفتم همیچن خورد من گریه ام گرفت چرا به بچه غذا نمیدی گشنه میزاریش چون غذا نمیدی بهش نمیرسی لاغر مونده بده بخوره از این حرفا منم اصلا شوکه شدم یعنی چی این حرفا گفتم من به بچم خوراکی نمیدم چون خیلی بد غذاس اگه خوراکی بخوره غروب دیگه شام نمیخوره گفتم خودم خوراکی نمیدم که شام بدم بخوره من امیشه سر غذا خوردن دخترم انقدر حرص میخورم بعد شوارمو صدا کردم گفتم بیا ببین بابات میگه به نفس غذا نمیدم گشنه نگهش میدارم شوهر اکمد گفت این چه حرفیه میزنی مگه میشه ادم به بچه خودش غذا نده از این حرفا منم گریم گرفت گریه کردم کلی شوهزم گفت ولش کن اهمیت نده من میدونم تو چقدر رو بچه حساسی ولی من دلم بدجوری از دستش شکست واقعا نمیدونم چطور به خودش اجازه میده همچین چیزی بگه مگه میشه ی مادر بچشو گشنه نگه داره اخه شب هم داشتیم از هیت میومدیم مادر شوهرم صدای دخترمو که شنید درو باز کرد ی کلوچه دستش بود به دخترم گفت بیا بهت قاقا بدم گشنه نمونی منم اصلا اهمیت ندادم رفتم تو خونه شما بگید من چی بگم به اینا