😁بچه ها بابت تایپیک قبلی...
واقعا تک ب تک نمیتونستم ریپلای کنم گفتم پست دوم بذارم
این ک گفتید منم دیر کردم!
باید ب عرضتون برسونم ک اونا خودشون دقیقا تایمی میان ک پای سفره میشینن بعد از سفره هم یه چای و میوه میخورن و میرن، یعنی مثل رستوران رفتار میکنن
و من ناراحت میشم از این رفتارشون...
منم دقیقا رفتار خودشونو میخواستم انجام بدم، ما ساعت ۲ ناهار میخوریم.... اون سری هم ک گفتم ساعت ۲:۳۰ اونجا ناهار خوردیم و من گفتم مثل خودشون یه تایمی برم ک فقط پای سفره بشینم و بعد از غذا خوردن هم یه جای و میوه بخورم و بلند بشم...

دقت کنید ک شما میگید باید ب تایم غذا خوردن اونا احترام بذارم... ولی اونا شام رو ساعت ۶ میخورن، دقیقا بعد از اذان... خب ما اون تایم واقعا نمیتونیم... کار داریم باید ب زندگی خودمونم برسیم... نمیشه هر تایمی ک باب میل اونا بود ما اونجا باشیم، اونا باید یک روز دیرتر بخورن به احترام مهمانی ک دعوت میکنن
ولی بازم تاکید کنم ک سری قبلش ساعت ۲:۳۰ خورده بودن

۹ پاسخ

ولی بازم من حق رو به شما نمیدم ببخشید
شما خیلی دیر رفتی همش میگی خواستم مثل بقیه باشم
شما خودت باش
همیشه برای مهمونی یک ساعت زودتر باید رفت شاید میزبان کمکی چیزی بخواد
ما اینجوری هستیم
خونه مادرشوهر و مامانم زودتر میریم کمکشون کنیم سالادی آماده کنیم
هستن جاری یا خواهر خودم وقت خوردن میرسن و تو چشم بقیه خیلی کارشون زشته
و واقعا مثل من بدم میاد
این حس میکنم اونا هم بدشون اومده
دلیل نمیشه چون دفعه قبل ساعت۲ونیم ناهار خوردن الانم همون تایم باشه

عزیزم برای ناخار برو ولی سر ساعت کلا وقتی دعوت میکنن برای غذا باید جوری تنظیم کنی یه ساعت قبل غذا اونحا باشی جلوه خوبی نداره پقیقا سر تایم سفره انداختن برید بعدش نکته دوم اینکه اگه کسی بی ادبه ما هم بی ادب نمیشیم که خانومی اونا اگه دیر میان ادب و شخصیت خودشون رو نشون میدن شما میگی‌شام‌زود میخورن شام نرو ناهار برو که ساعت ۱۲ و نیم معقوله برای ناهار زودعر برو نه خودت ناراحت بشی نه همسرش از رفت و آمد خونه پدرش محروم عزیزم

متاسفانه تو خانواده ی شوهر عروس مهمون حساب نمیشه باید زود بره ظرفارم بشوره خواهر 😥😢🫠

ببین بهت زنگ زدن ۱۲ ونیم
بعد شما ۱و بیست رفتی
یعنی یک ساعت تاخیر
حتی بعد تماس مشخصه نیم ساعتی هم منتظرت بودن،ولی شما عذرخواهی میکنم بی ادبی کردی انقد دیر رفتی

اول اینکه دم نامادری گرم که باز شماهارو دور هم جم میکنه
دوم اینکه مار اونا زشت بوده حداقل زنگ میزدن میگفتن دیر شده ما سفره انداختیم زودتر برسونید خودتونو

بچه ها اینم بگم ک اونا همیشه ساعت ۱ یا ۱:۳۰ ناهار میخورن
وقتایی ک خودشون تنها هستن ساعت ۱۲:۳۰ میخورن


یعنی من توی این چندسال یادم نمیاد اون تایم خونه ی پدرشوهرم ناهار خورده باشیم، فقط خودشون زود میخورن

سر موضوع بیخود خودتو از خونه پدرشوهرت ننداز. پسفردا که پاتو قطع کردی و از کاراشون خبر دار نشدی نیای اینجا بنویسی ارثمون رو خوردن حقمون رو ندادن..... باید پای کار باشی وگرنه حقت ضایع میشه...

ازمادرشوهرم نمیشه انتظار داشت چ برسه ناتنی

چی بگم خودت بهتر میشناسیشون تا ما

سوال های مرتبط

مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
سلاااام خانما
لطفا راهنمایی کنینننننن

پسرم ۵ سال و نیم
همشششش در خال باج دادن ب دوستاش
فرقی نمیکنه پسر و دختر عموش باشن،،
بچه های خاله ش باشن
دوستاش باشن
کلاااا در حال باج دادن ک اونا باهاش بازی کنن،،
وسیله هاش و... کلا از عر نطر در خال باج دادن
و من خیلی دارم اذیت میشم
حالا نوبت مشاوره گرفتم تا ببینم چی میگه
نگران آینده شم ک این باج دادنه واسش بمونه و بشه کار همیشگیش😭😭😭😭😭😭😭😭

از شانس ید من،ی همسایه چن ماهه اومده ک دو تا بچه کوچیک داره همونایی پسرم
همششششش بیرون تو کوچه ن😭😭😭😭😭😭
چن روزی هس ک پسر منم میره با اونا بازی کنه

از هر چی بدم میاااااد ب سرم می‌افتاد ما چن یاله اینجاییم با هیچچچچ کس در رابطه نبودیماینا اومدن شدن عذاب واسه من
وقت و بی وقت در میزنن میان دنبالش ،،
وقتی هم ب پسرم میگم سر ی تایم خاصی باید بری اینقدررررر گریه میکنه ک اصلا زیر چشماش کبود میشه

باهاش تایم میزارم تا حدودی ،،اما بازم فکر و دهنش اون پسره س

یکی دو روز ما نبودیم

دو روز اونا نبودن
پسرم بسسسس ک عضه خورد اصلا رنگ ب رو نداشت🥺🥺🥺🥺

حالا چیکار کنم من
چجوری مدیریت کنن
واقعا ذهنم قفل شده

امیدوارم هم شما راهکار خوبی بدین هم این مشاور جدید🥺☹️

بدم‌مباد از باج دادن قهر میکنن میرن ،باز میان در میزنن،ک ی باج جدید بگیرن تا دوست باشن یا وقتی تنها میمونن،باز میان
مامان امیر حسام مامان امیر حسام ۶ سالگی
سلام مادرا لطفا جواب بدید
من پسرمو گفتار درمانی میبرم ،دکتز گفته ک هفته ای دو بار بیارین اما ب دلیل کار دوری راه نمیتونم ۲ بار ببرم هفته ای یک بار میبرمش ،چند وقت پیش تو مطب منشی ی سری فرم داد گفت همگی باید اونو پر کنید منم رفتم و برگه رو تحویل گرفتم با ی خودکار همین ک داشتم فرم پر میکردم چند تا از مادرا راجب خوردو خوراک حرف میزدن ‌ک چ چیزهایی ب بچهاشون نمیدن منم چند تایی ازشون سوال پرسیدم و دانه دانه فرمو پر میکردم منشیه جلو ۱۰ ،۱۲ نفر ب من گفت فرمتو پر کن من خودکارو لازم دارم در حالی ک دوتا خودکار دیگم دست دوتا مریض دیگه بود ک کنار دست منشیه بودن بعد منم رفتمو خودکارو بهش دادم گفتم من میبرم خونه بفما خودکار ت خیلی بد گفت منم بدم اومد . رفتم تو ب دکتر گفتم اونم گفت این چسزا چیه ول کنین .بعد از اون موقع تا حالا هی تک زنگ میزنه یا هر چی زنگ میزنیم بدونه ماییم جواب نمیده و هر کاری میکنه ک ما نریم یا پول بیشتری بدیم .الان انقده اعصابم خورده نمیدونم چکار کنم گفتم نبرم پیشش از ی طرف خیلی هزینه کردم از ی طرف دیگم تا حالا چند تا گفتار درمانی بروم در حد یک جلسه یا دو جلسه بعد نبردم .بعد اونایی ک گفتار درمانی میرید اگه نرید اون جلسه پولشو ازتون میگیرن ؟ احساس میکنم دکترم خوشش نمیاد بریم نمیدونم چرا چیکار کنم
مامان آراد🎆 مامان آراد🎆 ۷ سالگی