مامانا، می‌خوام یه کم باهاتون درد دل کنم...
نمی‌دونم می‌تونم منظورم رو اون‌طوری که توی ذهنمه کامل و درست برسونم یا نه، ولی دلم می‌خواد این حرف رو باهاتون در میون بذارم.

تا حالا شده ظاهر زندگی‌تون طوری باشه که دیگران فکر کنن از نظر مالی وضعیت خیلی خوبی دارین، اما واقعیت زندگی‌تون زمین تا آسمون با چیزی که بقیه تصور می‌کنن فرق داشته باشه؟

یعنی در ظاهر همه‌چیز مرتب و خوب به نظر بیاد، ولی از نظر مالی، خودتون رو حتی یه خانواده کاملاً معمولی هم ندونین؟
از اون بدتر اینکه اطرافیانتون فکر کنن شما توی رفاه کامل هستین و اگه جایی هزینه‌ای نمی‌کنین یا از چیزی می‌گذرین، فقط از روی خساسته!

بذارین با مثال از زندگی خودم بگم...☘

مثلاً من طبقه بالای خونه مادرشوهرم زندگی می‌کنم؛ کم‌وبیش عکس‌های خونه رو هم دیدین. اما این خونه مال ما نیست، خونه پدرشوهرمه.
تمام وسایل زندگی‌مون هم از جهیزیه‌مه، نه اینکه خودمون با درآمد و پس‌اندازمون خریده باشیم.

بعد از هفت سال کار کردنِ هر دومون، تازه تونستیم ماشینمون رو عوض کنیم؛ اون هم یه ماشین ایرانی.

ادامه میذارم توی پاسخ هام‌...

پوشک بارداری زایمان بچه مادر شیرخشک تب پستونک واکسن

۲۲ پاسخ

برای هر مناسبت، تولد، مهمونی یا حتی سفر، از چند ماه قبل برنامه‌ریزی می‌کنم. گاهی از هفت ماه قبل! ذره‌ذره پول کنار می‌ذارم تا بتونم اون برنامه رو اجرا کنم. خیلی وقت‌ها از هزینه‌های اضافی و خریدهای غیرضروری می‌گذرم تا بتونم برای چیزی که برام مهمه هزینه کنم.

شاید از بیرون، زندگی ما خیلی راحت‌تر و مرفه‌تر از چیزی که واقعاً هست به نظر بیاد، اما واقعیت اینه که برای تک‌تک این کارها حساب‌وکتاب داریم و خیلی چیزها رو به خاطرشون نادیده می‌گیریم.

من اصلاً دوست ندارم کسی تصور کنه ما خانواده پولداری هستیم، چون واقعیت زندگی‌مون این نیست.

گاهی ظاهر زندگی آدم‌ها، خیلی غلط انداره...
همینجا توی گهواره نظری دادم که سر بچه داد نزنین مامانی برام نوشت تو نفست از جای گرمه


در حالی که اگه بهتون بگم شوهرم توی ده روز فقط دو میلیون کار کرده نمیدونم بتونید باور کنین یا نه ..
خواستم بگم قضاوت نکنین و یه موقع حسرت کسی رو نخورید..
یا با بی رحمی برچسب خسیسی به کسی نزنین

ی برادر معلول داشتم عاشقشم ۷سال ازم کوچیکتر اونقدی ک اوایل مجردی بهش میرسیدم عین ی مادر همیشه از خدا گلایه داشتم ک چرا مگه چی میشد بچه ب این مهربونی سالم باشه دو سال پیش حین فیزیوتراپی تشنج پشت سر هم کرد باعث ایست قلبی شد داد میزدم خدایا گوه خوردم هرچی مصلحتته همینجوریشم خداروشکر میدونی منظورم اینه همیشه بعد منفی قضیه رو دیدیم بعد مثبتم داره خونه پدرشوهرتی نمیدونی چه نعمتیه ک مستاجر نیستی با سیلی صورتتو سرخ میکنی بازم شکر داره ده روزه دو تومن کارکرده کسی هست ماهی دو تومن کار کرده وضعیت بد اقتصادی همه رو فشار گذاشته خداروشکر کم و بیش زندگی میگذرونیم کسی هس محتاج همینه همه تو فشاریم یکی کمتر یکی بیشتر ❤️❤️

درسته ولی چرا دوست نداری بقیه فکر کنن پولداری؟
نظر اونا که مهم نیست پس چه بهتر که صورتت رو با سیلی سرخ نگه داری

اره ماهم همینیم
حتی شده ی ماه پول نداشتیم کلااا
که ذره ذره شوهرم از ته حساب ها جمع کرد پول جور شد بتونیم هندل کنیم .

منم همه وسیله هام از موقع جهیزیه مه و چیزی نتونستم بخرم چون گرون شده

دقیقا زندگی من.همش با سیلی صورتمون رو سرخ میکنیم و تو خودمونو کشتیم بیرون مردمو.شکر خدا بعداز ۲۰ سال زندگی مشترک یه خونه کوچیک از خودمون داریم که همینم تیغ چشم خیلیاست که نه از مسافرتهاشون نه از طلاهاشون ونه خرج های قرو اطواریشون میگذرند ولی موقع غیبتهاشون حسرت خور زندگیمونند .نظر من اینه این آبروییه که خدا نصیبمون کرده بابت توقعات کم وتلاش زیادمون.البته ک۶ خودمون میدونیم چقدر کمبودهای پیش پا افتاده تو زندگی داریم ولی دیگران فکر میکنند که رو پول داریم راه میریم

عزیزم همینکه ظاهر زندگیت خوبه و بقیه فکرمیکنن که پولداری خیلی خوبه خیلی خیلی بهترازاینه که فکر کنن نداری...میدونی همیشه میگن پول آدم توجیب خودشه ولی اعتبارش پیش مردم ..
بنظر من خیلی خوبه که فکرکنن تورفاه کامل هستی چون مطمئن باش پول روی رفتار آدما خیلی تاثیرداره🤌

حالا زندگی من و یکی ببینه ،میگه اینا چرا هیچیشون سالم نیست 😂مبل و فرش ترکیده شده ،ماشین از اون ترکیده تر داریم . یعنی یکی مارو نشناسه یا بشناسه بیاد خونمون مییبینه هیچی نو و سالم ندارم .
(اما اینو بگم من همون مبل ترکیده و یه جور تمیز دارم و خونم تمیزه که یعنی قدرشونو دارم .و شوهرم و میگم با اینا می‌سازم تا تو اون خونه روستایی و درست کنی .
شنیدم فامیل اینایی که واست می‌نویسم و دارم ،ولی بهم میگه بیا همه رو بفروش ماشین خارجی بخر .ما داریم و شوهرم اصلا راضی نمیشه یه بار که داریم زندگی میکنیم .بشینیم جمع کنیم و ماشین خوب سوار نشیم.
ولی اینو من بهش نمیگم که تو خونت هنوز به نام پدرشوهرته و فقط یه النترا داری و یه ام وی ام .)
بعد از اونور خونه داریم جای خوب کرج حیاط دار ، خونه روستایی داریم نزدیک رشت .باغ زیتون داریم .مزرعه داریم خودمون خریدیمسون غیر باغ زیتون .
همه شو از سال نود چهار بدون عروسی گرفتن شروع کردیم خریدیم .
و فقط فقط بخاطر هیوا که بعد ما داشته باشه .یا بزرگ شد ما زنده ایم براش خونه بخریم .
و هر کس هر قضاوتی بکنه از رو حسادته .
چون تعریف می‌شنوم .و بعدش وسایل خونه میبینن .میگن بخر .میگم نهایت یکسال دیگه میخرم یا زودتر .
اصلا واقعا برام مهم نیست یکی بیاد بگه چرا مبل و فرشت مد روز نیست .
اصلا قضاوت برام ارزنی مهم نیست ،یا بیان حسرت من و بخورن میگم پوستم کنده شد پوستم کلفت شد تا تونستیم جمع کنیم .

کاملا درک میکنم ک چی میگی منم خونه پدر شوهرم زندگی میکنم همه میگن برو خداتو شکر کن خونه پدر شوهرتی مستاجر نیستی میدونی چیه من هنوزم با مادر شوهرم سر یه سفره ایم من از این بابت خیلی دارم ضربه میبینم ولی بقیه یه درک دیگ دارن

دقیقا مثه خودمی عزیزم
البته خداروشکر نمی‌گم نداریم ولی اون تصوری که توذهن بقیس اونطوری نیستیم
ببین یه عده هستن بریزبپاشای الکی دارن بنظرمن البته شاید ازنظرخودشون اینطور نباشه وواجبات زندگیشون هست ولی خب بنظرمن همینا از خیلی برنامه های مهم زندگی می‌تونه دورت کنه
خب مااونارونداریم و معمولا خیلی برنامه ریزی شده و محتاط عمل میکنیم که در آینده بی پول نمونیم
درنهایت این تصور پیش میاد که دورازجون شما خسیس وپولداریم
مثلا یک نمونش یکی از آشناها جدیدا ترشی خونگی درست می‌کنه بعد کل فامیلامون همینطور بهش سفارش میدن من خب باتوجه به نیازم و اندازه ای که لازم دارم بعد از چند وقت بهشون سفارش دادم حالا شنیدم گفتن وای چقدر خسیسنو اینجور حرفا که خوشبختانه پشیزی برای من اهمیت نداره حرفاوقضاوتاشون
و کاملا با نظر شما موافقم👍👌👌

منم تو خونه پدرشوهرم زندگی میکنم
ما اصلا مسافرت و تفریح اینا نمیریم
خرید لباس و اینا هم دوسه ساله ک هیچی شاید واقعا سالی ب تیکه لباس بخریم بعد همه فامیل فکر میکنن من پولدارم و ولخرجم درحالی ک از بی پولی دارم دق میکنم

آره، ما زندگیم از بیرون خوبه اما واقعیتش یه چیز دیگس،ولی بابام همیشه همیشه میگه خودتونو دست کم نگیرید هی نگید نداریم.

عزیزم من شوهرم خیلی تلاش کرده تا خدارو شکر به روز خوب رسیدیم از صفر ،،،،،البته هنوز جا داره که بهتر بشه اوضاعمون
وضع مالیش الان بد نیست

با زحمت و حساب و کتاب و بقول شما با فاکتور گرفتن از خیلی چیزا
خودشو بالا کشیده

اما مثلاً روزی شده که من تو کارتم فقط ۲۰ هزار تومن پول بوده

بعد خانما اینجا میان پی وی ،از من درخواست کمک میکنن ،

در صورتیکه اطراف خودم تو دوست و فامیل ،گزینه هایی هستن که بخوام کمکشون کنم .

چند روز دیگه تولد دخترمه
دارم دو دوتا میکنم که بتونم چیزی براش بگیرم

ولی من بدم هم نمیاد بهم بگن پولدارن فلان و....میگم بزار هرچی میخوان بگن بزار بگن من پولدارترینشونم انشالله قانون جذب منم میکشونه بالا😇

اره هم اینجوری هستیم
نگاه بقیه اینجوریه ک کار شوهرم کشاورزیه خب داره پول پارو میکنه
دوتا خونه داریم یکی تو روستا و یکی تو زنجان پس خیلی پولداریم ولی واقعیت ماجرا ابنه ک کار کشاورزی یه ریسک خیلی بزرگه شاید از هر ده سال تاکید میکنم هرده سال! کارمون بگیره و ی پولی برامون بمونه بقیه سالها بزور بدهیامونو میدیم
خونه روستامون کلنگیه و مال ۴۰ سال پیشه خونه زنجانمون آپارتمانیه و ۷۵ متری! ینی هردوتاخونه رو جمع کنی ی هونه دریت درمون نمیش! ولی خب هرکی میشنوه میگ طرف دوتا خونه داره دیگ🤣

همیشه همین بوده . کسی قرض و قسط و زحمتا و کار کردنا و خستگیا رو نمیبینه ک. فقط میبینن یه ماشین خریدی یا ب فلان چیز رسیدی. دوندگی و زحمتارو ک نمیبینن. نشنیدی میگن خودم دارم از داخل میترکم بقیه از بیرون😅 خدا نکنه آدم تنگ نظر هم بخوره ب پستمون چشمه شورم دامن گیرمون بشه. خدا خودش ب هممون کمک کنه

دقیقا ما هم همینیم خونه از پدرشوهرمه و خودمون فقط یه ماشین معمولی داریم با اینکه هر دو کار می‌کنیم ولی فقط به ضروریات زندگی میرسیم و یکی یکی همه چیز داره حذف میشه متاسفانه با این وضعیت

مثل زندگی ما🚶‍♀️
وای خوب من دوست دارم همه فکر کنن ما پولداریم نمیدونم چرا😂🤌🏻

ظاهر زندگی منم مردم همینو میگن درصورتی تمام سرمایه خونه طلا و...یه شبه بایه معامله اشتباه به باد رفت والانش مستاجریم وماشینم برای پدرشوهرم زیرپامونه میان خونه مستاجری تعریف خونم میکنن و..درصورتی خودشون بهترین خونه بهترین ماشین زیرپاشونه از لحاظ خساست نه منو مقایسه نکردن ولی به ظاهری خودم شوهرم به بچه هام خیلی میرسم کلا حرفشون من خوش شانسم هیچ مشکلی ندارم درصورتی به نون شب محتاج میشیم😪

واقعا درست میکنی از رو ظاهر نمیشه قضاوت کرد باید این عادت که عقل آدم ها به چشمشونه رو تغییر بدیم

مثال زندگی ما

دقیقا ماهم اینجوریم از بیرون زندگیمون از نظر بقیه خوبه مالی ولی اینجوری نیس
مثلا گاهی فقط بزای پسرم میوه میخره همسرم
بالا پایین داریم

بلع درسته ماهم همینم

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۲ سالگی
خونه عجب سکوتِ جالب و عمیقی گرفته… پسرا با پدرشون رفتن مهمونی مردونه! من تنهام، با یه ظرف بستنی و صدای بارونی که می‌زنه به شیشه. هر گوشه خونه رو که نگاه می‌کنم، یه نشونه از حضورشون هست، یه ردپایی از شیطنت‌هاشون…

نشستم و فکر می‌کنم: پاشم خونه رو مرتب کنم که فردا دغدغه‌ای نداشته باشم؟ یا همین‌جا بمونم و این سکوتِ نایاب رو زندگی کنم؟ بعد یه واقعیت محکم می‌خوره تو صورتم: دو تا پسر کوچولو داری، این چرخه تا ابد ادامه داره! پس بهتره همین الان بزنم به بی‌خیالی و از این آرامشِ کوتاه سهمم رو بردارم

این روزها سعی می‌کنم پدر و پسرا رو بیشتر تو چالش‌های دونفره بندازم. از همون وقتی که مهراد تک‌وتنها بود، برام مهم بود که یه وقت‌هایی فقط مال خودش و باباش باشه؛ از پارک و دوردور پدرپسری گرفته تا همین چالش‌های کوچیک روزمره

همسرم شاید مثل من توی پیچ‌وخم فرزندپروری غرق نشه و زودتر کلافه بشه، ولی به نظرم بچه‌ها قراره با آدم‌های مختلفی توی دنیا روبه‌رو بشن و لازمه کم‌کم یاد بگیرن با این تفاوت‌ها کنار بیان،منم سعی می‌کنم روش‌های درست رو یواش‌یواش به همسرم نشون بدم، بدون اینکه بخوام همه‌چیز رو به سبک خودم پیش ببرم

همین دیروز فرستادمشون دنبال چالش «خرید کفش تنهایی»اولش حسابی گره خوردن؛ مهراد عصبی شد، باباش کلافه شد و آخرش مجبور شدن بهم زنگ بزنن😂 چند جمله با مهراد حرف زدم و توضیح دادم چرا فلان کفش اندازه نیست یا چرا اون رنگی که می‌خواد پیدا نمی‌شه. یهو ورق برگشت و با یه جفت کفش جدید و یه گل خوشگل که برای من خریده بودن، خندون برگشتن خونه🥹

خلاصه که تنهام و دلم خواست گوشه‌ای از فکرای توی سرم رو باهاتون به اشتراک بذارم،امیدوارم خستتون نکرده باشم💙حالا چجوری نهایت استفاده رو ببرم؟؟😂

شیرخشک پوشک
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
در رابطه با بدغذایی بچه‌ها، بذارید یه خاطره شیرین براتون تعریف کنم… 🌱
شب جمعه باغ بودیم. زن‌داییم یه پسربچه تقریباً هم‌سن ارسلان داره که واقعاً خوش‌غذاست؛ از اون بچه‌هایی که برای خوردنی ذوق می‌کنن! 😍
مثلاً مامانش میگه:
«بیا موز بخوریم.»
قشنگ میاد کنار مامانش می‌شینه و موزش رو می‌خوره.
موقع غذا هم همین‌طوره؛ می‌شینه، غذاشو می‌خوره و تموم.
اما چیزی که برای من خیلی جالب و البته فکربرانگیز بود، رفتار مامانش با غذا خوردن بچه بود.
هیچ‌وقت از همون اول، دنبال بچه با غذا راه نمی‌رفت.
اصرار نمی‌کرد.
اگر کم می‌خورد، باز هم اصرار نمی‌کرد.
حتی وقتی میان‌وعده می‌آورد و بچه می‌گفت «نه»، دیگه دنبالش نمی‌رفت که:
«فقط یه لقمه…»
«بخور جونم…»
«حالا یه ذره بخور…» 😅
همین‌طور که نشسته بودم، با خودم فکر کردم:
تصور کن بیای خونه و مامانت بهت بگه: «آب هندونه می‌خوری؟»
و تو اصلاً میل نداشته باشی و بگی: «نه.»
ولی مامانت ول نکنه! 😅
بری توی اتاق، با آب هندونه دنبالت بیاد.
بری حیاط، باز دنبالت بیاد.
بری جلوی تلویزیون، اونم با لیوان آب هندونه پشت سرت باشه!
بعد هم وقتی حواست نیست، یه‌دفعه لیوان رو بذاره تو دهنت! 😂
واقعاً چقدر عصبی می‌شدی؟
یا حتی شاید بعد از مدتی، از آب هندونه متنفر می‌شدی!
اونجا بود که با خودم گفتم:
گاهی ما والدین، کاملاً ناآگاهانه هم خودمون رو خسته می‌کنیم، هم رابطه‌ی بچه با غذا رو خراب می‌کنیم.
چون واقعاً دنبال بچه راه افتادن، سرگرمش کردن، خواهش کردن، اصرار کردن و هزار ترفند به کار بردن برای اینکه فقط «یه لقمه» بیشتر بخوره، هم برای ما خسته‌کننده‌ست، هم ممکنه باعث بشه کودک کم‌کم از غذا خوردن ؛ متنفر

بارداری زایمان پوشک بچه شیرخشک تب پستونک واکسن شیشه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۲ سالگی
پسرای من شاهنامه می‌خونن، مهرگان و آبانگان رو می‌شناسن و با دست‌های کوچیکشون درفش کاویانی درست می‌کنن ❤️
اما این به این معنی نیست که قراره به خاطر ایرانی بودنشون، هر چیزی رو که توی کارتون‌ها می‌بینن و دوست دارن، ازشون دریغ کنم

اونا هم دلشون می‌خواد لباس شخصیت‌های موردعلاقه‌شون رو بپوشن، کاستوم انتخاب کنن و کدو تنبل تزیین کنن 🎃👻

هویت فرهنگی با محروم کردن بچه‌ها از تجربه‌های فرهنگی بقیه دنیا حفظ نمی‌شه؛ با شناختن ریشه‌هامون و یاد گرفتنشون حفظ می‌شه!

هالووین ما نه ترسناکه، نه خبری از چیزهای وحشتناک توشه؛ چند تا کدو تنبل بامزه، بازی و نقاشی و لباس شخصیت‌های محبوبشون و کلی ذوق و شادی کودکانه 🎃👻 دقیقاً همون چیزی که توی انیمیشن‌ها دیدن و دلشون می‌خواد تجربه‌اش کنن🥰

ما جشن‌های کوچولوی خانوادگی خودمون رو می‌گیریم، خوش می‌گذرونیم و خاطره می‌سازیم✨

خیلی خوش گذشت کلی خندیدن و بازی کردیم و کدو پختیم و خوردیم😁پشت در قابم شدیم و باباشون که از سرکار اومد و ترسوندیم و کیف کردن😍
شماچه خبر؟چه میکنین؟

شیرخشک پوشک زایمان شیردهی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۲ سالگی
🌍🗺️ چرا دوست دارم حتماً توی اتاق بچه‌ها نقشه‌ی جهان داشته باشم؟ 🤔✨

چون فکر می‌کنم بچه‌ها بیشتر از اینکه فقط با شنیدن و توضیح دادن یاد بگیرن، از چیزهایی که هر روز می‌بینن و باهاشون مواجه می‌شن هم یاد می‌گیرن

وقتی نقشه‌ی جهان روی دیوار اتاقشون باشه، ممکنه هر روز چشمشون به یه کشور بیفته، درباره‌ش سؤال بپرسن و بخوان بیشتر بشناسنش. قرار نیست با داشتن یه نقشه، جغرافی‌دان بشن یا یک‌شبه کلی اطلاعات به دست بیارن؛ هدفم اینه که کنجکاویشون رو تحریک کنم و بهونه‌ای برای کشف دنیای اطرافشون داشته باشن 🌱

در کنار ویدیوهای جهانگردی که براشون درست می‌کنم، دوست داشتم یه نقشه و یه کره‌ی زمین هم داشته باشیم تا این آشنایی ملموس‌تر بشه 🌎

فعلاً با توجه به قیمت‌ها، بودجه‌م به نقشه رسید تا بعداً بتونم یه کره‌ی زمین خوب هم تهیه کنم 😅 این نقشه رو ۳۰۰ هزار تومن از دیجی‌کالا خریدم؛ طراحی کودکانه‌ای داره و کیفیت چاپش هم خوبه 🗺️❤️

در کنار نقشه، کتاب «بلند بگو نه» رو هم درباره‌ی تربیت جنسی کودکان خریدم که کتاب خوب و پرباریه و از خریدم راضی‌ام 📚

یه زنگ 🛎️ هم خریدم که قراره برای بازی‌ها و تمرین‌های مربوط به زمان‌بندی و نظم ازش استفاده کنیم؛ چیز جذابیه😁

شیرخشک پوشک زایمان شیردهی قطع شیر پستونک تب ویروس واکسن
مامان نیارا مامان نیارا ۲ سالگی
مامان رهام 🧸🤍 مامان رهام 🧸🤍 ۲ سالگی
( متن طولانیه اگه حوصله داشتی بخون مهربون ❤️ )

یعنی من جونم درمیره واسه این عکس و حال و هواش 🥹🫠
شرایط و وضع مالی و روحی الان مملکت اصلا جوری نیس که کسی راضی به بچه دوم باشه وقتی همه جا پر از غم و اندوه شده دیگه روحیه ای واسه ما جوونا و مامانا هم نمونده 🫠
وقتیم روحیه ما صفر میشه ظلم میشه در حق بچه ها چون اونا گناهی ندارن کسایی هستن که حتی مثل ما نمیتونن خواسته های کوچیک بچشونو برآورده کنن حق میدم چون نمیشه واقعا سخته برای بعضی از مامانا که دلشون میخواد حداقل خواسته های کوچیک بچشونو برآورده کنن و نمیتونن سخته واقعا وقتی میبینم یا میشنوم دلم خون میشه 😔
توی این اوضاع اقتصاد مردا هم هیچ تقصیری ندارن به نظر من همین که توی این وضع یه پسر بتونه از جون و دل کار کنه بخاطر رفاه خونوادش واقعا یه مرده و درسته ما چیز زیادی نمیخواییم ولی متاسفانه توی این مملکت آرزوها زودتر از ما جوونا پیر میشن 🫠🥀
من خودم خیلی دوس دارم فاصله سنی دو تا بچه کم باشه و عین رفیق باشن باهم ولی توی این وضع و اوضاع واقعا واقعا بزرگ کردن یدونه بچه خیلی سخته چه برسه دومی باید انقدر روح و روان یه مادر آروم باشه که بتونه دوتا بچرو هندل کنه ..
مامانایی که باردارین چه بار اول چه دوم واقعا درکتون میکنم استرس و ... خیلی زیاده توی این دوره و امیدوارم حال همتون خوب باشه و صحیح و سالم کوچولوهاتونو بغل بگیرین نعمتی که خدا داده رو خدا خودش حفظ میکنه 🥲❤️
امیدوارم نور به زندگی همه بتابه هیچ آرزویی ته دل هیشکی نمونه زندگی همه خیلی قشنگ باشه جوری زندگی کنیم که از ته دل روح و روانمون در آرامش باشه ✨️💫

فرزندپروری.فرزندپروری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۲ سالگی
فکر می‌کنم برش‌هایی از یک روز معمولی و واقعی، دقیقاً همین شکلیه؛
یه روزی که هم شیطنت داره، هم خرابکاری، هم لابه‌لاش چند دقیقه‌ای برای خودم

امروز درِ کابینت کنده شد 😅
پسرا کلی ورزش کردن، با هم کتاب خوندیم و من هم کتاب جدیدم رو شروع کردم😍

موقع خوندن کتاب،، رسیدم به یه قسمت که یه تکنیک تنفس ساده برای بچه‌ها یاد می‌ده و دیدم این یکی از تکنیک‌های کتاب برای ما خیلی کاربردی بوده، با اینکه قبلاً معرفیش کرده بودم گفتم این قسمتشو باهاتون به اشتراک بذارم

اسمش «تکنیک ستاره»ست ⭐️

کف دستت رو باز می‌کنی و انگشت‌هات رو مثل یه ستاره نگه می‌داری. بعد با انگشت دست دیگه، از پایین یکی از انگشت‌ها شروع می‌کنی و هم‌زمان که آروم نفست رو می‌کشی تو،و بعد به اخرش که رسیدی میدی بیرون💨

یه تکنیک ساده برای وقت‌هایی که بچه عصبانیه، لجبازی می‌کنه، استرس داره یا بی‌قرار شده

ما بارها توی باشگاه ازش استفاده کردیم

برای هیراد هم که هنوز خیلی کوچیکه، شاید فکر کنید «این بچه اصلاً می‌فهمه نفس عمیق یعنی چی؟»
ولی ما داریم کم‌کم باهاش تمرین می‌کنیم😁اینجوری که

من جلوی خودش انجامش می‌دم و طبیعتاً سعی می‌کنه تقلید کنه. هنوز نفس‌هاش کوتاهه و دقیق انجامش نمی‌ده، ولی کم‌کم داره با مفهومش آشنا می‌شه

و راستش فکر می‌کنم این تکنیک فقط برای بچه‌ها نیست؛ برای ما مادرها هم خیلی کاربردیه!

مثلاً همین امروز که درِ کابینت کنده شد، دقیقاً همون لحظه‌ای بود که باید یه ستاره جلوی دستم می‌گرفتم و چندتا نفس عمیق می‌کشیدم 😂⭐️

چه خبر مادرا؟شام چی دارین؟؟


شیرخشک پوشک فرزندپروری زایمان ویروس تب واکسن قطع شیر پستونک
مامان رُزا 🌹 مامان رُزا 🌹 ۲ سالگی
#فرزندپروری #پوشک #شیرخشک #بارداری #واکسن #زایمان
فکر میکنم دقیقا ۲ سال طول میکشه تا مادر بتونه دوباره خودش رو پیدا کنه. حداقل در مورد من که اینجوریه. چون من بعد زایمان یه جراحی سنگین دیگه ام داشتم. منظور از پیدا کردن خودم اینه که شب ها دیگه راحت میخوابم، وزنم رو برگردوندم به روزای اوجم، باشگاه رو بعد ۳ سال شروع کردم، پوست و موم به حالت خوب خودش برگشته، شروع کردم تو خونه پروژه انجام میدم، فقط یه سرکار رفتن مونده که اون رو خودم نمیخوام فعلا. میگم من که قرار همین یدونه بچه رو داشته باشم، بذار تک تک این روزهاش رو با جون و دل کنارش زندگی کنم. از طرفی هم باباش همش سرکاره و میترسم اسیب ببینه اگر دوتامون ازش زیاد دور باشیم🥲 چون محور زندگی کلا رو درآمد مرد میچرخه و تو این اوضاع اقتصادی بابای خونه کار کنه برای هممون بهتره.
هرچند منم گاهی دلم تنگ میشه برای روزهای تدریس و گپ زدن با دانشجوها، ولی فعلا فقط رُزا مهمه. شاید سال آینده به اون هم برگردم.
از همه مهم تر، رُزا یه مدته خیلی وابسته شده به خودم🙂‍↔️
ولی همیشه به مامان هایی که با وجود بچه میرن سرکار میگم دمتون گرم.
در آینده بچه ات قرار خیلی بهت افتخار کنه.
شما چقد طول کشید به خود قبلیتون برگردین؟
زیر ۶ ماه که اصلا نمیشه، حداقل جسمی میدونم نمیشه.
و