یکی از همکارام که باهم دوستم هستیم تا حدودی، یه دختر بچه داره این بچش عاشق نی نیه، دوسه بار هم تا حالا اومدن خونمون که بچه میخواد حلمارو ببینه گریه کرده آوردمش ، هفته ی پیش بیرون همدیگه رو دیدیم یکم حرف زدیم و اینا توی همون تایم هم این دخترش هی میخواست حلما رو بغل کنه و گریه که بچه رو بده من حالا خودش کلاس اوله بلد نبود بچه رو بگیره همینجور من فقط حرص می‌خوردم 😐😑 یه تعارف بهشون کردم که یه روز بیاین خونمون بچه رو ببین و اینا سر فرصت ، حالا از هفته ی پیش دو بار تا حالا زنگ زده همکارم که می‌خوایم بیایم خونتون بهش گفتم یه روز که برنامم جور بود بهتون خبر میدم یا با هم بریم بیرون یا تشریف بیارید خونه ما ، همه ی اینا به کنار با وجود اینکه اینجوری بهش گفتم امروز الان لنگ ظهری داره زنگ میزنه که بیان اینجا ، واقعا دیگه اعصابم نمیکشه وقت ندارم چی بهش بگم خیلی سیریشه ، جواب ندادم هفت بار پشت سر هم زنگ زده 😑😂😂

۱۳ پاسخ

اخی فک کنم دخترش مغزشو خورده🤣🤣🤣 هی بریم بریم

ما مهمونی بودیم ،ی دختر بچه تقریبا ۱۰ ساله جثه ریزی داشت هی میخواست دخترم بغل کنه،اصلااااا نزاشتم چون همسرم به گوشزد کرد قبلش مراقب باش ندی به بچه های کوچیک چون بدنشون توان نداره میخورن زمین …همون جا قاطعانه بچه ها هی خواستن بغلش کنن دخترم و گفتیم نه

بلد نیستی این بار بگو این همه بچت نی نی دوست داره یکی بیار.بعدشم زنگ میزنه بردار بگو بیرونم صدا نزاشته بفهمم

یکی از دلایلی که خیلی سخت دوست پیدا میکنم ،دوست زیادی ندارم .و تنهام همینه

حالا یکی هم مثل این همکار شما سریش از آب دربیاد بیا و جمعش کن .

چنین رفیقی داشتم با چنین شرایطی اخر دعوا شد

جواب بده بگو بیرونم خونه نیستم خونه مادرمم دوبار اینجوری بگی دیگه نمیان

خب بیان بچه رو یه کم بده بغلش بعد بگو اذیت میشه گریه میکنه ازش بگیر
بچه های خواهر شوهرای منم خیلی‌ گیر میدن که بچه رو بدم بهشون ولی من میگم بچه هنوز خیلی کوچیکه و نمیدم بهشون

بذار بیاد ولی یجوری بچه رو بهش بدین بغلش باشه در حد یک دقیقه.خودتونم مواظبش باشین.بهشم بگین الان بد گرفتی بچه رو یا خوب گرفتی.بعد سریع بگو بچه شیر میخواد یا خوابش میاد و ازش بگیر

برو بیرون باهاشون یه ساعت حال و هوای خودتم عوض میشه
بگو دوست داشتم تشریف بیارید خونه ولی شرایطم مساعد نیست فعلا متاسفانه
برید یه ساعت بیرون خسته ام شدی برگرد خونه
بچشم بغل خواست بگو خوشگلم بزرگ که شدی بیا بدمش بغلت
ما یه عالمه بچه داریم تو فامیل با این جمله ی من همشون منتظرن تا بزرگ شن من بچمو بدم بغلشون
خیلی جمله ی کار راه بندازیه🤣

خیلی بده منم توی این وضعیت گیر کردم، ولی بچت مهم تره بنظر من جوابشو نده یا یه بهونه بیار چون یکیش خودمم یکی بیاد خونمون روم نمیشه بگم بچه رو بد بغل کردی یا... فقط حرص میخورم بچه هم زبون نداره ک بگه من اذیتم بعدم بچه کلاس اولی چجوری میخواد بچه چهارماهه رو بغل کنه آدم دیوونه میشه تا بیاد و بره😶

از قدیم میگن تعارف اومد نیومد داره دیگه این اومده😂

🤣🤣🤣

آخه بیان هم این دخترش پدر بچه رو در میاره 🫥

سوال های مرتبط

مامان مَهان💗 مامان مَهان💗 ۹ ماهگی
امروز کلاس آنلاین داشتم
همزمان که کلاس داشتم به بچه شیر میدادم
دخترم هم بد قلق یدفه شیر نخورد گریع میکرد
و فقط هم خودم می‌دونم که چطور ارومش کنم که یذرع شیر بخوره محض رضای خدا
این وسط استاد منو صدا میزد
دخترم گریه میکرد
خواهر شوهرم هم بچه رو از بغلم کشید برد میگف بدش من تا تو درست تمام شه...درسته که دوستش داره
ولی همه ی اطرافیان من می‌دونن که من بدم میاد کسی بچه رو یکدفعه از بغلم همینطور بکشه ببره در صورتی که داشتم تلاش می‌کردم بهش شیر بدم
نزدیک بود دیگه بزنم سیم آخر ی چیزی بگم بش🤦🏻🤦🏻تا شوهرم اومد وسط گفت بچه رو بهش بده فقط خودش بلده ارومش کنه پیش تو نمی‌مونه
جالب هم اینجاس بچم تا میبینشون گریه می‌کنه و می‌ترسه چونکه زیاد همدیگه رو نمی‌بینیم
هنوزم حرص میخورم از دستش..مثلا دماغ بچه رو کشیده فشار داد منم بچه رو برداشتم گذاشتم بغل خودم گفتم لطفا نکن
😐من جدی جدی بهشون میگم با بچم باید درست برخورد کنید اینا خودشونو میزنن کوچه علی چپ
مامان لارا مامان لارا ۱ سالگی