۱۱ پاسخ

عزیزم اصلا نترس اول تا آخر باید بری خونتون

اصلا ترس نداره
برو دو روز بمونی عادت میکنی

منم میترسیدم با وجود اینکه بچه ی دوممه و بچه ی اولمو با اون سن کمم به راحتی خودم تنهایی بزرگش کردم ولی نمیدونم چرا برا بچه ی دومم ترس داشتم همه کاراشو خودم میکردمو میکنما ولی اوایلش به شدت ترس داشتم نگاش میکردم استرس میگرفتم ک یعنی من میتونم این بچه رو بزرگ کنم شاید یکی از دلایل. ترسم این بود و هست ک از بینی و دهان خیلی بالا میاره

نگران نباش کم کم دستت میاد که چیکار کنی منم اینجوری بودم ..تازه اوایل که برگشتم خونم بچه گریه کرد منم باش گریه میکردم خیلی برام سخت بود ولی الان دیگه کامل عادت کردم حتی شنبه برا اولین بار خودم تنها حمومش دادم

من مامانم تا ۲۰ روز پیشم بود حتی خودم نمی‌تونستم پوشک کنم یا لباسشو عوض کنم به خودم اومدم دیدم آخرش که چی؟؟؟؟؟ تهش باید یاد بگیرم مامانمو فرستادم رفت خونش ، چند روز اول سخت بود دست و پام نمی‌گرفت ، بعد عادت کردم دیگه یاد گرفتم از پس خودم بر بیام

طبیعیه ما هم این حسو تجریه کردیم . من میگفتم نکشم بچه رو 🫤 نیفته 🫤خفه نشه دیگه بعد ۴۰ روز رفتم عادت کردم

من کلا بدم میاد ازینکه از بقیه کمک بگیرم
حس خوبی ندارم🫠
واسه همین سر ۶ روز گفتم کسی نباشه پیشم با‌ وجود یه بچه کوچیک دیگه تنها شدم

من عین تو بودم دیگه تا چهل روز خونه مامانم بودم بعدش رفتم خونه خودم ولی خداروشکر تونستم ترسمو از بین ببرم

از چیش میترسی؟,
عزیزم اول و آخر خودت باید بزرگش کنی .حالا من دوسدارم زودتر دنیا بیاد بتونم خودم بهش برسم

ماشاالله سنتم خوبه گلم من ۲۰ سالمه دوتا بچه یکی دوساله یکی یک‌ماهه راستی ی بچه ۲۷ ساله ام هست ب نام شوهر دارم بزرگشون میکنم🤣🤣🤣

من تازه بعد از ۴۵ روز دارم میرم خونه خودم خواهر بازم شک دارم که یکم دیگه وایسم یا نه🤣

سوال های مرتبط