۱۴ پاسخ

من هنوزم همینجورم ول خب شدتش یکم کمتر شده

من با اینکه تازه فهمیدم حاملم فکر این چیزا رو میکنم که اگ زایمان کنم حوصله سروصدا ندارم مامانم نمیتونه درست کارمو بکنه دلم برا دونفره با شوهرم تنگ میشه همش از هورمونه سعی کن با همسرت صحبت کنی خودتو تخلیه کنی و هر کاری که میدونی اروم تری انجام بدی الان که مامانت هست پیشت نی نی رو بزارین پیشش نیم ساعتم شده برین با ماشین یه چرخ بزنین روحیاتت خیلی نزدیک به من

ن بابا من اینجوری نبودم از اول تا الان میخام شوهرم بیشتر با دخترم مبحت کنه تا من وقتی منو بوس میکنه دخترمو یادش میره میگم‌پس دخترت چی میگم وقتی میای خونه اول دخترمونو ببوس از اول اینجوری بودم خداروشکر

وای من از الان بفکر این چیزام 🤦‍♀️🤦‍♀️

وای چقدر منی
یکم زمان بگذره بهتر میشی

عزیزم با یه روانشناس صحبت کن
قبل بارداری هم حساس بودی؟
من الان اقدامم ولی دوس دارم مادرم اینا میان خونم دست به اشپزی و تمیزکاری نزنن
مادرم یه بار ناراحت شد که چرا نمیزارم توی کارا کمکم کنه واقعا دست خودم نیست احساس میکنم ممکنه با ظرف شستن همه جا کثیف بشه یا غذا درست کردنی همه جا روغنی بشه....
الانم روی همسرم حساسم با کوچیک ترین حرفش بهم میریزم

عزیزم🥺🥺
خوب به شوهرت بگو کنارت بخابه حداقل میتونه بغلت کنه اروم میشی
منم تازگیا دیوونه شدم اگه شوهرم با خانوما حرف بزنه دلم میخاد جرش بدم

میگذره میگیذره
میتونی ام قرص مصرف کنی اگه خیلی اذیتی
ولی همه این دوران رو ذارن

با این تفاسیر به نظرم هورمونه !

وای من تازه متوجه شده بودم باردارم ، شوهرم هی میخواست حرص منو در بیاره میگف هوو اوردی برای خودت ، بزار دختر بشه نمیزارم تو دیگه بیای رو دستم بخوابی 🥺😂😂😂

حرص نخور عزیزم آخه تو این شرایط هم هرکسی میاد یه نظری میده
شیر خودت میدی؟ چند کیلوعه و....

واقعا آدم اعصابش نمی‌کشه اما خب صبوری کن مامانتم پیشته معذب نشه فک کنه بخاطر اون اینطور شدی

منم سر بارداری اولم‌دقیقا‌مول‌شما بودم تا چند ماهه واقعا اذیت شدم
هی از شوهرم‌میپرسیدم ک اول‌منو دوس داری یا بچرو
تا میگفت بالا چشمت ابروعه گریه میکردم دعوا میکردم
ماهای اول خیلی حساسه تا۶ماهه اول‌روانی شده بودم

بخاطر هورموناته به خودت سخت نگیر ولی به اطرافیانت از حست بگو تا بتونن بیشتر درکت کنن هیچی الان مهم تر از خودت و بچه نیستی حوصله مهمون نداری بگو فعلا نیستیم بقیه تو مختن ازشون دوری کن تا رفته رفته بهتر شی انشالا ک زود زود همچی ب روال معمولی برگرده برات

افسردگی بعد بارداریه احتمالا من تو بارداری همین یه ماه قبل اینجوری بودم

منم عین‌تو بودم واقعا فک میکردم دنیا دیگ ب اخر رسیده
فک میکردم زندگیم دگ مث قبل نمیشه …
ولی شد..
هرچی زمان بگذره بهتر میشی بهت قول میدم
من هرغروب مینشستم گریه میکردم جلو هرکی اصا برام مهم نبود

منم مثل تو بودم دقیقا 😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان رقیه و رستا مامان رقیه و رستا ۱ ماهگی
تنهایی سخته با نی نی ها .سخت تر از اون رفتار شوهرمه که همش لجمو در میاره همش کاری میکنه که حرص بخورم.مثلا میدونم من خیلی رو مامانم اینا حساسم سر سفره مامانم اینجا بود یه دعوا راه انداخت که نگو میخواد کاری کنه که مامانم پیشم نیاد .همینطورم شد مامانم گفت دیگه نمیاد.یا اینکه از قصد الان که بچه خوابه رفته اسپیکر روشن کرده یا با دختر بزرگم دعوا می‌کنه . همش حس بد بهم میده همش از بدیم میگه . همش دلش میخواد یه طورم بشه. وقتی حال روحیم بده همش میاد میگه چطوری چطوری که لحن بده یا برگشته میگه چی شده باز دیونه شدی 😭اما خدا خودش کمکم می‌کنه مطمئنم. خودش داره بهم بچه داری یاد میده آخه من هیچی بلد نیستم. ۲۳ سالمه و بی تجربه اما خدا خودش هوامو داره.خدایا تنهام نزار کمکم کن من کسی رو ندارم جز تو بچه هام به تو میسپارم خودمو به تو میسپارم کمکم کن
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری