۱۰ پاسخ

من بچم تازگيا تو بغلم ميخابه

منم یبار می‌زارم روپام یبارتو بغلم می‌شینم یبار سرپامیمونم اینجوری میخابونم به ی روش عادت نداره بعضی وقتام شانسی درازش میکنم پیشش می‌شینم میبینم خابش برده ....محلش نده کارخودتو بکن

سعی کن قدم‌نزنی بخوابه نه بخاطر حرف مادرشوهرت بخاطر اینکه خودت اذیت میشی وقتی یکم بزرگ تر شد هر بچه ای یه قلق داره

بچه خود بخود نمیخوابه ماهم یکی از کار هایی که نوشتی میکنیم تا بخوابه بعد از مدتی هم روشش جواب نمیده باید عوض کنی

بهش بگوبچم اینجوری راحته خلاص
من نمیدونم ایناچراگیرمیدن.
به منم میگه تونبایدتایم خوابشومینداختی شب.یاگهوارنخربد عادت میشه.نمیدونم روپانزار ولی من همون کاری که رومیگه نکن میکنم تابفهمه وباخودش بگه حرف زدن بهش بی فایده هست. دست ازسرم اینجوری یکم برداشته

والا دختر من که فقط تو بغل میخوابه یا سینه تو دهنش باشه یا رو پا جور دیگه از گریه سرخ میشه خوابش نمیبره ... بعدشم به کسی مربوط نیست بچه چجوری میخوابه اگه به اذیت شدن باشه مادر اذیت میشه نمیفهمم چرا بقیه دخالت میکنن انگار ما مامانا خوشمون میاد خودمونو اذیت کنیم خب کلی کار کردیم این چند راه جواب داده دیگه

هرجور ک بچه راحت می‌خوابه بخوابون به حرف کس دیگه اصلا اهمیت نده

من از وقتی بچه دار شدم یچیز و فهمیدم که هرکاری کنی یکی پیدا میشه یه حرفی بزنه

ماجراهای ما با مادرشوهر تمومی نداره

من میگیرمش بغلم تکونش میدم میخوابه

سوال های مرتبط