گوشیتو وصل کن شعر بزار اهنگ بزار نمیشه که نشست همس کناربچه ببر اشپزخونه یه قابلمه کوچیک دوتا قاشق بده دستش غذاتو بپز
تو این سن ک خیلی وابسته س
من تلویزیون روشن میکردم بازم میومد سمتم
دستشویی میرفتم درو بازمیذاشتم اشپزی میکردم تو کالسکه پیشم بود...
من از همون اوایل تلویزیون روشن میکردم
کلن روشنه، ،ولی دیگه از وقتی چهار دست و پا میره نگاه نمیکنه اصلاا
چسبیده ب خودم میرم آشپزخونه میاد دنبالم
با سلام و صلوات آشپزی میکنم
سینک هم ک تا اخر شب پر میشه
شب ک خوابید میرم ی ساعت نیم ساعت آشپزخونه و کارا رو میکنم
تقریبا همه وقتم برا بچه س دیگه
اگه فضولی نباشه خودت بچه کجایی
ولی قطعا تلویزیون روشن نکن براش اهنگ کودکانه بزار همراهی کن بخون ولی تلویزیون نه
کتاب بخون براش
برای دستشویی هم انقد خودمو نگه میداشتم که روزی ۲بار میرفتم،تونم در حد ۲دقیقه بودولی قیامت بپا میکرد
جارو دوهفته ای یکبار گردگیری هفته ای یکبار اما اشپزخونه وگاز وسینک همیشه تمیز مبکنم همون وقت
تا الان که تی کی روشن نکردم براش، منم تو شهر غریبم و دست تنهام، نسبت به کارهای خونه شل کردم و بچه تو الویته، وقتی میخوابه میپرم غذا درست میکنم گاهی میرسم ظرفا هم بشورم یه وقتا هم نه، خلاصه هر کاری مونده باشه میذارم وقتی همسرم اومد انجام بدم
جارو و گردگیری هم فقط آخرهفتهها با کمک همسر
کار معمول خونه فقط غذا و ظرف و لباس میشورم بقیه میره واسه آخر هفته با کمک و حضور همسر
تلوزیون هم تا بعداز ۲سال و ۶ماهگی نشست تماشا نمیکرد،حالا چن ماهه نگاه میکنه دوس نداشت تلوزیون دیدن رو
الان برا تلویزیون خیلی زوده براش من تازگی درحد نیم ساعت میزارم ببینه قبلا به هیچ وجه
ببین علدتش دادم تو اشپزخونه زیاد نیاد یه ربع به یه ربع سراشپزی میرم یه بازی کوچیک باهاش میکنم بعدش میرم سرکارم درکل سعی میکنم خیلی سریع کارامو بکنم
من تلویزیون روشن میکنم ولی زیاد نگاه نمیکنه، عاشق تبلیغه ازکی 😂😂😂 یا بعضی چیزارو میبینه
زیاد سخت نگیر والا ما هممون جلو تی وی بزرگ شدیم مگه مشکل داریم
منم غریبم،هیچ کدوم از اقوام خانوادم نزدیکم نیستن،خانواده ی شوهرم هستن،ولی صادقاااانه بخام بگم تا به این سن که دخترم رسیده حتی ۱۰دقیقه خانواده شوهرم نگهش نداشتن کخ من جایی کار داشته باشم،فقط یکی دوبار زنعموی شوهرم دخترمو نگه میداشت که اونم فقط همون چن بار بود
پسرم اهنگو دوست داره با کارتونای انگلیسی
من مدام تلوزیون روشنه
من که دیگه روانی شدم به هیچ کاریم نمیرسم
من خودم سعی میکنم یکسره پیشش باشم باهاش بازی کنم ولی مگه میشه؟
مگه این وضع زندگی شد؟
آخه از ۷ صبح بشینم تا ۶ غروب باهاش بازی کنم هی دور بزنم آدم روانی میشه بخدا
بعضی وقتا دیگه رد میدم میزارم جلو تلوزیون ولی اصلا نگاه نمیکنه
یه دستشویی میخوام برم قیامت میکنه
بزار ولی کن بزار توهم آدمی عزیزم نیاز به استراحت داری یه موقع دیگه واقعا اذیتی بزار به خودت رحم کن
من صبح ساعت ١٠ خودم پامیشم بچه خوابه
نهارمو امادا میکنم اگه خورشتی باشه شب میزارم خورشتشو صبح ک پاشدم برنج خیس میکنم
نهارپسرمو درست میکنم
صبحونه براش درست میکنم
تاساعت ١١ونیم ک بیدارمیشه
١١ونیم صبحونشومیدم عوضش میکنم لباساشو عوض میکنم
بعدمیزارم بازی کنه
منم میرم اشپزخونه اگه کثیف باشه جمعش میکنم دیگه تاساعت ١٢ اینا
بعد میام پیشش یکم باهاش بازی میکنم
شیرمیدم بهش
ساعت ١ نهارمیخوریم
ساعت ٢ هم میخوابیم تا ۴ اینا بعد پامیشیم عصرونه میدم بهش باهاش بازی میکنم
تا ۵ ونیم ۶ بعد ۶ پامیشم دستمال کشی میکنم جارو میکشم
ساعت ٧ونیمم میخوابونمش نیم ساعت خوابش ببره بعدک پاشد شام میدمش ویکم باهاش بازی میکنم تا ساعت ١٠ ک باباش ازمغازه میاد بعد یکم بااون بازی میکنه باز میدا به خودم
من اگه نزاره کارامو بکنم بیدار باشه میزارمش توکریر هرجا خواستم برم باخودم میبرمش
من وقتی دخترم سن دختر شما بود،حتی تاسر کوچه نمیتونستم برم اشغال بندازم دور،با قاشق های سبک و سبد سبزی مشغولش میکردم به کارام میرسیدم،حمومم که میخاستم برم در حموم رو باز میزاشتم،دخترمو جلوی در حموم میشوندم،برای ظرف شستن و غذا پختن هم. یا وقتی خاب بود انجام میدادم،یا که روی کابینت میشوندمش کنار جایی که خودم وایسادم
والا من ک دیگگگگگگگ خستهههههه شدم ب هیچ کاری نمیذارع برسم ی سرویس رفتنی برام شدههعععع پرسع سختی بفهم دیگ چقدر پارررررههههه ام
من تو شهر غریب نیستم ولی خوب با مامانم ۳۰ کیلومتری فاصله دارم، تلوزیونو براش روشن نمیکنم ، مگر خودم بخام فیلم ببینم ک زیاد توجه نمیکنه فقط موقعه پیام بارگانی جذب تلوزیون میشه ک کانالو عوض میکنم، دختر من یکم شیطونم هست ، کلا چهار چشمی مواظبشم ، تا وقتی که باباش بیاد و نکهش داره من یکم به کارام برسم،
عذاب وجدان نداشته باش تو ک همیشه جلو تلوزیون نمیزاریش ، من ی وقتایی حالم خوب نیست فک میکنم خیلی کوتاهی میکنم و مادر کافی نیستم ، ولی خوب احساس میکنم بخاطر فضای اطرافمون مث گهواره و اینستا هست ک این حسا میاد سراغمون ،
هیچی به سختی من فقط روزی نیم ساعت تلویزیون روشن میکنم اونم زیاد نگاه نمیکنه مگه یه جاهایی که دوست داره میبینه کارامم بزور انجام میدم وسیله میریزم دورش یا هر جا میرم میاد دنبالم خودم گاهی اوقات باهاش حرف میزنم آهنگ میذارم همینجوری میگذرونم
صادقانه بگم
از صب که بیدار میشم تا شب تلویزیون روشنه ولی دیگه براش تکراری شده نگاه نمیکنه هی میاد تو آشپز خونه همه جارو بهم میریزه
کارامم خییییلی سخت انجام میدم باورت میشه هفته ای یک بار میتونم جارو کنم چون از صدای جارو برقی میترسه 🤯
والا منم تو شهرغریبم هیشکی و ندارم روزا تلوزیون روشن میکنم برا پسرم دخترمم نگا میکنه مگه چیه
اینجوری که اصلا نمیزارن به کارامون برسیم
من میشینم پا به پاش
غذا هم مادرشوهرم میده یا از بیرون میگیرم
وقتی هم شوهرم بیاد مواظبشه من یه جارویی کنم ودستمال بکشم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.