۵ پاسخ

اصلا دوست نداره و علاقه نشون نمی ده منم مجبور نمیکنم

ماهم پازل تایم داریم تو خونمون عصر تایم پازل شروع میشه برای ما ۲هزارتایی هستش

تصویر

پسر من دوست داشت ولی خودش دست نمیزد می‌گفت تو بچین چندبار پشت سر هم هی خراب کرد هی گفت بچین دیگه سرگرم کردم جمع کردم ی روز آورد یدونه از پازل ها گم شده بود چنان جیغ میزد گریه میکرد ک اون یدونه هم باید پیدا کنی بچینی دیگ انداختم رفت🥴🥴🥴🥴

پسرمنم درعرض ۵ثانیه میچینه همشو اوایل علاقه نداشت الان حرفه ای شده

دختر منم پازل میتونه حل کنه ولی بیشتر حدسی بعضیاش از من کمک میگیره

سوال های مرتبط

مامان نقل و نبات مامان نقل و نبات ۴ سالگی
مامان علی مامان علی ۴ سالگی
سلام
امروز به معنی واقعی درد بود
طوری حالم خراب بود ک اشهدمو خوندم
ازدردهمه بند بند وجودم زیر سه تا پتو بودم وبازم سرد بود سشوار گرفتم به کل بدنم وبه پسرم گفتم بگذاریکم استراحت کنم😴🫩
دیدین وقتی مامامانامریضیم 🤕😷🤒بچها شیطنت واذیتاشون بیشتره چون نگرانن😟 چون اوناهم ناراحتن واین رووبصورت شیطنت نشون میدن.
خلاصه گفتم بیا کنارم بشین بزار یکم بخوابم
ماشین کنترلی رواورد که خوابیده بازی کنم باهاش ولی دیگه درد به نهایت رسیده بود ودیگه تحمل نداشتم یه نیم ساعت گریه کردم پسرم بغلم کرد ک مامان گریه نکن
وگفت مامان کاش کوچیک بودی تو قلبم جامیشدی 😍🥰
هر لحظه میگفت مامان من خیلی دوست دارم
مامان میدونی اندازه همه ماشینا اندازه همه خونه ها اندازه اسمونا دوست دارم
اندازه کهکشونا دوست دارم
خلاصه یه تنه کمبود محبت منو جبران کرد وتوانست گوشی رو بگیره وفیلم ببینه و درد جاشو بخواب داد🫣 وبعدک بیدارشدم خونه هرجایی اسباب بازی🚑🚒🚓🚔🚁🏍🚗 وسایل تزیین جشن تولد🎉🎈🎊 وجانماز وتکه های پازل🧩🧩 وپتو وتکه های کیک🍞 وباز بودن در همه کمدها ولباس ها و....بود
با سختی تمام شروع کردم جمع کردن وپسرم گریه وگریه گریه😭😭 که فیلم میخوام ببینم ومن گوشیو ندادم ویهو فهمیدم🤔 گر سنشه وسیب وموز وکره ومربا خورد درحد گنجیشک خورد وحالش بهترشد 😉ساعت ۹شب من صبونه وناهار وشام رو یکی کردم وگفتم گرسنمه !!!!!!پسرم بغلم کرد گفت :مامان من برات تُمِغُولُ وسیزمینی میپزم 😏 گفتم مامان باهم بریم ویه نیمرو خوردم جای شماخالی🍳
هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی نیستک نیست
۲۵ /۵/۵
این ادمک رو خودپسرم کشیده وگفته مامان خودمو کشیدم 🤩