۱۵ پاسخ

😭😭😭😭 الهی خدااا صداتو بشنوه

چیه این بشر که هرگز خرسند نیست، سالها حسرت خوردم و رنج کشیدم و امپول زدم تا با ای وی اف مادر شدم، چندروزه سرما خوردم جون ندارم بچهامم خیلی اذیت میکنن امروز گفتم کاش بچه نمیخواستم،حالا دوباره دلنوشته شمارو دیدم یاد قبلا افتادم...
درک میکنم چ حسی داری ولی غصه نخور میشه

مثل اینکه مشکل از شهریور ۴۰۳ هست🤦🏼‍♀️چون منم دقیقا از همون ماه اقدامو شروع کردم و هنوز خبری نیست🫠🫠🫠نمیدونم واقعا دیگه باید چه کاری انجام بدم و از کی بخوام!!!

الهی خدا به حق همه خوبانش دامنت سبز کنه عزيزم
هر کی تو زندگیش مشکلی داره و با یک چیز امتحان میشه به خدا توکل کن

منم شبیه خودت خسته شدم از انتظار بریدم دیگه به فکر انتقالم ولی واسه دویدن برای اونم خستم
چرا واقعا اوج جوونیم باید گیر این کار بیافتم مگه چند سالمه
حسود نیستم بخدا ولی وقتی میبینم یکی بچه چهار و پنچمش تو راه و خدا برای یکی دادن به من این‌قدر اذیتم می‌کنه بخدا نمیتونم جلو خودمو بگیرم خیلی دلم میگیره ازش شده حتی کفر کنم ولی به هیچ نرسیدم واقعا بریدم نمی‌دونم تو دوراهی موندم یا کلا قیدشو بزنم و تو آرزوی مادر شدن بمونم یا یه فرصت به خودم بدم و ای وی آف کنم واقعا نمیدونم

ایشالا ب زودی آرزوت، حقیقت شه🩵

میدونم چقدر سختته و چقدر دردناکه این حس ناامیدی🥺
از خدا میخوام به زودی قسمتت بشه طعم مادر شدن بچشی، شیرین ترین و ناب ترین حس ممکن،
صدای قلب کوچولوشو به زودی تو سونوهات بشنوی و همه اشکات از سر شادی وذوق باشن
هم تو تهمینه جانم
هم تینا جانم
هم همه‌ی کسایی که آرزوش رو دارن به خواسته‌شون برسن ✨🥺💗

منم ۷ ساله ا منتظرم از ۱۷ سالگی تا العان تمام روزایی خوب و خوش جونیمو تو دکترا و بیمارستانا بودم به جای خندیدن فقط اشک ریختم دوبار با هزارتا درمان و دارو نذرو نیاز باردار شدم سقط شد و کلا از ته نا امید شدم و دیگه از امید بستن نا امید شدم خسته ام خیلی خسته انگار دنیا برام هیچ لذتی باقی نذاشته برای هیچی دیگه ذوق ندارم .....

الهی و آمین ♥️

من از سال ۹۵منتظرم یعنی ده سال با سه تا سقطی که نصیب م شد ببین چی کشیدم

درکت میکنم واقعا انتظار سخته

آی وی اف رو امتحان کردی عزیزم!؟

من با خودم میگم مگه گناهمون چیه که باید اینجوری انتظار بکشیم و حرف بشنویم
جلو روم میبینم کسایی رو که بچه ی چهارمشونو ناخاسته باردار میشن اون لحظه از خودم متنفر میشم و بیشتر پی میبرم به اینکه تو دنیا هیچ عدالتی وجود نداره
ولی چیکار میشه کرد عزیزم بلاخره یه روز تو کوچه ماهم عروسی میشه تا اون روز چاره ای نیس جز صبر

منم از 1401 آرزوشو دارم ...💔

میدونم چ حسیه ایشالا ب حق امام حسین همین ماه دامنت سبز شه

عشقم ناامید نباش حتما صلاحتو خدا خواسته اگه تا الان نشدی ایشالا ب زودی خبر مامان شدنت رو بزاری

انشالله زود به خواسته دلت برسي🫂

سوال های مرتبط

السا🩷 👶 السا🩷 👶 قصد بارداری
۱۱ روزه که پریودم عقب افتاده... 🥺🤍
خدایا، نمی‌دونم توی بدنم چه خبره، نمی‌دونم باید امیدوار باشم یا نگران...
هر بار می‌رم دکتر، می‌گن کیست داری؛ یه ماه دارو می‌خورم، می‌گن قطع کن، دوفامد می‌دن برای تنظیم پریودم، اما این ماه هم خبری از پریود نیست... 💔

دیگه واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم... فقط دلم می‌خواد برم آزمایش بدم و این بار با یه عالمه ذوق و خوشحالی برگردم و بیام اینجا بنویسم:
«بچه‌هاااا، باورم نمی‌شه! تست نشون نمی‌داد، ولی من باردار بودم!» 🥹🩷

خدایا، خودت می‌دونی چقدر دلم می‌خواد مادر بشم...
خودت می‌دونی پشت این همه انتظار، چقدر امید و آرزو خوابیده...
اگه این کوچولوی قشنگ توی دلم جا گرفته، کمک کن سالم بمونه و خبر اومدنش رو با اشک شوق جشن بگیرم...
و اگه هنوز وقتش نرسیده، بهم صبر بده تا زیر بار این انتظار خسته نشم... 🥺🤲🏻

خدایا، این ماه دلم یه معجزه می‌خواد... یه خبر قشنگ که تموم این نگرانی‌ها رو به اشک شوق تبدیل کنه. 🤍🕊️




#بارداری#بارداری
مامان ریزه میزه🥺🍭✨ مامان ریزه میزه🥺🍭✨ هفته چهارم بارداری
خدایا...🙂
دیگه خسته‌ام...
از انتظار، از فکر کردن، از شمردن روزها، از امید بستن و دوباره ترسیدن.
این همه مدت با تمام وجودم خواستم، دعا کردم و تلاش کردم اما دیگه نمی‌خوام بیشتر از این خودمو خسته کنم
من دیگه نمی‌خوام زمانش رو تعیین کنم نمی‌خوام هر روز دنبال نشونه بگردم نمی‌خوام با هر درد و هر ترشح دلم هزار راه بره...این آرزو رو که این‌همه از ته قلبم خواستم، می‌ذارم توی دستای خودت.😭
رهاش می‌کنم و می‌سپارمش به تو.
خودت بهتر از من می‌دونی چقدر دلم مادر شدن می‌خواد خودت می‌دونی شب‌هایی رو که با بغض خوابیدم و صبح‌هایی رو که با امید بیدار شدم خدایا اگر قرار هس این آرزو نصیبم بشه خودت قشنگ‌ترین زمانش رو رقم بزن و اگر هنوز وقتش نرسیده، به من صبری بده که نشکنم 🫠دیگه نمی‌خوام با خدا بودنم رو با گرفتن یا نگرفتن یک خواسته اندازه بگیرم فقط می‌خوام دلم آروم بشه و بدونم هر چیزی که تو برای من رقم بزنی، منو فراموش نکردی.
من خسته‌ام، خدایا...
این بار من رها می‌کنم و تو نگهش دار.
هر وقت صلاح دونستی، هر طور که خودت خواستی، قشنگ‌ترین اتفاق رو وارد زندگی من کن
من سپردمش به خودت...
و حالا می‌خوام کمی نفس بکشم.🤍🙃
و امشب، برای تمام دل‌های منتظر دعا کردم
الهی هیچ‌کدوممون با دست خالی از درِ خدا برنگردیم 🤲🏻🤍🌸💜
مامان نفس مامان نفس هفته پنجم بارداری
خدایا… 🥹🤍

یه بار قلبم رو به تو سپردم و با هزار تا آرزو، منتظر به آغوش کشیدنش بودم… اما قسمت شد که با دست‌های خالی و دلی شکسته، نبودنش رو تحمل کنم. 💔

اون روزا فقط تو می‌دونستی چه شب‌هایی رو با اشک صبح کردم و چند بار ازت پرسیدم: «خدایا، چرا من؟» 🥀

حالا دوباره دو خط صورتی روی یه بی‌بی‌چک، دلم رو پر از امید کرده… انگار دوباره یه فرشته کوچولو رو به من هدیه دادی. 🥹🫂

خدایا، این بار دیگه نمی‌خوام با چشمای اشکی صدات کنم…
این بار می‌خوام با اشک شوق، دستام رو به آسمون بلند کنم و بگم:

خدایا، شکرت که دوباره منو لایق حس قشنگ مادر شدن دونستی… 🤍

من هنوزم می‌ترسم، هنوزم ته دلم از تکرار اون درد می‌لرزم؛ اما به تو ایمان دارم، به مهربونیت، به معجزه‌هات…

خدایا، این بار خودت نگهدارش باش…
نذار دوباره آغوشم خالی بمونه…
نذار دوباره صدای گریه‌هام به جای خنده‌های بچه‌م، توی خونه بپیچه…

خدایا، این کوچولوی تازه‌رسیده رو به تو می‌سپارم؛ تویی که از همه بیشتر می‌تونی مراقبش باشی. 🥹🤲🏻

این بار می‌خوام آخر قصه‌م، به جای خداحافظی، بگم:
«سلام کوچولوی من… مامان خیلی منتظرت بود.» 👶🏻🤍

الهی آمین… 🤲🏻🕊️
ازمایش مثبت شده خواهرا عدد بتام ۷۶۷ ممیزه نمیدونم چقدر دیروز موعدم بود بماند به یادگار۱۴۰۵/726
چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍