سلام خانوما خداروشکر مهمونی منم به خوبی و خوشی تموم شد
حدود ۱۰۰ نفر مهمون داشتم خونه مادرم بودن چون خونه خودم کوچیکه جا نمیشدن
ولی خیلییی سخت بود بچم گریه می‌کرد براش شیشه درست کردم اونت دو قطره هر جی مک میزد نمیتونست بخوره ازش شیر نمی اومد 😭
بعد هی میرفتم تو اتاق بهش شیر بدم یکم که میخورد میخوابید باز میرفتم تا پذیرایی دوباره بیدار می‌شد گریه می‌کرد
دفعه اخر پنج دقیقه خورد خوابید منم گفتم ولش کن دیگه بیدارش نکنم بهش شیر بدم میبرمش پیش مهمونا هر وقت بیدار شد بهش شیر میدم شد نیم ساعت بیدار نشد زمان شام شد بردمش تو اتاق بهش شیر بدم هررر کاری میکردم بیدار نمیشد هر چی تکونش میدادم میزدم به باسنش بیدار نمیشد آبرمیپاچسدم به صورتش یکم تکون میخورد باز میخوابید من فکر کردم بچم قندش افتاده داشتم میمردم به زور با قطره چمون یکم آب قند دادم تو دهنش ریختم بیدار شد بعد سینمو گذاشتم دهنش ده دیقه خورد
ینی من اون تایم اینقدر حرص خوردم که سرم درد گرفت نتونستم شام بخورم
بعدش مامانم اومد بهش گفتم گفت خب این بچه خوابیده بوده چون از بعدازظهر بیداره داره یه بند گریه میکنه خسته بوده خوابیده
یه چیز دیگه هم اینکه یکی از مهمونا لبش رو گذاشت رو گردنش بوش کرد بعد گفتم شرمنده لطفا بوسش نکنید بعد گفت نه بوسش نکردم لیمو گذاشتم رو گردنش باز دوباره تکرار کرد منم گفتم ببخشید ولی من خودم هنوز بوسش نکردم لبام رو نزاشتم رو پوستش چون پوستش لطیفه گناه داره باز دفعه سوم اومد تکرار کنه منم دستمو گذاشتم جلو صورت بچم اونم اومد بوسش کنه دستمو بوس کرد 😂😂😂😂 خب نمیخوام بوسش کنی اصلا شاید مریض باشی چرا اینقدر بیشعووور

۴ پاسخ

همون اونت دوقطره مناسبه بیشتر بدی دیگ سینتو نمیگیره حواست باشع

وا بچه خب خواب بوده نیاز نبوده اینکارارو کنی
اگر دوساعت نهایت سه ساعت شد هرکاری کردی پانشد اونموقع باید اینکار میکردی

خخخ چقدر بعضیا پوررو آن خوب وقتی طرف میگه بوس نکن چه معنی داره تو اینکارو بکنی .خداکنه مریض نباشه

لیمو چرا گذاشتی هی خواهر من طرف بوده صورتش رو نشسته دهنش رو‌گذاشته روبرو بچه م براش لالایی خونده فقط موندم چطور هیچی نگفتم حالا همون دعوتم کرده برم خونش هرچی می پیچونم فایده نداره این چیزا ب نظرم ب فرهنگ طرف مربوطه

سوال های مرتبط

مامان بچه مامان بچه ۱۲ ماهگی
خانما دخترم دیشب شیر میخورد وسطاش یهو خودشو جمع میکرد انکار بخواد زور بده اون حالتی میشد بعد جیغ میزد سینه رو ول میکرد بعد درجا باز سینه میخواست میدادم بهش با ولع میکرد باز همین ماجرا..جیغ و گریه
خلاصه گفتم نکنه معدش پر باشه چون حس کردم زیاد شد
سینه رو از دهنش کشیدم خوابوندمش با اینکه دنبال سینه بود دیگه شیرش ندادم خسته شدم از این کارش هم اینکه گفتم شاید اصلا معدش پر چون یه کوچلو شیر از دهنش اومد بیرون گفتم شاید پر که معدش اینو برگردوند
ساعت2:۳۰ بود دیکه شیر ندادم به زور خوابوندمش وسطاشم بیدار میشد دهنشو میچرخوند ولی اهمیت ندادم... چون چند روز هم بود نخوابیده بودم گفتم حالا که خوابوندم بذار یک ساعت بخوابم بعد بیدار میشم اینم بیدار میکنم شیرش میدم خوااابممم برددد تا ساعت۷ ....
ساعت ۷ بیدار شدم دیدم انگار تو خواب داره گریه میکنه
نمیدونم قندش افتاده بود یا چی انگار میخواست گریه کنه نمیتونست ... بلندش کردم شیرش دادم با زور چون اولش نمیگرفت...
سر جمع پنج دقیقه خورد دیگه نخورد.... صداشم در نمیاد...
چشماشو باز کرد حتی زور هم زد چند تا باد خارج کرد تو خواب هم میخندید...
الان یعنی قندش درست شده؟
پس چرا گریه نمیکنه
الانم خواست گریه کنه اعع اولشو گفت خوابش برد
قندش پایینه یعنی؟ حال نداره؟
اگه قندش پایین بود میتونست چشمشو باز کنه؟ یا تکون بخوره؟ یا باد خارج کنه ؟ زور بزنه؟
نفس کشیدنشم ضربه ای و محکمِ نمیدونم چرا