امروز رفتم سونو که ببینم برای آی‌یو‌آی کی باید اقدام کنم، اما بهم گفتن این ماه باید لغوش کنیم؛ چون ۵ تا فولیکول داشتم، دو تا با سایز ۱۸، یکی ۱۹ و دو تا ۱۶… و ریسک آی‌یو‌آی بالاست 💔🥺

گفتن این ماه طبیعی اقدام کنیم…
نمی‌دونم چرا همه‌چی این‌جوری شد، نمی‌دونم چرا درست وقتی دلم به یه اتفاق قشنگ امیدوار شده بود، باید با این خبر برمی‌گشتم خونه…
دلم گرفته، هزار تا فکر توی سرمه، اما تهِ دلم هنوز یه امید کوچیک روشنه… 🤍

خدایا، نمی‌دونم قراره آخر این مسیر چی بشه، نمی‌دونم حکمتت توی این اتفاق چیه، ولی می‌خوام با همه‌ی نگرانی‌هام، با همه‌ی اشک‌هام و با تمام امیدی که توی دلمه، به خودت بسپارم.

خدایا شکرت… برای روزایی که می‌فهمم، برای روزایی که نمی‌فهمم، برای درهایی که باز می‌شن و حتی اونایی که به روم بسته می‌مونن…

من دیگه ازت نمی‌خوام همه‌چی همون‌جوری بشه که من می‌خوام؛ فقط ازت می‌خوام تهِ این قصه رو برام قشنگ بچینی… جوری که یه روز به امروز نگاه کنم، لبخند بزنم و با چشم‌های خیس بگم: خدایا، شکرت که آخرش رو سپردم به خودت… 🤲🏻🥹❤️
۷/۲۸

۳ پاسخ

منم ته ناامیدی برام اتفاق افتاد
دقیقا زمانی که باید سونو میکرد برای iui و زمانشو مشخص میکرد، گفت این ماه کنسله و منفی میشی من دارو مصرف کرده بودم آمپول شکمی داشتم و برام خیلی درد آور بود امپولاش ، وقتی گفت نمیشه همونجا زنگ زدم شوهرم و شروع کردم گریه کردن و شوهرم و شروع کردم گریه کردن، ولی دکترم آمپول آزادی سازی رو بهم داده بود (اما من امیدی ب آمپول نداشتم چون قبلش بالای ده بار آزاد سازی زده بودم و همش بی نتیجه)
اما در کمال ناباوری همون ماه مثبت شدم
اصلا از رحمت خدا ناامید نشو اتفاقا خدا دوست داره تو بیشتر صداش کنی مطمئن باش دعات هم اجابت میشه ، اتفاقا از خدا بخواه که بهترین ها رو بهت بده
انشاالله بشه برات همین ماه

خدا رو چه دیدی شاید خدا این ماه واست خواسته اونم طبیعی ♥️🙏🏻

ناراحتی نداره وقتی خودت فولیکول بالغ داری چرا ذوق ب ای یو ای کنی

سوال های مرتبط

السا🩷 👶 السا🩷 👶 قصد بارداری
۱۱ روزه که پریودم عقب افتاده... 🥺🤍
خدایا، نمی‌دونم توی بدنم چه خبره، نمی‌دونم باید امیدوار باشم یا نگران...
هر بار می‌رم دکتر، می‌گن کیست داری؛ یه ماه دارو می‌خورم، می‌گن قطع کن، دوفامد می‌دن برای تنظیم پریودم، اما این ماه هم خبری از پریود نیست... 💔

دیگه واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم... فقط دلم می‌خواد برم آزمایش بدم و این بار با یه عالمه ذوق و خوشحالی برگردم و بیام اینجا بنویسم:
«بچه‌هاااا، باورم نمی‌شه! تست نشون نمی‌داد، ولی من باردار بودم!» 🥹🩷

خدایا، خودت می‌دونی چقدر دلم می‌خواد مادر بشم...
خودت می‌دونی پشت این همه انتظار، چقدر امید و آرزو خوابیده...
اگه این کوچولوی قشنگ توی دلم جا گرفته، کمک کن سالم بمونه و خبر اومدنش رو با اشک شوق جشن بگیرم...
و اگه هنوز وقتش نرسیده، بهم صبر بده تا زیر بار این انتظار خسته نشم... 🥺🤲🏻

خدایا، این ماه دلم یه معجزه می‌خواد... یه خبر قشنگ که تموم این نگرانی‌ها رو به اشک شوق تبدیل کنه. 🤍🕊️




#بارداری#بارداری
مامان نفس مامان نفس هفته پنجم بارداری
خدایا… 🥹🤍

یه بار قلبم رو به تو سپردم و با هزار تا آرزو، منتظر به آغوش کشیدنش بودم… اما قسمت شد که با دست‌های خالی و دلی شکسته، نبودنش رو تحمل کنم. 💔

اون روزا فقط تو می‌دونستی چه شب‌هایی رو با اشک صبح کردم و چند بار ازت پرسیدم: «خدایا، چرا من؟» 🥀

حالا دوباره دو خط صورتی روی یه بی‌بی‌چک، دلم رو پر از امید کرده… انگار دوباره یه فرشته کوچولو رو به من هدیه دادی. 🥹🫂

خدایا، این بار دیگه نمی‌خوام با چشمای اشکی صدات کنم…
این بار می‌خوام با اشک شوق، دستام رو به آسمون بلند کنم و بگم:

خدایا، شکرت که دوباره منو لایق حس قشنگ مادر شدن دونستی… 🤍

من هنوزم می‌ترسم، هنوزم ته دلم از تکرار اون درد می‌لرزم؛ اما به تو ایمان دارم، به مهربونیت، به معجزه‌هات…

خدایا، این بار خودت نگهدارش باش…
نذار دوباره آغوشم خالی بمونه…
نذار دوباره صدای گریه‌هام به جای خنده‌های بچه‌م، توی خونه بپیچه…

خدایا، این کوچولوی تازه‌رسیده رو به تو می‌سپارم؛ تویی که از همه بیشتر می‌تونی مراقبش باشی. 🥹🤲🏻

این بار می‌خوام آخر قصه‌م، به جای خداحافظی، بگم:
«سلام کوچولوی من… مامان خیلی منتظرت بود.» 👶🏻🤍

الهی آمین… 🤲🏻🕊️
ازمایش مثبت شده خواهرا عدد بتام ۷۶۷ ممیزه نمیدونم چقدر دیروز موعدم بود بماند به یادگار۱۴۰۵/726
مامان ریزه میزه🥺🍭✨ مامان ریزه میزه🥺🍭✨ هفته چهارم بارداری
خدایا...🙂
دیگه خسته‌ام...
از انتظار، از فکر کردن، از شمردن روزها، از امید بستن و دوباره ترسیدن.
این همه مدت با تمام وجودم خواستم، دعا کردم و تلاش کردم اما دیگه نمی‌خوام بیشتر از این خودمو خسته کنم
من دیگه نمی‌خوام زمانش رو تعیین کنم نمی‌خوام هر روز دنبال نشونه بگردم نمی‌خوام با هر درد و هر ترشح دلم هزار راه بره...این آرزو رو که این‌همه از ته قلبم خواستم، می‌ذارم توی دستای خودت.😭
رهاش می‌کنم و می‌سپارمش به تو.
خودت بهتر از من می‌دونی چقدر دلم مادر شدن می‌خواد خودت می‌دونی شب‌هایی رو که با بغض خوابیدم و صبح‌هایی رو که با امید بیدار شدم خدایا اگر قرار هس این آرزو نصیبم بشه خودت قشنگ‌ترین زمانش رو رقم بزن و اگر هنوز وقتش نرسیده، به من صبری بده که نشکنم 🫠دیگه نمی‌خوام با خدا بودنم رو با گرفتن یا نگرفتن یک خواسته اندازه بگیرم فقط می‌خوام دلم آروم بشه و بدونم هر چیزی که تو برای من رقم بزنی، منو فراموش نکردی.
من خسته‌ام، خدایا...
این بار من رها می‌کنم و تو نگهش دار.
هر وقت صلاح دونستی، هر طور که خودت خواستی، قشنگ‌ترین اتفاق رو وارد زندگی من کن
من سپردمش به خودت...
و حالا می‌خوام کمی نفس بکشم.🤍🙃
و امشب، برای تمام دل‌های منتظر دعا کردم
الهی هیچ‌کدوممون با دست خالی از درِ خدا برنگردیم 🤲🏻🤍🌸💜
چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍
السا🩷 👶 السا🩷 👶 قصد بارداری
هر ماه با یه ذوق خاص منتظر می‌مونم… 🥺🤍
با خودم می‌گم شاید این ماه دیگه نوبت من باشه، شاید این ماه بالاخره اون دوتا خط رو ببینم…
اما دوباره پریود می‌شم و تمام ذوق و امیدم می‌ریزه.

دیگه واقعاً خسته شدم از این انتظار…
از سنگ کلیه، عفونت ادراری و کیستی که هر کدوم یه گوشه ذهنم رو درگیر کرده.
گاهی از خودم می‌پرسم اصلاً با این شرایط می‌تونم باردار بشم؟ 🥺

دکتر گفته همسرم باید آزمایش اسپرم بده، ولی هر بار یه جوری ازش طفره می‌ره و انجامش نمی‌ده… و من موندم با کلی سؤال و نگرانی.

من فقط دلم می‌خواد اون حس مادرانه رو تجربه کنم…
دلم می‌خواد یه روز صبح با ذوق، تست بارداری رو دستم بگیرم و بالاخره اون دو خط لعنتی رو ببینم. 🥹🤍

نمی‌دونم چقدر دیگه باید منتظر بمونم…
نمی‌دونم این ذوق و آرزویی که هر ماه توی دلم زنده می‌شه، کی قراره به واقعیت تبدیل بشه.

فقط امیدوارم یه روز نوبت من هم برسه…
یه روزی که به جای گریه کردن برای پریود شدن، از خوشحالی برای مادر شدن گریه کنم. 🤍🕊️

#بارداری #بارداری