۱۷ پاسخ

منم درس میخونم و هیچ کمکی ندارم
حتی مامانم گفته برا زایمانت هم نمیتونم بیام چون بالاخره شرایط نداره و شاغل و بچه کوچیک داره خودش
من تا حدودی شما رو درک میکنم ولی نمیتونم حجم فشاری که الان متحمل هستی رو متوجه بشم ولی با این حرف که یسریا میگن گناه چی؟ خودتو گول نزن هیچکس نمیتونه با حرفاش چیزی که خدا حروم کرده رو با یسری دلایل حلال کنه
هیچ کدوم از ما از جزئیات زندگیت خبر نداریم و در نهایت خودتی که باید تصمیم نهایی رو بگیری ولی عزیزم اینو یادت نره که خدا خودش گفته از جایی که فکرشم نمیکنی روزی میرسه ، خدا رازق
برای صبرت هم از خدا کمک بخواه
خلاصه برات دعا میکنم ان شاءالله بهترین تصمیم رو بگیری مامان قوی🥰💕🌸

عزیزم کاش با مشاور صحبت میکردی هم راهنماییت بهتر میکنه هم راحت درد و دل میکنی و سبک میشی ان شاء الله بهترین ها برات رقم بخوره

عزیزم مطمئنا نظر خودت به سقط کردنه حالا به نظرم با همسرت مشورت کن ببین چی میگه دلایل خودتم بگو و روی کمک هیچکس هم حساب نکن چون میگی مامانت نمیتونه، مشکلات مالی حل میشه ولی اعصاب و روانت نه بدتر هم میشه بچه چه دختر چه پسر فرق نمیکنه وقتی نتونی از پسشون بربیای هم به خودت ظلم کردی هم اونا

خدا انشاالله کمکت کنه که بهترین تصمیم و بگیری.من با اینکه از بچه دیگه بیزار شدم ولی اگه روزی بفهمم بازم باردار هستم حتی یک لحظه ب سقط فکر نمیکنم. چون خدا خودش همجوره کمک می‌کنه گلم

اگه میخواید سقط کنید تا قلبش تشکیل نشده سقط کنید ممکنه همین روزا قلبشم بزنه و دیگه دلتون نیاد

عزیزم منم یه پسرپونزده ماهه دارم تاشیش ماه لای پتو تکونش میدادم تا بخابه سرویس شدم تا شد یکساله کمک نداشتم شیش ماه ن من ن شوهرم خاب نداشتیم جوری شد شوهرم ازسرکاردراومد دوتایی بچه داری کردیم بابت بی پولی خیلی اذیت کشیدیم منم کلا قید بچه روزده بودم تایکم بزرگ بشه اعصابم اروم بشه زد یهو تو اوج ناباوری منم پریودم عقب افتاد بیبیچک زدم مثبت ب منم مث شما تو چهارهفته گفتن احتمال خارج رحم دوهغته دیگ رفتم داخل رحم بود ولی هرجوری فک کردم نمتونسم نگه دارم قرص گرفتم پذیروز تو خونه سقط کردم

همسرت نظرش چیه؟ اگ مشکل مالی نداری نگه دار ببین دلت چی میگه به حرف بقیه نیست

سلام عزیزم من دوتا دختر دارم اما معلم قراردادی بودم دخترم که رفت کلاس اول دیگه کار گذاشتم کنار با اینکه منم لازم داشتم پولو اما بنظرم دخترو پسر فرقی نداره هردو دردسر های خودشون دارن و شیطنت ربطی به دختر بودن یا پسر بودن نداره

عزیز دلم واقعا شرایطت سخته خودمو جات گذاشتم واقعا همه جوره حق داری نتونی از پس دوتا پسر شیطون و بازم یه بار داری دیگه و مجدد بچه داری بر بیای چون من با یه بچه و شاغل هم نیستم باز سختمه و کابوس بچه دومو دارم‌. عزیز دلم به خودت زمان بده از خدا بخواه کمکت کنه و راه درستو جلو پات بزاره. آروم باش و یه کم دیگه صبر کن ممکنه خارج رحمی باشه و عذاب وجدان سقط برات نمونه. اما واقعا با وجود اینکه بشدت معتقدم سقط خوب نیس ولی شاید من بودم سقط میکردم چون خدا خیلی مهربونه راضی به زجر و سختی بندهاش نیس. به خدا توکل کن راهشو جلو پات میزاره

آتلیه آنلاین دارم 🩷
هر مدل تم فقط ۵۵ تومن 🌸
از عروسییت گرفته☺️ تا بارداری و نوزادی و ماه‌گرد و دندونی و تولد و ...
آیدی روبیکا
Donya_0170

عزیزم واقعا سخته من بارداری اولم تازه ازدواج کرده بودیم و واقعا نمیتونستیم نگهش داریم و مجبور ب سقط شدم ولی هنوز بعد ۵سال پشیمونم ک چرا این کارو کردم و بعد چند سال بلایی هایی سرمون اومد ک هنوز ک هنوز درگیرشیم و من احساس میکنم از گناهه همون سقط بشین فکراتو بکن بعد تصمیم بگیر ببین چی ب صلاحته

انشالله خدا خودش بهترینها رو برات رقم بزنه

منم بچه سومم واقعا ناخواسته بودحتی سقط کردم ولی دوقلو بوده یکی سقط شده یکی مونده منم از همه جا بیخبر سه ماه خونریزی داشتم رفتم سونو دیدم سه ماه ونیمشه.خدا خواست ک بمونه الان یکسالشه دختر قشنگم.فقط از خدا بخواه ک بهترین رو بخواد برات.همه چی دسته اون بالاسریه.خودتو اذیت نکن گلم آروم باش.دلت محکم کن ب خدا.

ببخشیدا اما داستانت نمیدونم چرا برام حالب امد
کابوس سه تاپسر و شیطنت بچه😍
اینا خیلی شیرینه ..
منم طرفدار بچه پسر نیستم اونم سه تا...
من که سقطو بد نمیدونم ‌...
اگر سختته خب سقط کن به حرف بقیه کاریت نباشه
زنداداش من سالی یدونه سقط میکنه🤷🏻‍♀️
اما یکم صبرتو زیاد کنی سویم ببینی بلکه ام دختر شد این روزاهم میگذره

عزیزم اولین اینکه داری ناشکری میکنی
کابوسم پسر بوده یعنی چی ؟
نگو اینو اینجوری عزیزم‌ پسر نعمت دختر برکت
چه فرقی دارن
بعدشم حامله هم باشی دیگ چاره ای نیست مگه اینکه بری سقط کنی که خودت میگی نمیخوام‌ به گناه بیفتم

فقط توروخدا نگید چرا مواظب نبودی و این حرفا...
من ۷ ساله روشم همینه این بار نمیدونم اصلا چرا اینجوری شد. بارداری های خیلی سختی هم دارم تا ۵ ماه تهوع، استفراغ، کاهش وزن، کم خونی

شما اگه جای من بودید چیکار میکردید؟؟؟
یه چیزی بگید من آروم شم
۲ روزه خواب و خوراک ندارم
آرامش‌ از زندگیم رفته

شیطنت هر دوتا پسر و کلاس اولی بودن پسر بزرگم و کمر درد مامانم و اینکه اذیت نشه و اعصاب خودم باعث شد تصمیم بگیرم ۱ سال مرخصی بدون حقوق بگیرم یعنی الان تو مرخصی هستم. با اینکه من عاشق شغلمم و الان واقعا دارم اذیت میشم چون از ۱۸سالگی کار کردم و مستقل بودم. من همیشه به همه توصیه میکردم ۱ بچه کمه و واقعا هم ظلمه به بچه. اما آنقدر پسر بزرگم اذیتاش زیاد شده که هر روز میگم پشیمونم از بچه دوم چرا دستی دستی این کار و کردم😥

بین این دو تا هم یه بارداری پوچ داشتم که تو بیمارستان سقط کردم.

دیروز دیدم ۴ روز پریودم عقب افتاده برام طبیعیه چون خیلی اینجوری میشم اما انگار به دلم افتاده بود. بیبی چک زدم دنیا رو سرم خراب شد. از دیروز صبح فقط کارم شده گریه. از یه طرف نه اعصاب بچه دارم، نه مامانم میتونه دوتاشونو نگه داره، نه کارمو میتونم بذارم کنار چون تعهد خدمت دارم و استخدام رسمی هستم و دروغ چرا به حقوقشم نیاز داریم تو این وضعیت چون همسرمم یه حقوق کارمندی میگیره.

از طرفی هم از گناه سقط میترسم. میترسم خدا نبخشه. خییییلی میترسم. اما همش میگم نکنه خدا بهم دختر داده من قدرشو ندونستم اگه پسر باشه چی؟ من کابوس زندگیم ۳ تا پسر بوده😰

اصلا وقتی اعصابم ضعیف باشه همش تو خونمون جنگ اعصاب باشه این طفل معصوما هم اذیت میشن.
دیروز که رفتم سونو دکتر گفت یه درصد خیلی کمی احتمال داره خارج رحمی باشه چون خیلی زود اومدی هنوز کامل مشخص نیست زیر ۴ هفته ست.
همش میگم خدایا خودت بگیرش که من به گناه نیفتم و یه عمر عذاب وجدان اذیتم نکنه
بخدا انقدر خوشحال بودم سال دیگه پسرم میشه دوساله من با خیال راحت بیذارمش میرم سرکار چون یکم بزرگ شده مامانم میتونه نگه داره.


بقیه👇👇👇

سوال های مرتبط

مامان گربه كوچولو مامان گربه كوچولو ۱ سالگی
دلم خيلي گرفته خوشبحال كسايي كه پدر مادر شون دوست شون دارن و بين بچه هاي پسر و دختر شون فرق نميزارن
من پريشب با شوهرم دعوام شد شوهرم بهم گفت فاحشه (چون بعد ازدواج مون خبردار شد با چند تا پسر دوست بودم)
پسرمم بغلم بود پسرمو از بغلم گرفت بغل اين فاحشه نرو منم اعصابم داغون شد سر صدا مون بالا گرفت منم رفتم خونه بابام و متاسفانه به بابام اين حرفاي شوهرمو گفتم اونم خيلي عصبانی شد گفت اين حرفا چيه 6 سال ميشه عروسي كردين بچه دار شدين از ديشب تا حالا خونه بابامم يه جور قيافه ميگيره مشخصه نميخاد اونجا باشم بهش گفتم نميخاي اينجا باشم گفت معلومه مگه من بيام خونه ت منو نگه داري ميكني كه من الان از تو نگه داري كنم گفت صدا تم بالا نبر چون ممكنه بدم بياد بهت بگم پاشو برو خونه ت همونجا خاستم گمشم برم خونه م مامانم نذاشت گفت محمد (شوهرم) ميفهمه از خونه بيرونت كرديم ولش كن باباتو بخاطر خودت نرو باباتو تحمل كن چون اگه شوهرت بفهمه بابات پشتت نيست باهات بيشتر بدرفتاري ميكنه منم از سر بدبختيم موندم امشب شام آبگوشت بود پسر منم گرسنه ش شده بود ناهار نخورده بود خواب بود همش گريه ميكرد منم بهش سريع غذا دادم از بس گرسنه ش شده بود لقمه هارو تند تند قورت ميداد موقعي كه بهش دوغ دادم يه دفعه دوغ پريد تو گلوش منم هول شدم ليوان از دستم افتاد (نصف ليوان
دوغ داشت )دوغ ريخت پسرمم همش سرفه ميكرد نزديك بود بالا بياره بابامم همونجا گفت يكي از دلايلي كه بدم مياد تو اينجا باشي اينه كه پسرت هميشه همينجوريه يا بالا مياره يا دوغ ميريزين(پسرم چون نوزاديش رفلاكس داشت زياد بالا مياورد يكي دوباري جلو بابام بالا آورده بود ) منم خيلي بغضم گرفت
ادامه تو كامنت
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۱۳ ماهگی
بچه که بودم کوچه ای که توش زندگی میکردیم کوچیک بود و تقریبا ۶ ۷ تا دختر بچه بودیم که باهم دوست بودیم و بازی میکردیم
یکی از دوستام یه مستاجری داشتن که مستاجر یه پسرکوچولو بانمک داشت ما خیلی دوسش داشتیم هروقت میاوردتش تو کوچه ما کلی تلاش میکردیم خوشحالش کنیم
تولد یک سالگی پسرکوچولو مامانش تصمیم گرفت تولد به صرف عصرونه بگیره و همه دختربچه های هم بازی منو دعوت کرد جز من
مامان من خانم بی نهایت آروم و مهربونی بود با همه همسایه خیلی خوب بود و هیچوقت مشکلی با کسی نداشت ... منم خیلی بچه مودبی بودم یادم نمیاد کوچکترین آزار یا بی ادبی به این خانم داشته باشم نمیدونم چرا منو دعوت نکرد... یادشم نرفته بود چون منو هرروز میدید
روز تولد رسید ما همیشه بعد از ظهرا با بچه ها اسباب بازی میاوردیم کوچه خاله بازی میکردیم اون روز هیچکی کوچه نبود همه تولد بودن جز من...
خیلی دلم گرفت خیلی زیاد بچه بودم کلاس سوم چهارم
وقتی بچه ها اومدن هی از تولد و خوراکیایی که خوردن گفتنو یه سری از بچه هاهم طبق شیطنت بچگانه خواستن دل منو آب بندازن. من بچه مغروری بودم پیش اونا خودمو نشکستم حتی پیش مامانمم نگفتم درواقع تا الان به ه