۸ پاسخ

اره دختر منم دقیقا همینه
واقعا هم ناراحت میشم و سعی میکنم به پرو پاش نپیچم که اینطوری نکنه

بچه ها همینجورین.دختر من میره خونه خواهرم بعد من میرم دنبالش جیغ میزنه تو برو تو نیاااا
ولی خب راست میگی جلوی خانواده شوهر آدم اعصابش خورد میشه

چون از محبت مادر به خودشون مطمءن هستن در هر شرایطی

من توجم ولش میکنم خخخخ بعد گریه میکنه ک خونه نمیام

پسرمنم همینطوره دیگه دورمن نمیاد😂
چندروز پیش رفتیم مغازه همش دنبال پدرش بود فروشنده گف برعکس همه بچه ها بابایی هس تا مامانی
ازبس تو خونه بهش گفتم بخورنخور بکن نکن برو نرو کلا تربیتش دست منه ازشیر و پوشک گرفتمش یه جورایی انگار ازم زده شده

متاسفانه منم تجربه کردم همین ناراحتی رو...
طوری که مادرشوهرم رو‌ کرد به خواهرشوهرم گفت:
انقدر باهاش بازی نمیکنه محبت نمیکنه بچه سمتش نمیره...
من🫪
خدایی کدوم مادر از بچه‌ش سیره که من باشم؟🥺
اما چه میشه کرد...

من اصلا تو جمع محل بچه نمیدم

اره همیشع همینطوریه

سوال های مرتبط

مامان مهدی وماهلین😍 مامان مهدی وماهلین😍 ۳ سالگی
سلام خانما خوبین امروز برای اولین بار حس کردم یکی نگرانمه هد عقل دوسم دیشب با شوهرم کلی دعوا کردیم بد صبح آزمایش شیش ماهگی حاملگی داشتم رفتم اون پودری که تو حاملگی می‌دنو خوردم انقد حالم بد بود داشتم میموردم بد اکو قلبم داشتم زنه گفت یه ساعت بد یه آزمایش میگیرم یه ساعت بدش هم یه آزمایش یکیشو دادم گفتیم میشه بریم اکو قلب انجام بدیم تا یه ساعت بیایم گفت باشه بد که داشتیم می‌رفتیم یه لحظه حالم بد شد برقا رفته بود هیچ جا کارت خان کار نمی‌کرد شوهرم هی اینور اون ور میرفت دنبال آب بد از یه جای پیدا کرد آورد صورتمو شستم بد بغلم کرد تو خیابون گفت حالت خوبه اصلا یه حال غروری بهم دست داد انگار دنیارو بهم دادن بدشم رفتیم مطب یکم اونجا سرمو گذاشتم رو پاش خوابیدم بعضیا یه جوری نگام میکردن شوهرمم خیلی خجالتیه هیچ وقت جلو کسی ندیدم بغلم کنه یا بوسم کنه ولی تو مطب دستشو میکشید ب سرم نمی‌دونم سرش جای خورده بود یا چی ولی امروز خیلی حالم خوبه 😂😂آخه همیشه خیلی سرد رفتار میکرد کاش همیشه اینجوری باشه