۱۳ پاسخ

اره عزیزم میریم نه کاربدی نکردی خوب مادرشی جگر گوشت بوده ولی بی تابی نکن که روحش ناراحت بشه از بعد جنگ دیگه نرفتیم خیلی دوست دارم زود به زود برم ولی شوهرم همش مشغله داره وقت نمیکنه ببرتم با ماشین باید بریم نزدیک بود دوست داشتم هرروز برم ولی حیف نمیشه دلم خیلی تنگش میشه منم میرم اروم میشم من عکسشم تو گوشیمه دل تنگ شم نگاش میکنم یه وقتا خیلی ناراحت بشم که نمیتونم برم خودش انگار میفهمه میاد به خوابم بچم 🥲🥺اره خوبه همه این کارا ثواب داره اونا که فرشته ان نیاز ندارن ولی میتونی به نیت دخترت وبقیه امواتت هم بدی به اوناهم خیرش برسه میتونی به نیتش به بچه یتیمی نیازمندی هم کمک کنی

شمام بیمارستان حافظ بودین شیراز

من یکی دیگه هم زایمان زودرس شدم ۵ماه

امروز یک ماه شد هنوز نرفتم ولی یک بار میخوام برم

من میدونم کجا خاکشون کردم ولی دلم طاقت نمیاره میدونم برم دق میکنم..
اونا ک گناهی نداشتن از فرشته پاک‌تر بودن قرآن و دعا لازم نیس ، اگ برا دل آرومی خودت خواستی بخون..

دوسته منم ب بیمارستان گفت خودشون دفن کنن اصلا بهش فکرنمیکنه چرا توخودت روعذاب .
همون بهتر ک نمیدونی اینجوری کمتراذیت میشی

خدا به دلت ارامش ببخشه عزیزم🫂❤️‍🩹

نه .....
یبار با ماشین رد شدیم از کنارش ولی حتی سمتش نگاه نکردم ...نمی تونم طاقت ندارم اولین بچم که بعد ۳سال انتظار بود
اون همه سختی که تحمل کردم اون همه بد ویار بودم تو بارداریم از بس بدویار بودم ۱۹کیلو کم کردم آخرش هیچی تو هیچی موقعه زایمان از دستش دادم
خدایااا چرااا تا الان با حسرت نگاه لباساش میکنم 😭😭 حتی اجازه ندادن ببینمش چرا باید برم روی قبرش به کجای دردم میخوره😭

آخیی عزیزم 😥

چند ماهت بوده

بله من هر پنچشنبه باید برم یعنی میرم آرامش میگیرم دست خودم نیست گاهی هم یه دفعی گریه ام میگیره گریه میکنم تا خالی بشم و حتی گاهی روزا گریه ام میگیره وسط کار های روز مرگی


نه اشکالی نداره گل ببری منم میبرم ولی من وقتی میرم حالم بد میشه ولی آرامش میگیرم دلتنگی کمی رفع میشه ولی سخته در کل

چرا نباید بفهمی بچت کجا خاکه کی خاکش کرده مگه؟

خوبه براش قرآن بخونم یا مثلا شکلاتی شیری چیزی پخش کنم براش؟ یا نباید این کارارو انجام بدیم برای نوزاد؟

سوال های مرتبط

فاطمه ام فاطمه ام قصد بارداری
سلام مامان قشنگا چطورین؟! من برگشتم از عکس رنگی رحم...ساعت ۱۱ و نیم نوبت داشتم تقریبا ساعت ۲ عکس گرفتم! اول ک وارد مطب شدم منشی گفت بشین صدات میکنم بیشتر از ۱ ساعت نشستم ک صدام زدن، رفتم داخل دکتر گفت میخوای اول سونوت کنم؟گفتم اگه لازمه انجام بدین،اول سونو شکمی و بعدش سونو واژینال کرد رفتم بیرون منشی گفت برو طبقه بالا آزمایش بده! بعدش برو دارو و وسایل بهداشتی بخر😖😵‍💫😵‍💫😵‍💫 رفتم آزمایش بتا دادم (منفی بود)جوابشو بردم ب منشی دادم بعدش رفتم وسایل بهداشتی یکبارمصرف و دارو گرفتم دوباره برگشتم مطب....و بالاخره نوبت عکس من شد رفتم داخل به رادیولوژیست گفتم میشه برام بی حسی بزنی؟ گفت باشه یه رضایتنامه جلوم گذاشت ک بخون و امضا کنانگار میخواستم عمل کنم!....دراز کشیدم دستام عرق کرده بود از استرس😵‍💫 یهو ی چیزی فرو کرد تو من دردم گرفت آروم ناله کردم یه قطره اشکم در اومد رفتم بیرون دیدم ریملم پس داده!🙄🥲 خلاصه وقتی داشت دارو و اون ماده حاجب رو تزریق می‌کرد زیر دلم درد گرفت یکم ناله کردم از پریودی دردش بیشتر بود....تا وقتی اون دستگاه رو کشید بیرون احساس کردم راحت شدم!🥲 دختره گفت عفونت نداری ولی داروهای خشکنت رو تا آخر بخور....من نمیدونم وقتی لوله هام بازه و عفونت ندارم برا چی درد داشت؟!🥲 حالا اومدم خونه همچنان زیر دلم درد میکنه و سنگینه! مث روزای اول پریود.....وقتی رفتم سرویس همراه با ادرار خون دفع کردم ب اندازه روز سوم پریود خلاصه ک عکس رنگیرحمبرا من یکم سخت بود🥲....الان پد گذاشتم فعلا تمیزه ولی نمیدونم چرا خون ریزی کردم!؟ کسی اینجوری بوده؟!🥲🥲🥲🥲🥲😵‍💫😵‍💫😖😖😖🤔🤔🤔
الی الی قصد بارداری
سلام😚
نیومده تو طایفه شوهرم از همشون متنفر شدم.
چون منو شوهرم قبلا دوست بودیم و اون نظامیه دو هفته زودتر سیغه محرمیت مارو خوندن و بعد دو هفته دیگ ما عقد کردیم🦋🪼ولی چون بیشتر هیجان داشتیم برای رابطه تو دوران دوستی حرف میزدیم وقتی ازدواج کنیم اینجور میکنیم اونجور میکنیم. دیگ ما رفتیم اسپری تاخیری خریدیم و با کاندوم گفتیم استفادش نکنیم بمونه برا شب عقد🤦‍♀️و اون روز فامیلای شوهرم اونجا بودن از دختر خاله بگیر تا دختر عموها😭😭😭من نمیدونم اسپری از کیفم افتاده بود یا تو کیفم بود دقیق یادم نیست نمیدونم کدوم از بیشعورها اسپری رو گذاشته بود رو کیفم😭😭منو شوهرمم رفته بودیم خرید برگشتم خونه رفتم اتاق دیدم اسپری رو کیفمه و اونجایی ک روش نوشته بود اسپری تاخیری اونجاشو گذاشته بودن تو دید. دختر عمو و دختر دایی هاش همشون ازدواج کردن و بچه هم دارن.
خیلی ناراحتم اون روز انقد گریه کردم ک چرا اینکارو کردن خب اگ زمین افتاده بود میزاشتن تو کیفم 🤧🥲😭بعدش ظهر منو شوهرم رفتیم خوابیدیم برای ناهار ک بیدار شدیم دیدم دختر خاله هاش خندید خیلی حس بدی داشتم🫠😭😭😭

کولیک
بارداری
دختر
مکمل