۳ پاسخ

سلام ببخشید مزاحمتون شدم ،آتلیه میخواید من ۵۰ تومان درست می کنم براتون، هرجوری که شما بخواید درست میکنم، خواستید میتونید به پیچم سر بزنید ببينيد نمونه هام.

دختر منم یکجا نمیشیمه تاخیر گفتار داره نمیدونم چیکار کنم

دخترمن تووخونه هم اینطوره دقیقا ومن همش نگرانم بره مدرسه یا پیش دبستانی چکاربایدبکنم

سوال های مرتبط

مامان هانا و هاکان🐣🐾🐻 مامان هانا و هاکان🐣🐾🐻 ۲ سالگی
مامانا من تابستون دخترم نوشتم مهد چهار سال نیم هست و به امید اینکه پاییز هم بره پیش ۱ …
ولی جذب نشد یک ماه هم تلاش کردیم من میزفتم اونجا میشستم نمیرفت تو کلاس که نمیرفت…
خلاصه دیگه داشت به جاهای باریک کشیده میشد و حتی با باباش هم دیگه بیرون نمیرفت و همچنان هم یکی در میون نمیره و میگه دلم برای مامانم تنگ میشه…
منم دیدم اینطوریه گفتم اذیتش نکنم شاید الان وقتش نیست…

بعد پسرم که کلاس مادر کودک میبردم یه چند جلسه دخترمم همراه خودم بردم و مربی مادر کودک گفت بیار دخترتو بزار به من و محیط عادت کنه بعد من از مهر میخوام کلاس استقلال بزارم و کم کم میبرمش تو کلاس تا عادت کنه بدون حضور تو…

حالا هنوز کلاس مهر شروع نشده نمیدونم واکنشش چی میشه ولی اگر بره هم یک روز در هفته دو ساعت هست

اینجا میبینم همه بچه هاشونو همسن دختر من از خیلی وقت قیل مهد گذاشتن بدون هیچ مشکلی بچه میره میاد شاد و خوشحال

یعنی من سر هرررر چیزی ببخشید باید کونم پاره شه خب بچه بیا برو خوش بگذرون دیگه🤧🤧🤧

نمیدونم خیلی استرس دارم احساس میکنم عقب میفته از همسالاش که دارن اینهمه کلاس ومهد میرن…

میترسم اصلا پیش دو و مدرسه هم داستان درست کنه

کسی مشکل منو داشته راهنماییم کنه لطفا
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
بعد از یک سال و نیم کاردرمانی و گفتار درمانی و انواع و اقسام دکتر و دارو. به این نتیجه رسیدم که واقعا دخترم اتیسم داره به هر دری زدم به هر ریسمانی چنگ انداختم که دخترم بهتر بشه نمیخواستم اصلا قبول کنم دخترم اتیسمه اما انگار واقعا همینطوره چون همه علایمشو داره بچه هایی بودن که وضعشون از دختر من خیلی بدتر بود اما با کاردرمانی و گفتار درمانی بهتر شدن اما دختر من لاک‌پشتی داره پیشرفت میکنه الان اونا کاملا خوب شدن اما دختر خیلی باهاشون فرق داره یه مدته کلاسلس خلاقیت و مادر و کودکم میبرم. اما فرق خاصی نکرده میبینم نه دخترم خیلی با بقیه فرق داره. ارتباطش ضعیفه. دوس داره تنها بازی کنه اصلا نمیتونه با کسی دوست بشه یا بازی کنه. کلام رو داره اماحرف زدنش با بقیه فرق داره نمیتونه چیزی رو تعریف کنه. احساسات رو درک نمیکنه و خیلی از مشکلات ریز و درشت دیگه. امروز تو کلاس بازی یخ کنی انجام میدادن کن به زور یکم دخترم رو بردم که بازی کنه اما باز فرار رد رفت سراغ کار خودش. اصلاً بازی کردن بلد نیس انقد دخترم رو بردم و آوردم کلاسای مختلف تو جمع. اما امروز دیدم چقدر خسته شدم. فهمیدم بیخود دارم درجا میزنم انگار دخترم قرار نیس دیگه یه بچه عادی باشه باید اینو قبول کنم اما چ کنم نمیتونم جیگرم کبابه. اگه خدایی نکرده زبونم لال دخترم رو از دست میدادم هم همینقدر ناراحت میشدم. با تمام وجودم خستم از زندگی. هیچوقت حتی یه درصد هم فک نمیکردم یه روزی برسه خدا منو با بچم امتحان کنه. منی که انقد ضعیفم تو این مورد گاهی میگم کاش هیچ وقت بچه دار نمی‌شدم که الان بخوام این همه غم بخورم