من چیکارکنم بنظرتون ازدست این مادرشوهرم اومده اینجا دخترم پشت سرش گریه کرد دخترمم باخودش بردبعدمن رفتم دنبالش بیارمش خونه دخترش تازه زایمان کرده اینجاس بچشم همش گریه می‌کنه مادرشوهرم برگشته میگه دعانیوردین ک روی بچه گفتم مگه من عقل ندارم چه فکری درموردمن کردی ازاین ورم دخترم گریه می‌کرد بخاطراون منم اعصابم خوردشد بااین وضعیتم جیغ محکم کشیدم سردخترم طفلی بمیرم براش اینقدرگریع کرداصن اعصاب ادمومیریزن بهم قدیمیاراست گفتن کافرهمه رابه خیش خودپنداردمنم اعصابموسرشوهرخالی کردم گفتم فقط به باردیگ بچه روببربالا بعدمادرشوهرم اومده پایین میگه چیزی نگفتم ک نارحت شدی جیغ زدی سربچه گفتم ازنظرتوچیزی نبوده ازنظرمن خیلی مهمه چون من اینجورادمی نیستم اینقدراعصابم خورده دارم حرص میخورم
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری

۱۸ پاسخ

بگو اره دعا آوردم رفتم همونجایی که خودت میری دعا گرفتم براتون

ببین توروخدا به خاطر این دوتا طفل معصوم خانواده شوهر رو بگیر به یه طرفت

عوضیییی خیلی اعصابم خورد شد چطوری با خانم باردار این مدلی حرف زده

دقیقا کافر همه را به کیش خود پندارد👍
ای خواهر مثل منی که....
توی یه ساختمون با مادرشوهری...
خدا صبرمون بده انشاالله....
واقعا چجوری روشون میشه و چه دلی دارن که اینجوری صحبت میکنن باهامون بی وجدانا...

اخی عزیزم بسپارب خدا
خداخودش جوابشومیده
اصلادیگه نروخونش
چندروزهم که خواهرشوهرت اونجاست توام بروخونه مامانت

بنظرم باید ی صحبت خیلی جدی با دخترت و همسرت داشته باشی ک دیگه این کار تکرار نشه
البته اگ سن دخترت جوری هست ک‌متوجه بشه

میگفتی نکه خیلی تحفه و تبرکه باید براش دعا هم بگیرم
بگو این بدون دعا وضعش اینه خدا زدش
تا از ته بسوزه

حالا خوبه جوابش دادی فدات شم دیگه بهش فک نکن باهاشون سر سنگین باش نذار دخترت هم بره پیششون اگه شعور داشت همچین حرفی نمیزد

خیلی حرفش بد بود هرکسی باشه ناراحت مبشه

چقدر نفهمه دیگه نرو خونشون اومد هم محل نده بهش به شوهرتم‌بگو‌بهت چی گفته خودتو بزن به حال بدی بگو من با این وعضیتم ی فرشته ی پاک توشکممه تو پاک ترین حالتمم مادرت چه حرفایی میزنه به من

راستی نی نی دختر یا پسر؟

بگو اگه خودم باردار نبودم یا کلا بچه نداشتم شاید این ضرت جور در میومد آخه خودم دوتا دارم چرا باید از این کارا کنم حتما شما برای من میارید که خودتون اینجوری فکر میکنی خدا هر چی مادرش هر لعنت کنه دوهفته پیش اینجا بوده تیکه های انداخت که تا همین الان مغزم دلم رو درگیر کرده همین الان داشتم با شوهرم سر اون حرفها دعوا میکردم میگه چرا هی میگی میگم آخه حرفهاش داغونم کرد باید جوابش رو میدادم ندادم اینجوری ریختم بهم سر شوهرم هی خالی میکنم

عزیزم شایدم اون ب فکر تو بود خواست اذیت نشی حامله ای بچه رو برد چند ساعت استراحت کنی ما از وقتی باردار شدیم هورمونامون بهم ریخت فک می کنیم همه بدمون میخان

اگ تو یه ساختمون زندگی میکنین بهترین کار بی محلی و کم کردن رفتوامده بارداری الکی حرص نخور برعکس ب خودت برس حالت خوب باشه دیدن حال خوبت بیشتر از جواب دادن بهشون سوزش داره براشون

بگو حتما خودت تمام کارت توی دعا هست

دست خودته انقد بهش رو میدی رفت و آمد تو ازهمه نظر کم کن،بچت مهمه نزار بره بزرگ شه دمارتو درمیاره

حرص نخور عزیزم آرامش خودتو و خانواده تو بخاطر یه خرافاتی کم عقل نریز بهم پاشو یه لیوان آب خنک بخور چندتا نفس عمیق بکش دستتو بذار رو قلبت سه بار الا بذکرالله تطمئن القلوب بگو آروم بشی

مطمعنم نوه ش پسره که اینو گفت

سوال های مرتبط

مامان دیانا  🩷 مامان دیانا 🩷 ۱ ماهگی