مامانا صبحتون بخیرمیشه یه لحظه بیاین ی مشورت یا درد دل خواهرانه کنم پیشتون پدر شوهر ومادرشوهرم هربلایی فکرشو کنی. سرم آوردن از وقتی دخترم دنیا اومد پدر شوهرم ک سه چهار ماه اصلا طرفش نمی اومد می‌گفت از بچه کوچیک خوشم نمیاد نوه اول پسریشونم هست دخترم.از یکسال ب بعد دیگ ادای اینکه دوسش دارن رو در میارن تا الآنم خداشاهده یک جفت جوراب براش نگرفتم همش ظاهریه از لج من می‌خوان مثلا ب خودشون وابسته ش کنن بد وقتی میان پدر شوهرم یجوری رفتار می‌کنه انگار بچه اوناس دست منه ک بزرگش کنم ، همش میگه چرا لباسش اینجوری چرا نمیدونم موهاش اینجوریه یا چرا عرق می‌کنه بد بدونم نگاه نمیکنه حرفش بتونه ولی نگاش به زنشه اون که تایید کنه ول می‌کنه مثلا میگ چرا فلان می‌کنه چرا خیار دادی بهش چرا اونو دادی یعنی من همش درحال حساب پس دادنم ب این شوهرم بی نهایت ازشون عین چی می‌ترسه حساب می‌بره و بامن بشدت بی عاطفه س براهمون نمیتونم رک باهاشون حرف بزنم ک پاشونو جم کنن خونشون تهرانه ما کرج این پدر شوهره اسنپ کار می‌کنه یعنی این هروزیا روز درمیون میبینی زنگو درو زد ب بهونه دیدن دخترم ولی برا ناهار میاد بخدا دیگ روانی شدم اصلا راحتی و آسایش ندارم. دو روزه دخترم از شیر گرفتم دیشب تصویری زنگ زدن باهاش حرف میزنه میگ بابا فردا میام باهم بریم بیرون بالام نمیام منو تو تنهایی بریم.این همیشه هم می‌گفت بزار از شیرش بگیره دیگ راحت میبرمش با خودم خونم والینور اونور الان منتظر این روز بود الان دخترم هم یکم آبریزش داره هم دیگ ازشیرش گرفتم اصلا دلم نمی‌خواد باهاش روبرو شم قبل ظهرم میاد بگید چجوری باهاش برخورد کنم توروخدا
می‌خوام ازخونه فرار کنم برم خونه کسی میترسم بگه بگو کجایی بیارش ببینمش#پوشک#رفلاکس#شیردهی#فرزندپروری

۱۱ پاسخ

با این‌چیز هایی ک تو تعریف کردی
اصلا کوتاه نیا
اگه یک بار بچتو ببرن بعدا دیگه نمیتونی بهشون ن بگی

شوهرتم تهدید کن سفت و محکم جلوش وایسا بهش بگو اگه ازم پیش خانوادت حمایت نکنی دست بچمو میگیرم از زندگیت میرم
راحت هم میتونم بخاطر اعتیادی ک داری ازت طلاق بگیرم

جلوی این آدمای پررو، هرجور رفتار کنی براشون عادت میشه،مظلوم باشی،خجالت بکشی همینطوری پیش میرن.پس پررو باشه جوابشونو بده تا تو دلت نمونه

ایفونو قطع کن گوشیتم بزار سایلنت بعدم شوهرت گفت بگو بچه مریض بود خواب بود منم گفتم بخوابه یموقه بیدارش نکنن .بعدم تو مگه زبون نداری بگو زبون شما برای چی درازه برای پسرتون که معتاده.من بودم جواب میدادم میگفتم ببخشید بچه رو زیاد تو هوای پاییز بیرون نمیبرم ویروس هست

پدر شوهر منم دقیقا همینه خاله زنک هی نظر میده یبار مادر شوهرم گفت بزرگتر بشه باید شبا پیش خودم بمونه خونه ما بخوابه چون عقده داره دوتا پسر داره که شبا خونش نمیمونن شوهر من حتی من نباشمم شام دعوتش کنن میخوره میاد خونه خودم اینم عقده شده براش بعد من به دخترم یاد دادم شبا فقط باید خونه و پیش مامان بابا بخوابی همه ی نی نی ها پیش ماماناشون میخوابن یبار بهش گفتن دخترم شب میمونی پیش من گف نه مامان بابا 🤣دیگه فهمیدن من یادش دادم نگفتن یا هی صورتش رو بوس میکردن یادش دادم فقط مامان بابا میتونن لپت رو بوس کنن بقیه اجازه ندارن هر کی گف بوس بده بگو لپ مامان بابا و دستت رو دراز کن الان همینو میگه بهشون هر چند گاهی رعایت نمیکنن ولی اگر من بگم تیکه بارونم میکنن از زبون بچه میشنون تازه ذوق میکنن بچم چه باشعوره در کل عزیزم من کامل درکت میکنم ولی من همسرم همراهه شما چون همراه نیست خودت با سیاست برخورد کن دوبار اومد درخونه ات باز نکن بگو نبودم خونه دوستم بود بیرون بودم یه بهانه بیار تا کم کم درست بشه

منم داداشم که میاد دنبال امیر عباس ببرش خودمم میرم میگم طاقت ندارم

منم این چند وقت که زایمان کردم پسرم چند روزی خونه بابام بود بعدش رفتم خونه بابام گفتن بزارش تا یکم سر پا شی بعد ببرش گفتم نمیتونم تو خونه دیوونه میشم پسرم نباشه با خودم میارمش پیشتون الان هر چه زنک میزنن میگن بیا میگه نه پیش آجیمم

بگو نمیزارم بچم تنهایی بیاد خودتم حاصر شو باهاشون برو

بگو سرما خورده بزار تا خوب شد بیا ببرش هذ بار ی بهانه بیار یا هم مستقیم بگو طاقت ندارم بچم ازم دور باشه با خودم میارمش پیشتون

بشین با شوهرت حرف بزن براش توضیح بده تا اون با پدرش حرف بزنه اگه خودت بخوای چیزی بگی بدتر میشه

جواب تلفناشو دیگه نده درو هم بازنکن مثلا هرچندروز اینکارو کن یباری جواب بده
که کم کم سرد بشن
یا بگو امروز ناهار خوردیم تموم ناهار نداریم
ولشکن تنها نزار دخترت باهاش باشه
بااین حرفایی ک گفتی انگار سلامت روان نداره
بگو برذمش دکتر نیستم جوابشو نده
درو هم بازنکن
بزار زنگ بزنه ب شوهرت بهونه بیار حموم بودی یا .....

بهش بگو دختر منه یا شما شما که می‌گفتید از بچه خوشم نمیاد
دخترم سرماخورده. نمی‌زارم بره بیرون
اصلا زنگ زدن در باز نکن ولش کن اگه هی حرف شون گوش کنی دیگه دخترت ازت میگرن یکم جدی ترسناک باهاش حرف بزن 🙂

سوال های مرتبط

مامان لیمو ونخودفرنگی مامان لیمو ونخودفرنگی ۳ سالگی
بچه ها یه راهنمایی ضروری
مامانم چهار تا بچه داره
کلا تو زبون بچه داری خیلی بلد هست یعنی ب بچه های خاله هام
دختر خاله هام تو ختنه تو ناف مادرم رفته
از وقتی دختر من ب دنیا اومد
چن وقت بعدش پسرم بخاطر لوزه بستری شد دیگ از بیمارستان ب بعد ب من وابسته شد
این وابستگی اقتضای سنش هست
متاسفانه مامان من اینا رو نمیدونه
و کلا ب من ایراد میگیره
وای چرا بلند حرف زدی

مثلا بچه ها گربه کنن از پشت گوشی ی جوری وحشتناک و ترسناک میگ ایوای چی شده
میگم هیچی بابا مثلا زمین خورد
برمیگرده میگه ایوای انگار گریه کنه
چرا مراقب نیستی اگ سرش چیزی شد چی
در عادی ترین حال ها وحشتناک برخورد می‌کنه
پسرم موهای دخترم رو می‌کشه میگ ایوای این بچه از ترس مرضی خواهد گرفت
آخرش یه چیزی میشه
منم عصبی میشم بلند و تند جواب میدم
میگم این همه بچه ها دعوت می‌کنند
مگ قرارع همه تک فرزند باشن
الآنم زنگ زدم دارن میان اینجا
بخدا می‌دونم کلی درسز می‌کشه اون همه راه میان
کمک حالم هست
ولی الان پسرم ک دل‌پیچه داره یهو گریه می‌کنه
می‌دونم میخاد وحشتلک بپرع جلوم ایوای این یه چیزیش هست ببرید اورژانس
میگم آخه چطور رفتار کنم
مامان بادوم مامان بادوم ۲ سالگی
وای خدا چ گیری کردم از دست این مادر دخترررر البته بیشتر مادره،
من خونه مادرشوهر زندگی ميکنم تو یه خونه هستیم من تو اتاق خابش هستم،بعد بچه من برای چیزی بهونه بگیره گریه میکنه ک من کاری ک میخاد انجام بدم بعد منم مثلا چون گریه میکنه اونو ب خواستش نمیرسونم چون کار درستی نیس با لج و گریه به خواستش برسه و گاهی متوجه میشه ک گریه کنه جوابی نمیگیره اما خدانکنه پای این بیاد وسط مادرشوهرم میگمیبار میشنوه بچه گریه میکنه سریع میاد میگه من دلم نمیاد گریش ببینم اذیتش نکن هرچی میخاد انجام بده میگم نمیشه کار خودش میکنه مثلا شی ساعت ده معمولا بچم میخابونم یبار میبینی لج میکنه گریه ک در اتاق باز کن برم پیش عمه و عزیز میگم نه یکم گریه میکنه سریع اونا میان ک گناه داره چرا گریش در میاری میبرمش اونجا میگند یع ربع دیگ بخابه ،اصلا نمیفهمن میگم بابا با گریه نباید ب خاستش برسه الان بچه میدونه گریه کنه اونا میان میبرنش بعد یکم پیش بچه میخاستم بخابونم بهونه گرف برم اونجا پیش عزیز گفتم الان نه اومده میگ بزار بیاد گناه داره بچه برد بعد گفتم اینکار میکنی بچه ب حرف من گوش نمیده برگشت گف من بهش یاد نمیدم ک حرفت گوش نده چرا اخه بع%یا نمیفهمن چ گوهی بخورم آسی شدم بخداااا ااااا تا یچی بگی هم الکی گریه می‌کنه زن گنده
مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۳ سالگی
سلام.
پسرم از وقتی ک ۴ دستو پا رفت خیلی ب پا یا انگشتای پا علاقه داشت. همش باهاشون بازی می‌کرد. یا صورتشو می‌مالید ب پاهامون بعد خودشو لوس میکرد‌ کم کم ک بزرگ تر شد می‌نشست رو پامون خودشو میمالید‌ .بعد ما دعواش کردیم ک این کار بدیه این بیشتر انجام داد‌ بی توجهی کردیم بازم انجام داد‌‌‌. الان دیگه عروسک یا پتو یا بالش هر چی ببینه خودشو میماله بهش‌ رسما میخوابه روشون بعد جای خصوصیش رو میماله بهشون. 😭. شوهرم بهش گفته این کار عیبه‌ . وقتی بهش میگم کارن بابا چی گفت میگه عیبه . میگم پس چرا این کارو میکنی میگه دو. دول‌😭 آخه چیکار کنم این کارو ترک کنه خسته شدم. جلو هر کی انجام میده می‌فهمن. ب ما میگن مگه شما رو تو رابطه دیده ک اینکارو میکنه؟رسما آبرومون داره میره 😔. ب شوهرم میگم ب دکترش بگو نمیاد ک بگه منم روم نمیشه ب دکتر بگم نمیدونم چیکار کنم. بهش میگم کارن این کارو کی یادت داده میگه آقا کارن ‌ یعنی خودم یاد گرفتم. چیکار کنم ب نظرتون کسی از بچه اش اینجور بوده ک ترک کرده باش؟؟؟