سلام مامانا
خداقوت🌷
امروز اومدم تجربه از شیشه گرفتن پسرمو بزارم و برای ادامه ی راه از شما مامانای گل کمک بگیرم
پسر بزرگم دوسال و بیست روزشه از چندماهه پیش شروع کردم به کم کردن شیرش مثلا قبلن ۱۸۰ تا ۲۱۰ میخورد براش ۱۵۰ تا ۱۲۰ درست میکردم تا دیروز ۲۲ مهرماه که ظهر حوالی ساعت دو بود با پسرم رفتم بقالی خرید کنم اتفاقی شیشه شیر پسرم دستش بود وقتی داشتم از جوب ردش میکردم شیشه ش افتاد تو جوب پسرم واکنشی نشون نداد و اومدیم خونه فاصله جوب تا خونمون شاید پونزده قدم باشه
یه ساعت بعد بهونه گرفت و سرش و گرم کردم و خابید دم غروب بیدار شد شروع کرد بهونه گرفتن که شیشه شیرم افتاده تو جوب
به باباش گفتم حتما تا الان شیشه رو اب با خودش برده ببر نشون بده که نیست رفتن و از شانس کم من همونجا بود باباش گفت میرم براش شیشه بخرم دم راه میبرم خونه مامانم
بعد دو ساعت که اومدن خونه شوهرم گفت اصلا شیشه طلب نکرده و اونم نداده و منم خوشحااال ولی موقعه خاب خعلی بیقراری میکرد باباش گفت یه ذره بده بهش شیر بخوره منم نودتا درس کردم و خابید
صبحم که بیدار شد اول سرشو گرم کردم وقتی خعلی بهونه گرفت درست کردم ولی نخورد بعدشم بردم بیرون تا ظهر که اومدم خونه و بهونه گرفت خعلی گفتم بریم بقالی برات بستنی بخرم رفتیم بستنی گرفتیم خورد و خوابید و تا الانم خابه
میشه تجربیاتتون رو راجع به ترک شیشه به اشتراک بزارین

۱ پاسخ

من یک وعده یک وعده کم کردم تادوسال پنج ماه یک وعده پاستوریزه میخورد گفتم شیشه ات گم شده وقتی نبودیم یکی اومده برده برا بچش بعد بجاش شیر پاکتی دادم میخورد یکم ایراد میگرفت ولی اصلا سخت نبود زود از سرش افتاد

سوال های مرتبط

مامان آریاز مامان آریاز ۱ سالگی
بعد از روز چالشی جمعه،
من دیروز که رفتم سرکار، تایم کاریمو کم کردم و اصلا شیشه شیر ندادم و به هر سختی بود شیر خودمو دادم
امروز هم نوبت‌ها رو جا به کردم و گفتم شیشه ندم
صبح شیر خودمو خورد دو سه بار
یهو بعدازظهر ساعت سه خواستم بهش شیر بدم، دوساعت بود شیر نخورده بود
گریه‌های وحشتناک کرد و هرکاری کردم شیر نخورد و ساکت هم نشد
به مامانم گفتم ببرش حموم چون عاشق حمومه
گفتم حتما ساکت میشه و گشنه میاد بیرون شیرمو میخوره
اما چنان گریه‌هایی کرد که تا الان به هر گریه‌ای که می‌گفتم وحشتناک، می‌گفت زکی..!
گریه‌هاش به اندازه‌ای بود که با خودم گفتم
اگر بدون بی‌حسی ختنه بشه انقدر گریه نمی‌کنه..!
مجبور شدم همونجوری که لخت بود و از حموم دراومده بود، بهش شیشه شیر دادم
حتا پنج دقیقه مهلت نداد دمای بدنش با محیط یکی بشه…
آسیبی که گریه امروز بهش زد خیلی بدتر از هرچیزی بود که تا الان تجربه کردم..
تلاشمو ادامه میدم..
اگر تجربه‌ای دارین ممنون میشم باهام درمیون بذارید
چت جی‌بی‌تی که اینو گفت:👇👇
مامان نی نی مامان نی نی ۶ ماهگی
تجربه شیر خشک کمکی :
خب منم مثل همه شنیده بودم اگه نوزاد شیر خشک کمکی بخوره دیگه شیر مادر نمیخوره ولی من یه راهی رفتم که جواب گرفتم و گفتم تجربه خودمو بگم بهتون .
از ۱۵ روزگی پسرم چون شب تا صبح دائم بیدار میشد و نه خودش خواب خوبی داشت و نه من به توصیه دکتر شیر خشک کمکی را شروع کردم و تا الانم که پسرم داره ۶ ماهش میشه خدا راشکر همچنان سینه را داره میخوره
فقط چند تا قانون برای خودتون بگذارین و اصلا زیرش نزنین :
اول اینکه هزینه کنین و شیشه ای خوب بخرین که بیشترین شباهت به سینه مادر داشته باشه. از یه جا دیگه کم بذارین ولی شیشه خوب به جاش بخرین .
دکتر برانز یا اونت یا هی اور شی ( من خیلی تحقیق کردم و این سه تا عالین )
من خودم فقط از دکتر برانز استفاده کردم که عالی بود
دوم اینکه تا کودک به خواب نرفته اصلا شیشه را دهانش نگذارین ( مهم ترین بخش)
من شیر خودمو میدم قشنگ میخوره و ۱۰:۳۰ تا ۱۱ شب پسرمو میخوابونم .
بعد نیم الی یک ساعت بعد بهش شیر خشک میدم که دیگه خوابش داره سنگین میشه
اگه یه موقع بیدار میشد سریع شیشه شیر خشک را در میووردم و اجازه نمیدادم اصلا شیشه را ببینه .
از ۱۵ روزگی از ۳۰ سیسی شروع کردم و هی اضافه کردم تا الان که ۱۵۰ تا میدم میخوره.
بیینین این بچه ۵-۶ ساعت راحت میخوابید
هم خودش خواب کافی میرفت هم من
وقتی مادر راحت بخوابه شیر بیشتری هم تولید میکنه بدنش .
بعد ۵-۶ صبح که بیدار میشد منم قشنگ سینه هام پر بود و پسرمم کافی شیر میخورد .
اینم بگم که فقط یک وعده میدادم هاااا
توی طول روز محاله بهش شیر خشک بدم .
چند باری پیش اومد پسرم اعتصاب شیر مادر کرد مخصوصا بعد واکسن ۴ ماهگی
ولی من کم نیووردم و باز بهش سینه رادادم
ادامه توی کامنت
مامان مَهبُد کوچولو💙 مامان مَهبُد کوچولو💙 ۶ ماهگی
من خونمو جابجا کردم یک ماه میشه
قبلاً تو اون خونه که بودم پسرم ساعت ۹ صبح بیدار می‌شد یه ذره بازی می‌کرد شیر می‌خورد دوباره می‌خوابید تا ساعت ۱۲
اینجا که اومدم کلاً همه چیش به هم ریخت اصلاً نظم نداشت شبا گریه می‌کرد اسیر شده بودم یعنی به هیچ روشی نمی‌خوابید گریه‌هاش از غروب شروع می‌شد تا ساعت یک شب
دو روز پیش به زور وقتی ساعت ۹ بیدار شد خوابوندمش تا ساعت ۱۲ خوابید و اون شب برای خواب شبش خیلی کم اذیت کرد
دیروزم وقتی که ساعت ۹ بیدار شد سریع خوابوندمش یعنی اصلاً باهاش بازی نکردم که خوابش بپره شیر می‌دادم بخوابه دیشب باورتون نمی‌شه خیلی راحت خوابید شیر خشک دادم بهش زیر شیشه خوابید یه یه ساعت بعدش با صدای موتور بیدار شد دوباره یه کوچولو شیر خورد خوابید ولی خیلی خوابش منظم شد امروز صبحم بیدار شد خودش شیر خورد خوابید تا ۱۲
یعنی اگه امشبم راحت بخوابه اینو می‌فهمم که به خاطر این بوده که روزا خواب کافی نداشته
اینو گفتم که شاید شما هم بچه‌هاتون یه روتین خاصی داشتن و یادتون رفته
ایشالا که همه بچه‌ها آروم بخوابن شبا ماماناشونو اذیت نکن 🥺😁💖