۱۹ پاسخ

سر همچین چیزی ک نمیشه طلاق گرفت
اگه همیشه اینجوری نیس و بار اولشه ، شاید عصبی شده دست خودش نبوده
این روزا مردا خیلی تحت فشارن، تورم بدو بدو برای پول، جامعه و همه چی

فک میکنی باباهای دیگه با بچه ها اکی اند؟
همه باباها بد نیستن اما خوبم نیستن...
باباها هم مثل ما
خودت اهورا رو دعوا نمیکنی ؟
بشین باهاش صحبت کن تو یه محیط کاملا عاطفی و نزدیک
تا بغهمی دردش چیه

🥺🥺پسرت چه مظلومه

زیادی گنده ش نکن اونم باباش ه ی چیزی بهت خواهرانه میگم وقتی شوهرت داره تربیت می‌کنه یا تنبیه اصلا حمایت نکن نگو چرا جلوی بچه در خلوتی خودتون بگو کارت درست نیس اینجوری بچه تربیت ش خوب نمیشه اگه جلو چشمش دفاع کنی ازش

ببین پسرم منم همینع چون همیشه با منه با پدرش ی مدل دیگست
من دعواااش کنم سریع گریه میکنه
ولی باباش دعوتش کنع بغضضضض میکنه نکاه ب من میکنع دو میگیره میاد پیش من گریه میکنع
پسر منم دقیقاااااا همینطوره
وبارهااااااااااا تکرار شد
البته واقعااا بعضی بجها خیلی لجبازی
عین پسر من
واقعااا تا داد نزنی اروم‌نمیگیره یااااا.......

چراااااااا طلاق نگیری حتمااااااا بگیررررررررررر.....
وای توروخداااا ب خاطر این حرکت میگی طلاق بگیری
منم دیشب مشابع شرایط تورو داشتم
خیلی ام گریه کردم
گاهی بچه کتک میخوره دیگع
منم خودم گاهی حامی کتک میزنم بعد عذاب وجدان میگیرم
باباش،ک دعواااش کنه یا گاهی کتک بزنه جووونم در میاد
ولی دلیلی واسع طلاق نمیشع ک

الهی بگردم منم خودم باتیام برخورد میکنم ولی ببینم شوهرم دست روش بلند میکنه دیگه پاچشو میگیرم البته شوهرمن اصلا کتکش نمیزنه مگه خیلیییییییییی دیگه تحت فشار باشه یواااااااش بزنه پشت دستش اونم بعد سریع پشیمون میکنه میبینه تیام اشک میریزه عصابش باز خورد میشه تیام میره بوسش میکنه اینم محکم بوسش میکنه ولی خب همیشه دعواش میکنه ولی تیام ب شدت باباشو دوست داره مثلا میبرتش موتورسواری و و پارک و لی تمام مسئولیتا تیام بامن دسشویی و حمام و غذا نریضی خربد لباس همه چیش

ای جووونم منم اشکم در اومد کوچولوان از قصد ک این کارو نمیکنه ک گارد گرفته براش
باباشه هاا چجوری دلش اومد بعد معذرت خواهی بی تفاوت باشه میخواد تربیت کنه درست ،این راه تربیت کردن نیست ،اینجاهم خودت باید بشینی حرف بزنی بهش وااای ک چقد کارت سخته

هرجامیری اهوراروباخودت ببرش ه ۱دقیقه میری میبنی کم عاطفه اس پدراهوراناراحت نباش عزیزم ماهم بابام همیشه بخاطردیگران باهام بدرفتاری میکردفقط تهش این شدازش دوری میکنم

به نظرم اهورا چون از طرفت خیلی حمایت میش نسبت به باباش یه خورده لوس شده برا همین تا دو رو دیده گریه کرده یکم بی‌خیالی طی کن همین ها دو روز دیگه زن بگیرن نگاهمون نمیکنن😂

عزیزم همینه بچه ای که الان از ترس باباش به شما پناه آورده فردا طلاق بگیری میاد توی صورت فحش میده که منو از بابام جدا کردی
شما الان ناراحت شدی تحت فشاری وگرنه به خاطر این چیز های قابل حل فکر طلاق ننداز توی سرت

وا برا یه همچین چیزی کی طلاق گرفته ،زندگیتو سر چیزای الکی خراب نکن

نه بابا کجا طلاق بگیری خواهر من
شوهر منم واسه اولین بار امشب با دخترم بد رفتاری کرد بهد پاشد لباساشو تنش کرد و گفت صداتون نمیزاره بخوابم میرم مغازه
گفتم نرو خدایی نکرده نصفی شبی دوباره دردم میگیره و شاید نیاز به بیمارستان باشه که گفت به درک یا تو میمیری یا بچه تو شکمت
طلاق بگیریم که چی بشه چیکار کنیم
مجبوریم تحمل کنیم فقط تحمل😢

منم کلی الان گریه کردم تا یکممم فقط دلم خالی شده تو باز میتونی تعریف کنی من حتی الان رمق تایپ کردن هم ندارم❤️‍🩹

مهرنوش سر همچنین چیزی نباید ب طلاق فکرکنی ک دختر
وللش

خب اهورا از همین شوهرته یا از شوهر دیگه ایه که اینو میگی؟

الهی بمیرم چق عصابم خراب شد😔💔

چقدر گاو
اخه بچه چی میفهمم

برو مشاوره
راضیش کن بیاد

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
اگه کسی اطرافتان باشه که بخاطر اینکه بچتونو دوست داره دخالت کنه تو بچه داریتون و تو رابطه شما و بچتون فاصله و تاثیر بزاره چیکار میکنید من خداروشکر اهورا با عمو و داییش و عمش رابطه خیلی خوبی داره ولی عمش خیلی دخالت میکنه مثلا من از اول اصلا بهش گوشی ندادم هر سری اهورارو میبینه گوشی میده دستش میگم نده انگار ن انگار به گوشی عادتش میده الان دیگر اومد داد اون رف اینم تا ۳ شب نخوابید گریه میکرد برای گوشی مثلا یبار اهورارو داشتم آروم دعوا میکردم نه داد زدم ن‌کتک بخام اینکارو کنم هم به اون ربطی نداره برگشته دست اهورارو میاره سمت من مثلا اهورا داره منو میزنه میگه اهورا مامانت اخ مامانت اخه منو جلو بچه خراب میکنه الان میخام چن بار اهورا نره پیشش یادش بره چیکار کنم بهونشو نگیره اونروز اهورا زنگ زده بهش میگ بریم موتور بریم ماشین اونم از قصد از اونور میگه بریم دد اصلا اهورا دد نگف گف اهورا بیام بریم دد بیرون اینم لباساشو آورد انقد گریه کرد یه سری هم اومد اینجا سرد بود تاریک گیر داد اهورا ببرم بیرون گفتم نه نبریم سرده تاریکه بعد من‌خودم صبح بردمش بیرون گوش نکرد رفتیم تو پله دستش خورد گوشیم از بالا افتاد ۴ تا پله پایین رفتم ۷ تومن خرج کردم واقعا کلافم از کاراش
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
چرا هرچی میریم جلو این بچه داری سخت‌تر و پرچالشتر میشه🤐 😪
مهتا نمیدونم ترسیده یا بخاطر چیه خونه هیچچچکس بند نمیشه تو هیچ جمعی نمیاد جایی میریم میچسبه بهم و گریه میکنه میگه بریم ظهر رفتیم باغ پدرشوهرم کس غریبه هم نبوده فقط میگف بغلم کن و گریه میکرد دیشبم خونشون رفتیم همینطور یه سره گریه کرد مجبور شدم برگشتم..
ناگفته نمونه مادرشوهرم فیبروز ابرو کرده یکم پهن شده ابروش خارشوورم شب اول که اومده به مهتا نشون داده گفته ببین چجوری شده مامان جون اینم خیلی نگاه کرده یهو گریه کرده خیلی که شوهرم آوردش خونه
ولی خب مهتا قبلا هم یه مدته خونه کس دیگم میرفتیم میچسبید بهم ولی انقد گریه و اذیت نمیکرد
خونه مامانمم اومدم ببرمش از ماشین پیاده نمیشد و گریه میکرد که بریم خونه💔 😢

ظهر اومدم خونه انقد فشار بود روم کلی گریه کردم، مهتام افتاده بود رو لج و یه سره گریههه سر هر چیزی منم باید غذا میپختم اینم نمیذاشت پریودم هستم.. گرفتم زدمش و انقد داااد زدم صدام درنمیاد
دفه اولی بود که انقد خشمگین شدم تو عمرم نمیتونم این وضع رو تحمل کنم نمیدونم چیکار باید بکنم من از اول بیرون زیاد بردمش وقتی بچه یا کسی میدیدم جلو مهتا باهاش خیلی حرف میزنم که ببینه ارتباط گرفتنو و...
الان هم پشیمونم هم حس بد دارم هم سردرگمم و... 🤦🏻‍♀️ 😮‍💨
مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
یه چیزی تعریف کنم بخندید.

پریروز یارا رو مامتنم برد با خودش خوپه خاله م (یارا اونارو خیبی دوس داره) ما هم با مادذشوهرم رفتیم براش موبابل نو خریدیم برگشتنی یارا رو برداریم ک بچه خودشو کشن هلاک کرد که نمیام و‌شبو مونده خونه مادرم.

دیروز ظهر هم یارا رو‌ خواستیم برگردونیم خونه ک باز گریه و جیغ خودشو هلاک کرد ک نمیام. راستش دلم شکست و ناراحت شدم اول خواستم الکی ادای گیه دربیارم واقعا گریه‌م گرفت و گریه کردم.

مادرشوهرم بیرون بود بعدا اومد چشمای قرمز منو دید هی اصرار ک چی شده. هرچی منو و شوهرم گفتیم بخاطر گریه یارا گریه کردم باورش نشد.
اول فکر کردم ناراحته ک منو یارا گریه کردیم؛
که چند دیقه بعد منو کشیده تو آشپزخونه میگه تورو خدا اینجور وقتا گریه نکن بچه م (همسرم) فک میکنه دستش اونجوری شده تو گریه میکنی

من 😐
دستش😐
شوهرم 😐
یارا 🖕

😂😂😂
کدومتون به چیزی ک تو ذهن مادرشوهرم بود فمر کرده بودید؟





نتیجه : الهی مادر آدم تا آخر عمرمون زنده بمونه که هیشکی مارو اندازه مادرمون دوست نداره...🥺
مامان آریانا مامان آریانا ۲ سالگی
چقدر خستم حس میکنم روح و روانم در حال فروپاشی هست از دست این بچه صبح ساعت ۹ بیدارشد ۱۱ خوابیدیم تا ۱۲ خودمم خوابیدم چون جون تو تنم نبود کل روز در حال نق نق و گریه الکی و بهونه گیری تا ساعت ۹ گفتم بیا بریم خونه پدربزرگت‌ راهشو کج کرد که من نمیام خونشون خوش نیست باباجی ( پدر شوهرم)‌منو میزنه‌ رفتیم نیم ساعت تو گرما بازار گفت عینک میخام گفتم نگاه عینکتو باهات اوردیه رفت زد رو دست یه اقایی‌ که تو هم عنکی‌ داری مردهه‌ بهش گفت چقدر خوشگلی این گریه زاری که چرا گفته گفتم بیا بریم خونه بابابزرگت هرچی کشیدمش گریه که نمیام باید برام رژلب‌ بگیری دم مغازهه‌ خوابیده و اقاهه‌ میدونست چشه می‌خندید باز گفت بشینم رو صندلی یه آقای رد شد از دوست های باباش بود انگار گفت آریانا این گریه که چرا گفته آریانا با زور کشیدمش‌ بردمش خونه پدر شوهرم همین که در باز کرد گفت نمیام داخل نیم ساعت تو حیاط بود حالا مادر شوهرم مهمون داره میگه باید ببره منو تو حیاط بهم غذا بده یک ساعت مادر شوهرم درگیر تا این تو حیاط پیش جوجو غذا بخوره 😑 ۱۱ با زور اوردمش خونه بخوابونمش تا پستونکش نابود کرده و گریه و سرشو میزد به زمین که من نمیتونم بخوابم به علی کوچولو بگو برام پستونک بیاره بلندشدم لباس تنم کردم اومدیم پایین تا کالسکه رو زدن پشت موتور هاشون‌ نمیشه درش آوردم پیاده اوردمش تو راه پسر خواهر شوهرم باهامون رفتن داروخونه تنها نباشیم اومدیم خونه ساعت یک این گریه که باید آتیلا هم باهام بیاد یعنی خدا رحم کرد بهش گفتم اگر نخوابید فقط باید بزنمش که خوابید چه زندگی مزخرفی درست کرده برام این دندون لامصب در نمیاد من راحت بشم


پوشک شیرخشک واکسن قطره آهن مولتی زینک قد وزن ویتامین پستونک زایمان شیردهی سزارین طبیعی