۱۰ پاسخ

مربی اش باید بزاره چرخشی جابجا بشن
ینی دونفر همیشه ی جا نباشن
ک هم باهمدیگه تعامل داشته باشن و ارتباط بگیرن وهم همدیگه رو بشناسن و همه باهم دوست بشن.

نمیدونم راه درستی باشه یا نه ولی یه روز یه خوراکی ای چیزی بده ببره با بقیه بخوره تا شروع صحبتش با بقیه شروع بشخ

عزیزم مفت نیس ک داری پول میدی بعد میفرستی ک روابط عمومیش خوب بشه ن ک دیگ ب بچه لطمه بخوره باباشو بفرس یااگه بری بگی میخوام جاشو عوض کنم مطمئن باش درست میکنن نمیزارن درش بیاری چون پول میدی

دختر منم میره ولی دایم جاشون تغییر میکنه جای ثابت ندارن

اگر واقعا اذیت میشه عوض کن

بعدم توداری هزینه میکنی ب گریه بجه می ارزه هرجابری مینویسن

بنظرم یبار دیگ باباش رو بفرست با مدیر صحبت کنه
اگ نمیتونن مدرسه اش رو عوض کن

خب صندلی معلم سه نفره کن معلوم تنهاس بچه

عزیزم قرار نیست برا همچین مسله ای پیش دبستانی اش رو عوض کنی ک
برو صحبت کن بگو اینجوریه قضیه
انشاا ک حل میشه

اگه میبینی واقعا اذیته اره عوض کن

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
من خیلی به دخترم وابسته ام دخترمم همینطور همه ی کارهای دخترم که مستقیم با دخترم در ارتباط هست رو من انجام میدم مثل خوابوندن شیر دادن غذا دادن بیرون بردن کلاس اینا بخوام برم همه اش با خودم همسرم نهایت شیشه شیر بشوره کارای این مدلیش رو انجام بده اصلا طاقت گریه های دخترم رو ندارم از نوزادی هم اینجوری بودم جیگرم می‌سوخت این گریه میکرد انقدر همه ی کارهای دخترم با من بوده که دخترمم شدید وابسته ام هست و با من راحت تر از باباشه اگر بخوام برم بیرون و بذارم پیش باباش الان که بزرگتر شده خیلی اذیت میشه به حدی که چند هفته پیش کلاس داشتم و گذاشتمش پیش همسرم رفتم ۴ ساعت نبودم همسرم میگفت تا برگردی همش هق میزد می‌گفت مامان و من حالم خیلی بد شد از حرفهای شوهرم که برام تعریف میکرد چطور دخترم بی تاب من بوده و از هفته های بعد دخترم رو با خودم میبرم خیلی هم اذیت میشم انقدر همه ی کارای دخترم رو انجام میدم که گاهی به مرز نابودی و جنون میرسم از خستگی کلافگی تنهایی و فشار کار عصبی میشم داد میزنم البته نه خیلی بلند
ادامه ی متن رو پایین میذارم 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻