اخ خداااا این پسر عشق منههه
منم دخترم شیرخشکیه فقط تا دوماه اول شیر خودمو میدوشیدم روزی ۳ یا ۴ بار میخورد بعدش از دوشیدن خسته شدمو بیخیالش شدم
همه بهم گفتن بی محبت ، فردا بچه بهت حس نداره منم گفتم یعنی تموم زحماتم بخاطر یه شیر ندادن هدر میره ؟؟ انقدر تو شکمم بود شب نخوابیا و نگهداری ازش همه اینا هیچه؟؟؟
الان دخترم همش چسبیده بهم همش دنبالمه پس اصلا ربطی به شیر دادن نداره چون خیلیا بچه از پرورشگاه میارن بزرگ میکنن و اون بچه اصلا متوجه نمیشه چراااا چون محبت دیده
پسر من شیر خشکو پس زد چسبید به سینم ولی کارم زاره الان 😫😫😫چنان گازی میگیره سینمو دادم میره هوا منی که روزای اول شقاق سینه نگرفتم الان جوری زخم شدن که وقتی شیر میخوره احساس میکنم دارم جون میدم
یکی از مزایای شیر خشک همینه
عزیزم شما اسم شیر دوشتون چی بود؟؟
ن گلم ربطی ب شیر خشک نداره ، دختر من شیر خودمو میخوره اما اصن وابسته ب من نیست و واقعا خیلی غصه میخورم ازاین بابت🥲
الهیییی قشنگ خاله رو نگاه
والا تو بیکاری زهرا هرکی یه چی میگه به حرفش گوش میدی مگه میشه بچه ای به مادرش وابسته نباشع به شیر نیست که ۹ماه تو شکمت زندگی کرده شوخیه مگه ؟
پسر من شیر خشک میخوره ،پیش ت وابسته ی منه ،بعضی وقتا خودم از اینهمه وابسته بودنش عاصی میشم یه دستشویی نمیتونم برم ،هر جا برم عین کوالا چسبیده بهم وتا نبینه منو گریه میکنه نگو ،،خدا همه بچه هارو حفظ کنه ،زیاد هم چرت وپرتا رو گوش نده ،یه گوشت در اونیکی در واازه،تامام
ای جانمم خدا حفظش کنه 🧿😍😍
آرتینم اینجوری میره بیرون میاد بغلم میکنه یکی دو دقیقه 🤣🤣🤣
منم تا به الان عاشق بودم شیرمو بخوره شاید خدا صلاح دیده من عصابم شیر ندم 🤣🤣
دیار انقد وابسته س به من که دیگه نگران استقلالشم 😂
تا میفهمن شیرخشک میخوره قیافه شون یجوری میشه خیل بهمون حال بدی دادن
بمونید برای هم 🥹❤️
ایشالله زیر سایه ی تو و پدرش بزرگ بشه گلم😍😘🌱
ربطی نداره شیرتو بدی یا نه
پسر من مثلا شیرخودمو میخوره
ولی اصلا وابستم نیس
وقتی میرم جایی بای بای میکنه😬
چرا تو عکس هاش خیلی اروم خوبههه
فک نکنم ربطی به شیرنخوردن داشته باشه من تا یک ماهگیش به پسرم شیرخودمو همراه با کمکی میدادم بعدش دیگه کلا قطع کردم ندادم. ولی پسرم خیلی وابسته منه برم سرویس پشت سرم میاد گریه میکنه بگم بیا بغلم خودشو میندازه بغلم . خیلی اذیتم میکنه ولی خیلی خیلی دوسش دارم 🥰
ای جونم😍
ولی زهرا سر محمدجواد من خیلی خودخوری می کردم چون حتی یه وعده هم از سینه ام نخورد... می گفتم این بچه دیگه منو نمیشناسه، شیرخشکو هرکی بذاره دهنش میخوره دیگه... داشتم افسردگی می گرفتم🥲
ولی خداشاهده چنان وابسته ام شد که، شبا باید دستمو می گرفت تا بخوابه🥹
بیشتر از یساعت پیش مامانم نمیموند... هیلی زیاد چسب بود بهم جوری که خسته میشدم ولی با همه اینا عشق می کردم که اینقدر منو میخواد🥹🥹🥹
سر اسباب کشیم وقتی ۸ ماهه بود حدود ۷، ۸ ساعت گذاشتمش پیش خواهرم، وقتی شب برگشتم پیشش تا منو دید صورتمو گرفت و شروع کرد گونه هامو میک زدن😍😍😍😍😍
قلبم میره وقتی یادم میاد🥹🥹🥹
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.