۱۰ پاسخ

خاطرات قشنگ تو بارداریم زیاد دارم🥹
مثلا یکیش شوهرم یه تولد بزرگ گرفت برام همه دوستامم بودن سوپرایزم کرد😍
یکی هم تو خونه خودمون گرفت من و خودش و نینی قشنگترین تولدم بود🫠😍
یکی از خاطراتی که دوسش دارم هم سونو انومالی بود دکتر هرکاری میکرد پسری بر نمیگشت دکتر ببینه جنسیت اش چیه❤🤣چهار ساعت تو سونو معطل شدیم تا اقا پسر حاضر شد برگرده😁😅

بخاطر مشکل قلبی خودم یک دکتر قلب گفت ختم بارداری باید بچه رو سقط کنی نمی‌دونم ایست قلبی میکنی و فلان و بهمان اشکام بند نمیومد نفسم بند اومده بود چون خیلی دعا کرده بودم دکتر بدون هیچ بررسی گفت ختم بارداری تا اینکه رفتم پیش دکتر علیزاده تهران خدا خیرش بده گفت مشکلی نیست فقط قرصامو نباید تا سه ماه اول بارداری بخورم خداروشکر هیچ مشکلی برام پیش نیومد نه من نه بچه حتی تنگی و نفس و تپش هایی که قبل بارداری داشتم تو بارداری خبری ازش نبود و بارداریم خیلی عالی گذشت
قربون خدا برم همه چی به خواست خودشه
این یه خاطره تلخ ازاون دکتره که برام مونده ......

من روز دو روز قبل تولدم فهمیدم باردارم تو روز تولدم به خانواده ها گفتیم قشنگ ترین تولدم بود 🥺

مثه هرسال یه چکاپ کامل دادم که دکتر گفت تست روماتیسمت مثبت شدههه چقدر استرس کشیدیم هممون
۱۱روز بعدازتاخیر تست پریودیم بتادادم که مشخص شد حامله بودم و بخاطر حاملگی انتی ژن روماتیسمم مثبت بودهه از خوشحالی فریاد میزدم هم قراربود مادربشم هم روماتیسم نداشتم

ازمن چون مامانم بچه پسرنداشت خیلی خیلی ذوق داشت بچم پسربشه ونوه اولم میشد
درحدی ک سونواومدباهامون تافهمید پسره زدزیرگریه و شهرو شیرینی داد
ولی مادرشوهرم اینا چون نوه شیشمش بود عادی بودن... شوهرممم ی ادم بی ذوق فقط گفت خداروشکر صدای قلبشو ک شنید کلا یجوردیگ شد

من یه پسر داشتم و فعلا ها یجه دوم نمی خواستیم
تو رابطه مون ، کاندوم پاره شد.
همسرم گفت برم قرص اورژانسی بخرم.
منم گفتم قرص اورژانسی نمی خورم چون ضرر داره و حالا کی با یه بار باردار شده؟ اگر بچه بخوایم، باید چندین ماه اقدام باشیم و بعیده باردار بشم.

خلاصه بعد دو هفته از رابطه ، بی بی چک زدم، حاله انداخت و گفتم حتما خرابه.برای اطمینان رفتم آزمایش دادم، و دیدم بعله باردارم.
خبر رو که به همسرم دادم به شدت ناراحت شد. و تا چند روز تو خودش بود. بیش تر ناراحت این بود که موقع تشکل نطفه نمی دونستیم و اعمال و مستحباتش رو انجام ندادیم.

بعدش دیگه گفتیم کاری هست که شده.

تو سونو که بهمون گفتم دختره خیلی خوشحال شدیم و خدا رو شکر می کنیم که خدا بهمون همچین گلی داد.

من وقتی فهمیدم حامله ام ،به همسرم گفتم یه لباس کوچولو بگیریم خانواده ها رو حضوری یک هفته ی دیگه که میخوایم بریم پیششون حضوری بگیم براعکس العملشون(اخه دوریم از پدر ومادرامون)هیچی دیگه ویار سوپرایزمون کرد!زنگ زدم به مامانم با گررریه و هق هق من گرسنمه غلط کردم من حاملگی نمیخوام سه روزه غذا نخوردم🤣🤣🤣 بنده خدا مامانم شوکه شده بود،نمدونست بخنده شادی کنه یا به حال من گریه!!

بهترینش این بود که رفتم سنو آن تی و صدای قلبش هم شنیدیم خیلی خوب بود . بدترینش رفتم یه سیسمونی یه گهواره کوچک پسند کردم وقتی جمعش کردن مرده قیمتش تغییر داد گهواره ده تومن بهم گفته بود یهو گفت سی تومن منم خیلی ناراحت شدم و نخریدمش .

ی دکتر احمق سونو کرد تازه یه روز از پریودم گذشته بود ولی ازمایشم مثبت بود بعد از سونو گفت احتمالا خارج از رحمی هست خیلی گریه کردم شوهرمم بنده خدا خیلی ناراحت شد تا اینکه دو هفته بعدش دوباره رفتم سونو و دیدیم اشتباه کرده ولی خیلی سخت گذشت بهم اون دو هفته🥲

من تو عقد حامله شدم
همش بالا میاوردم همه فکر میکردیم برا استرس عروسیه😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان نورچشمی🫀 مامان نورچشمی🫀 ۱۰ ماهگی
خانما بیاین بگین چقدر وقت بعد از عروسی باردار شدین خودتون میخواستین یا خداخواسته بود؟ چند وقت اقدام بود

خلاصه از بارداریتون بگین دیگه 😅🤭

من تقریبا دو ماه بعد از عروسیم باردار شدم که خداخواسته بود و با اینکه یه بار رابطه ی پرخطر داشتم و اورژانسی خورده بودم حالا نمیدونم از همون بود یا قبلش...دو هفته از موعد پریودیم گذشته بود که همچنان منتظر پریودی بودم ولی خبری نشد با اینکه مطمئن بودم باردار نیستم برای اولین بار رفتم بیبی چک گرفتم و در کمال ناباوری فوری دوتا خط پرررررر رنگ افتاد پیش خودم گفتم نه اشتباه شده بعدی رو هم زدم دیدم بعلهههههه مثبته

ولی هنوز میگفتم نه اشتباه شده دیگه آزمایش دادم و جوابش مثبت بود و از لحظه ای که جواب رو دیدم تا خونه بی اختیار اشک ریختم گریه ی ناراحتی نبود ولی چون ناگهانی بود انتظارش رو نداشتم

وقتی هم اومدم خونه شوهرم از بس خوشحال شد فوری مادرش و آبجیش رو خبر کرد

ولیییییی تا پانزده هفتگی هیچکی غیر از خانواده ها نمیدونستن و بعد از سلفری خبر بارداری و جنسیت رو به همه گفتیم

پوشک شیرخشک رفلاکس نفخ کولیک