۴ پاسخ

نگو نگووووو زخم خوردم ازوقتی وارد۱۰ ماهگی شده دیونم کزده

ببین من الان بعد نه ماه رفتم سالم موهام کوتاه کنم با اینکه یا خودم بردمش فقط نشستم رو صندلی و دادم بغلم خواهرم اونم رو به روی خودم بعد از چند دقیقه شروع کرد به زار زدن در حدی که بدنش می‌لرزید و کل سالن تلاش میکرد برای اروم شدنش اما فایده ای نداشت

دقیقا دخترمنم الان دوماهی هس اینطوری شده
اصلا نمیزاره از کنارش تکون بخورم تمام کارام میمونه😑

دوران وابستگی
باید بگذره 🤕🥴🫠

سوال های مرتبط

مامان 💕Liana مامان 💕Liana ۱۰ ماهگی
الان خیلی غر دارم و و فک کنم تنها جایی که میشع اینارو گفت و شاید خیلیا همدرد با من باشن اینجاس
من واقعا از داشتن دخترم خوشحالم خیلیم دوسش دارم اما خیلی اذیتم خیلی زیاد یعنی روزا ما اینجوری که با گریه چشممون رو باز میکنیم با گریه میبندیم به این ساعتا میرسه سر درد شدید میشم لیانا به شدت بهونه گیر حتی یک دقیقه هم تنها نمیمونه یا بازی نمیکنه مدام منو دقیقا کنارش نه حتی جلو چشمش چند قدم اونور تر هم دقیقا کنارش میخاد نه شام و نهار درست درمون داریم نه خونه تمیز نه خودم حالم خوبه کارای خودشم با کلی گریه و بغل کردنش موقع انجام دادن انجام میدم خیلی صبوری میکنم خیلی زیاد واقعا هیچی نمیکنم و مدام پیششم اما چند روز یه بار به فروپاشی روانی میرسم و صدامو بلند میکنم باهاش حرف میزنم میترسه متوجه میشه و گریه میکنه و منم باهاش گریه و بعد مثل سگ پشیمون میشم چیکنم واقعا دست خودم نیس این حجم از کارای تلنبار شده مدام صدای گربه و جیغش و همه چی توان و انرژیمو صفر میکنه چه راه حلی دارید غیر اینکه یه دوره س میگذره باهاش راه بیا بچس و....
مامان محدثه مامان محدثه ۲ سالگی
تا چند وقت پیش واقعا خواب دخترم معضل خیلی بزرگی برام بود به لطف یکی از مامان های گهواره تا حد زیادی مشکلم حل شد خدا خیرش بده. دخترم تا دو ماه پیش روی تخت کنار مادر می خوابید و کنارش هم بالش میزاشتم که غلت نزنه توی خواب، هر دو ساعت هم بیدار میشد واسه شیر خوردن یا کلا غر میزد. بعد یه روز خوندم توی گهواره یکی از مامانا نوشته بود از وقتی روی زمین می‌خوابه بچه اش راحت تر شده خوابش. منم گفتم بزار امتحان کنم. یه روز خودم و همسرم با بچه رفتیم روی زمین توی پذیرایی خوابیدیم. اون شب واقعا راحت خوابیدم هم خودم هم بچه. کلا دوبار بیشتر اون شب برای شیر بیدار نشد. خیلی راحت خوابید همه اش توی خواب لول میزد هرجا دلش میخواست می‌رفت منم کاری نداشتم بهش روی شکم می خوابید و خلاصه راحت خوابید. واقعا تجربه مفیدی بود برام و خیلی بهم کمک کرد. یا اینکه هنوزم هر از گاهی یکم اذیت می‌کنه دخترم توی خوابیدن اما حداقل وقتی می‌خوابه دیگه مثل قبل برای شیر زیاد بلند نمیشه و توی خواب هم از ناله و غر خبری نیست ☺️