۱۴ پاسخ

من لباسا ۲۰سال پیشمم دارم دخترم میپوشه

همشون قشنگه عزیزم

۴۰۳من دوست دارم

۴۰۳و۴

چه باسلیقه

اره لباسا مجردیم هم هنوز تو کمدم تو خونه مامانم اینا دست نخورده چیده شده

بجز۴۰۵ بقیه همه قشنگ وشیکن

اره منم این سبک لباس هام همه نوئه

۱۴۰۴بنظر من

۴۰۵😍
میشه بگین از کجاخریدین

برامنم اینجوری موندن😁

۴۰۳و۴۰۴سلیقه منه

۴۰۴ و ۵ قشنگن

برامنم مونده لباس دوسال پیشم نو نو
بنظرم ۱۴۰۵

سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
مامانا، می‌خوام یه کم باهاتون درد دل کنم...
نمی‌دونم می‌تونم منظورم رو اون‌طوری که توی ذهنمه کامل و درست برسونم یا نه، ولی دلم می‌خواد این حرف رو باهاتون در میون بذارم.

تا حالا شده ظاهر زندگی‌تون طوری باشه که دیگران فکر کنن از نظر مالی وضعیت خیلی خوبی دارین، اما واقعیت زندگی‌تون زمین تا آسمون با چیزی که بقیه تصور می‌کنن فرق داشته باشه؟

یعنی در ظاهر همه‌چیز مرتب و خوب به نظر بیاد، ولی از نظر مالی، خودتون رو حتی یه خانواده کاملاً معمولی هم ندونین؟
از اون بدتر اینکه اطرافیانتون فکر کنن شما توی رفاه کامل هستین و اگه جایی هزینه‌ای نمی‌کنین یا از چیزی می‌گذرین، فقط از روی خساسته!

بذارین با مثال از زندگی خودم بگم...☘

مثلاً من طبقه بالای خونه مادرشوهرم زندگی می‌کنم؛ کم‌وبیش عکس‌های خونه رو هم دیدین. اما این خونه مال ما نیست، خونه پدرشوهرمه.
تمام وسایل زندگی‌مون هم از جهیزیه‌مه، نه اینکه خودمون با درآمد و پس‌اندازمون خریده باشیم.

بعد از هفت سال کار کردنِ هر دومون، تازه تونستیم ماشینمون رو عوض کنیم؛ اون هم یه ماشین ایرانی.

ادامه میذارم توی پاسخ هام‌...

پوشک بارداری زایمان بچه مادر شیرخشک تب پستونک واکسن
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
ه جای اینکه مدام خونه رو تمیز کنین و هر روز یا یه روز درمیان جاروبرقی بکشید...دستشویی بشورید و...
که جز خستگی و فرسودگی چیزی نداره...دست درد و کمر درد آینده رو داره...
تلاشتون رو بذارید روی تمیز موندن خونه☘😍

دیدین میگن پیشگیری بهتر از درمانه

مثلا من دوهفته یک بار جارومیکشم..( جارو دستی که ندارم اصلا)
اما هر چی میخوایم بخوریم حتی میوه و کیک ساده..روی زیرانداز میخوریم و جمع میکنیم
بچه ها یادمیگیرن مثل طوطی تکرار میکنن

آشپزخونه رو بعد هر خوردنی در لحظه میشوریم و جمع میکنیم همیشه تمیز...

یا دستشویی حتی دوهفته یک بارم که میرم تمیز کنم میبینم تمیزه چون در لحظه سیفون میکشیم و آب میگیریم و مرتب میکنیم

وسایلمون رو در لحظه میذاریم سرجاش و گوشه و اطراف سالن نمیندازیم..( البته بازی کردن بچه با اسباب بازی کثیفی محسوب نمیشه)

تمیزی به این نیست هر روز جاروبرقی بکشی یا دستشویی بشوری و ...
این جز فرسودگی چیزی به همراه نداره....


پوشک شیرخشک بچه مادر تب واکسن پستونک بارداری زایمان
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
میگم خانما شما چرا فکر میکنید فقط شما همه چی رو میدونید و من یه اوسکلم؟؟ منم میدونم مردا توان رابطه هر شب رو ندارن منم میدونم زن نباید غرورش شکسته شه همش خودش پیشنهاد بده اما شما که در جریان زندگی من هستید من کسی بودم که ۲ سال یا ۳ سال تقریبا باهاش رابطه نداشتم و اون کلی پیش این و اون آبرو منو برده بود بعم با حالت تحقیر کردن میگفت تو جون نداری رابطه داشته باشی تو ناتونانی و اینا.. منم که به غرورم برخورده بود خیلی و اصلا و ابدا از روی نیاز جنسی نبود که برم سراغش فقط چون گفتین رابطه و اونم خیلی نالان بود کفتم بزار برم پشت هم ببینم تهش چی نیشه؟؟ حالا اعتراف کرد چخبره تو سیر نشدی؟؟ همین برام کافی بود درسته غرورم شکست اما من واقعا نیاز نداشتم که غرورم بشکنه فقط رفتم ثابت کنم من مقصر نیستم من ناتوان نیستم.. حالا میگم اگه فردا یا هر زمان دوباره اومد برا رابطه با تمام این تفاسیر رد کنم منم؟؟؟


پوشک بچه شیر خشک شیر مادر واکسن پستونک دو سالگی قطع شیر واکسن ۱۸ ماهگی فرزندپروری
مامان هانا مامان هانا ۳ سالگی
تجربه از شیر گرفتن من :
فکر نکنم بچه ای وابسته تر از بچه من به شیر مادر بوده باشه
دختر من دو سال تمام شیر خودمو خورد صبح تا شب و شب تا صبح شیر منو میخورد واسه خوابیدن روزش واسه خوابیدن شبش واسه اروم شدنش همیشه و همه جا وسط غذا توی شلوغی توی خلوت وسط سفره توی مهمونی وسط مهمونی همیشه درخواست می می میکرد
طوری که از شیر گرفتنش شده بود کابوس هممون
ولی دلو زدم به دریا و دقیقا فردای تولد دو سالگیش شروع کردم از شیر گرفتن.
و راحت تر از چیزی که فکرشو میکردم گذشت. الان بعد از دو سال دارم لذت بچه داری رو میفهمم. اگه بچتون وابستس نترسید. پا روی احساستون بذارید و ببینید چطور بعدش به غذا میفته چطور بعدش راحت میخوابه راحت بازی میکنه. واقعا مادر تازه نفس میکشه. دو سه روز اول سخت بود ولی بعدش واقعا هر ثانیه به خودم میگم چرا زودتر از شیر نگرفتمش و به خودم و به بچم لطف نکردم
من از روز اول صبح که از خواب بیدار شد تلخک زدم روی سینم اومد سینمو دید که سیاه شده گفتم می می درد و از اون ثانیه دیگه حتی نزدیکمم نیومده حتی حاضر نشده که یکم بخوره ببینه تلخه یا نه
مامان علی‌رضا مامان علی‌رضا ۲ سالگی