۳۶ پاسخ

شاید کسی طلسمی دعا کرده باشه
منم اعتقاد نداشتم
ولی چندسال زندگیمی تلخ بود
ی جا نگاه کردم همه چیز دقیق گفت

لعنت ب این مردا

مادرشوهرم یک چیزخوب یادم داد گفت هروقت توی دعوا شوهرت بت گفت بروخونه بابات بگو این خونه من وبچهامه توبرو بیرون ازاون موقع هروقت میگفت ایطور بش میگفتم دیگه تودعواهای بعدیمون نگفت !!!!

محبوبه خودتو سرزنش نکن
واقعا نمیشه این همه مدت تحمل کرد
تا الانم خیلی صبوری کردی زنگ نزدی.
خدا ازش نگذره که بچه هاتو ازت جدا کرده
الان دهنش سرویسه ولی می خواد جوری نشون بده که بچه بزرگ کردن کاری نداره.
سعی کن خودتو ضعیف نشون ندی
دلتم پر خون باشه خودتو خوشحال نشون بده
احتمالا داره آمارتو می گیره
برو بیرون، باشگاه برو سرتو گرم کن نذار بفهمه نقطه ضعفت بچه هاتن
جوری وانمون کن فکر کنه بدون اونا خیلی خوشحال و آزادی.

تاپیکای اخیرتو میبینم باورم نمیشه اصلا🥲☹🥺
حتما و حتما یجا نگاه کن سرکتاب باز کن یا هرچی
به فال اعتقاد ندارم ولی به جادو و دعا گرفتن چرااا
یکی داره زندگیتونو خراب میکنه مطمئنا

خانم‌ به این باشخصیتی صبوری زیبایی خانمی هنرمند و با سلیقه دیگه چی میخواسته این مرد😒🤨
ایشاا.. مشکلاتتون حل بشه

اییی خدا💔💔🥹

برای منم پیش اومده بابام اومددنبالم بچموگذاشتم ورفتم.درکت میکنم

شاید براتون دعا گرفتن

خیر نبینه دلم واسه خودت و بچه هات هزارتیکه شد چرا مردا عقل ندارن آخه بچه ها رو عذاب میدن واسه عقده گشایی خودشون

الان رفتم تاپیک هاتوخوندم کاش ب هیچ وجه ازبچهات جدانمیشدی مادری مثل تو قطعا برابچها سخته دوریش

عزیزم درست ترین کار ممکن رو کردی
من از همون اول بهت گفتم در رابطه با بچه ها خودتو اذیت نکن
بزار یه مدت پیش باباشون باشن اما باهاشون در تماس باش .
اینکه پیشت نباشن و حتی صداشونو نخوای بشنوی خب دق می‌کنی دختر !
سختت میشه
اما نخواه که حالا برگردن بزار فعلا پیش باباشون باشن
بزار دهنش سرویس شه تا به غلط کردن بیوفته

نمیدونم چی بگم

کارخوبی کردی زنگ زدی هم دل تو باشنیدن صدای بچهات اروم شد هم دل بچهات مطمعنا

بگردم برات دختررررر ... حیف واقعا🥹🥹🥹

خدا هدایتش کنه ب سر عقل بیاد برین سر زندگیتون ان شاءالله هرچی خیره برات پیش بیاد

الهی شکر صداشونو شنیدی و خوب بودن.
انشاءالله زودی میان پیشت

چقدر صبوری ماشااله بهت من دلم الان شور بچه هاتو میزنه از خدا میخوام زود مشکلت حل بشه عزیزم

عزیزم نمیشه بخاطر بچه ها برگردین پیش هم؟

منم دوماهه زندگیم خراب شده احساس میکنم زن برادرم برام جادو جنبل کرده 😓

نمیخام قضاوت کنم در حدش نیستم
خدایا منو هرگز با اینکار امتحان نکن
هرگز تو این شرایط قرارم نده
اما ناخن بچمم نمیدم باباش ببره،
شده بچمو بدزدم شهر به شهر گم شم
باید پیش خودم باشه،
زنعموی من رفته بود قهر
عموم نمیزاشت بچرو ببره
اونم اومد از پنجره بچشو برداشت برد چون در قفل بود
شما که قصد جدایی نداری معلومه
پس زودتر برید مشاور تکلیف خودتون معلوم کنید
نزار پیش هرکسی بمونن،

وای آخه چراآدم بادوتابچه زندگیش رابخوادخراب کنه چقدربعضی مردهاآدم نیستن انشاالله مشکلتون حل بشه

نا آروم نکردن بچه ها؟

شوهر منم همینطور بود
فقط اول حسابی منو زد بعد پسرمو برداشت برد خونه مادرش،سرکتاب باز کردم گفت مادر جدایی زده باطل کرد خوب شد،دیگه نمیدونم
چی شد خودش قطع رابطه کرد

واقعا دلم گرفت انشالله هر چه سریعتر مشکلتون حل میشه و فرشته هات میان پیش خودت

برو دعا نویس سر کتاب بگیر .انشااله درست میشه

آخ مادر ، هر چی هم عقل بگه آخرش عشق مادری بهش غلبه میکنه. حق داری عزیزم

ای وای گناه بچه هاچیه اخههه 😭😭😭
گریه نکردن چی گفتن بهت

بگو اگه نمی خواستی چرا مثل .......دوتا بچه گردن من انداختی از مدیون اینا نمیترسی ..و اینکه پی گیر شو بینم دلیل این اخلاق و حرفش چیه

طلاق؟؟

خداروشکر که شاد خوشحال بودن
خوبه حداقل این دو هفته بهشون سخت نگذشته بیرون رفتن
تا کی میخواد بشین خونه بلاخره ک خسته میشه بی پول میشه

قربون دل بی قرارت
حق داری واقعا🖤🥺

الان قهرت برا طلاقه ؟ یا بعدا میری و میخای شوهر رو آدم کنی

تو بخاطر بچه هات زنگ زدی ن بخاطر اونکه....بنظرم بچه ها گناهی ندارن

عزیزممم خیلی سخته دوری از بچه هات اونم دو هفته نمی‌دونم سر چی بحث تون شده قرار جدا بشید انشالا که هر چی خیر همون بشه
بچه ها بیان پیش مادرشوون

جدا شدین؟

الهی بگردم

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
سلام مامانا بیایین باهاتون حرف دارم
توروخدا به من کمک کنید من باید اینجور موقع ها چیکارکنم😭
پسر من خیلی مظلوم و مهربونه از کوچیکی از بقیه بچه ها میترسید مخصوصا اگه گریه و جیغ میزدن
خیلی بردیمش پارک و خانه بازی الان خیلی بهتره
دیروز بردمش پارک یه پسر هم سن خودش داد زد نه یعنی تو نیاتو سرسره پسر من برگشت و بغض کرد کلی باهاش حرف زدم مامان برو نترس بهش بگو نباید سر من داد بزنی دستشو به نشونه ی دعوا برا پسره تکون داد با اینکه اون رفته بود اون طرف ها ولی خب تا اینجا ازخودم و خودش راضی بودم دور بعدی اومد رسید بهش، من تا اومدم بگم نه با دست زد تو صورت پسرم آقا پسر من ترسید و گریه از پارک اومد بیرون دیگه بازی نکرد من کلی باهاش حرف زدم ارومش کردم به زوووور با کلی گریه باز یکی دوبار دیگه بردمش ولی دیگه هرکی میومد سمتش برمیگشت به اون پسر هم گفتم نباید بچه هارو بزنی باباش هم کلی معذرت خواهی کرد
ولی من بعدش کلی گریه کردم و عذاب وجدان
آخه من باید چیکار کنم بچه هم سن خودش بود نمیشد چیزی بهش گفت منم میترسم پسرم اینجور موقع ها سر خورده بشه یا دیگه ترس برداره چیکار کنم یکم از پس خودش بربیاد😭😭😭
مامان پسرم🐥 مامان پسرم🐥 ۳ سالگی
😡😤بخدا دلم میخواد بزارم برم فقط از دست همه خسته ام ۳روزه پسرم تب کرده اسهاله ۳شبانه روزه نخوابیدم فقط قهوه خورده ک بیدار باشم دکتر بردم هر کار تونستم کردم هر چی مفید بوده خریدم دادم بخوره ک خوب شه دارو نمیخوره لجبازی می‌کنه افتضاح هر روزم خانواده شوهر زنگ میزدن بچه ما کجا بردین ک مریض شده چشم خورده و فلان باز من گفتم عب نداره از دوست داشتن حالا میگن دگ دیشب تا صبح پسرم تب داشت شیاف زدم صبح دوباره تب کرد شیاف زدم بهتر شد خونه جمع کردم همین خواستم پسرم خوابه منم بخوابم دیدم مادرشوهرم اینا زنگ در زدن اومدن خب خوش اومدین اما سر صبح با بچه مریض یذره درک کنن من هول هول ناهار دست کردم حالا الان تازه نشستم خواهرشوهرم زنگ زده من برا بچمون سرکتاب باز کردم بچمون ترسیده و چشم خورده و فلان اخههه بی اجازه ما چرا برا بچم سرکتاب باز کرده اصلا تب و مریضی چ ربطی ب این چیزا داره حالا الان دوباره زنگ زد من تخم مرغ خریدم بیارم برا بچمون بشکنم میایم اونجا واقعا درک ندارن من ۳شبانه روزه نخوابیدم با ی عالمه پتو تشک کثیف و استفراغی و فلان خوبه باز اونا رو شستم خونم تمیزه شوهرمم ک اصلاااااا هیچی بهشون نمیگه واقعا دلم میخواد ول کنم فقط برررم