۲ پاسخ

عزیزم
قدمش مبارکه
😍😍😍

شما همونی هیستی که ای وی اف کردین؟بگو عزیزم منم قراره سزارین بشم پیش چه دکتری کدوم بیمارستان رفتی

سوال های مرتبط

مامان آرمین🩵 آوین🩷 مامان آرمین🩵 آوین🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت ۱
سلام خانوما گفتم منم براتون از تجربه زایمانم بگم.☺️
من از قبل بارداریم یکی از وحشتام رفتن به بیمارستان دولتی برای زایمان بود،چون توی قم کلا دوتا بیمارستان دولتی هست که زایمان انجام میدن شهدا و فرقانی. طبق تعریفایی که شنیده بودم یکی از یکی داغون تر بودن.
با شوهرم اتمام حجت کردم آسمون به زمین بیاد باید برم خصوصی،زایمان اولم خصوصی بودم و خب طبیعتا خیلی راضی بودم.گذشت تا اینکه با دکترم درباره دستمزد صحبت کردم و گفت ۲۵ میگیرم.خب واقعا به نظرم برای منی که سزارین دوم و اجباری بودم زیاد بود یه مقدار،برای همین یکم کوتاه اومدم و شروع کردم به تحقیق درست درباره بیمارستان دولتی ها،ولی همچنان به شوهرم اصرار بر خصوصی داشتم.یکم تحقیق کردم دیدم شهدا واقعا داغونه ولی فرقانی اون بخش زایمان طبیعی و اورژانس زنانش هست که همه ازش مینالن و اذیت میکنن ولی از بخش سزارین و دکتراش ۹۰ درصد راضین و بدنامیش دقیقا به خاطر اورژانس زنان و بد رفتاری اوناست.
آخر مرداد خواهرمم که با من باردار بود کیسه آبش ترکید و رفت فرقانی و حالا بعد یه پروسه زایمان طبیعی که نتونست و نشد،سزارین شد.خب طی این مدت ما هی رفت و آمد داشتیم تو بخش سزارین و با دکترا و ماماها آشنا شدم و سزارین خواهرمم خیلی خوب بود.این شد که تصمیم گرفتم برم فرقانی پیش همین دکتری که خواهرمو سزارین کرد.البته قبلش درمورد دکترم تحقیق کردم و دیدم دکتر خیلی خوبیه.سه هفته آخر رو توی درمانگاه بیمارستان پیش همین دکتر ویزیت شدم و نوبت زایمانمو زد ۱۸ مهر برای ۳۸ هفته و پنج روزگی😍
ادامه پارت بعد
مامان میران مامان میران ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان مأوا مامان مأوا ۷ ماهگی
سلام دخترا اومدم از تجربه زایمانم براتون بگم...
زایمان من با دکتر زینب صمدی بیمارستان امام زمان اسلامشهر بود...
اول از همه حتما پمپ درد و اتاق خصوصی بگیرید که میزان راحتی و رسیدگی تو این بیمارستان صد برابر میشه...
من سی و شش هفته و هفت روز با دردای انقباض رفتم مطب و با توجه به ان اس تی دکتر ترسید بخیه سرکلاژم پاره شه تاریخ عملم و یک هفته جلوتر یعنی سی وهفت هفته و یک روز قرار داد...
صبح ساعت شش رفتم بیمارستان...
به خاطر شرایط تعداد زایمانها بیشتر شده چون نسبت به تهران امن تره...
سر همین اول وقت برید و همون موقع تمام تلاشتون و برای گرفتن اتاق خصوصی( اتاق201خیلی خوبه.)بکنید...عمومیاش واقعا فرسایشی و افتضاحه...
ساعت هفت صبح رفتم بلوک زایمان لباسها و کارای اولیه ام انجام شد...
(درهمون حین شاهد زایمان طبیعی یه خانوم بودم در عرض یکساعت از پنج سانت به فول رسید)زایمانش راحت بود اما درکتر خودش جلالی بود که متاسفانه نیومد و یکی به اسم سلطانی زایمان و انجام داد...
هیلی بداخلاق و بد برخورد بود....