۱۱ پاسخ

اگه بدونید چت جی پی تی رو چه بیچاره ای کرده بودم با سوالام‌ الان بهش گفتم زگیل نبود جوابشو ببینید 😂😂

تصویر

خوبه به خیر گذشت

حالا به شوهرت بگو‌نصفه نیمه پرده داری خوشحال شه

خدانکشتت چه زودم حکم صادر کرده بودی🤣

عزیزم خداروشکرررر🤲🤲😄😄

چقدر خندیدم😂 خصوصا از جمله آخر همسرت
که از تو گرفتم؟😂

خداروشکر فقط عفونت بوده عزیزم

خوبه نگفتی به شوهرت با کی بودی چکار کردی بنده خدا 😂

عزیزم خیلیم خوب ولی چکاری بوده دادی بیچاره عکس گرفته ازت😂 حتما از دکتر بپرس برای شوهرت هم یه چیزی بده دیگه شما عفونت یا قارچت خوب شد داخل بدن شوهرت از بین بره دیگه شوهر از شما می‌ گیره

دارو چی داد دکتر ؟‌ من فقط خارش دارم. یعنی باز عفونته؟

از دست تو ، خودت بریدی و دوختی🤣🤣

😂😂😂خدانکشت😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
بچه ها بچه ها خیلی یهویی یه چیزی یادم اومد
جدی جدی چقدر من کو. صخل بودم هاااااااا😂🤣🤣🤣





من بعد ۹ سال با کلی نزرو نیازو دکتر دوا حامله شدم از شانسمم اسراحط مطلقی بودمو سرکلاژو پساریو اوووو بخوام بگم صبح میشه خلاصهههههههه
من ویار شدید داشتم هیچی نمیتونستم بخورم یادمه ۳ماهم بود هوست این الو سیاها کرده بودم بعد با شوهرمم قهر بودم با پر بادی گفتم من گشنمه دلمم چیزیو نمیخواد ولی هوست الو کردم😂🙄
اینم رفت خرید خلاصه نصف شب شد این خوابید اینقدرم که مغرور تشریف دارم جلوش نخوردم نصف شب رفتم اوردم نشستم به خوردن که یهو هسته الو قورت دادم 😐منوووو میگی شاید باورتون نشه یه استرسی گرفته بودم که برا بچم بد نباشه بچم کاریش نشه نصف شب گریم گرفته بود🤣🤣🤣🤣بعد پیام دادم دوستم که اره فاطی من هسته قورت دادم بچم چیزیش نشه اونم گفت وااااای🥺😥😥چرا قورت دادی اخه
الان اون داره باهاش فوتبال بازی میکنه 😐😐🤣
گفت دیوانه اون رحمه اون روده مقعد بگیر کله بزار زابرام کردی🤣🤣یادم میفته واقعا خندم میگیره🤣🤣🤣




بچه بچه بچه تولد تولد تولد تولد
پوشک قد وزن بچه واکسن تولد تول. بچه
مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
بچه هااا بچه هاااا بیاین یه خاطره یادم اومد 🤣🤣🤣🤣🔞






از دوران نامزدیم ۸ ماهیی گزشته بود من اصلا به هیچ عنوان شب خونه مادرشوهرم نمیموند چون از بس گریه میکردم که پدرشوهرم میگفت سرمونو برد ببرش 😒 تاپیک قبل گفتم سنمو
خلاصه یه روز خواهر شوهر بزرگم اومده بود پسر بزرگ ۴سال تفاوت سنی باهام داره من ۱۱بودم اون ۸ سالش یادمه که شوهرم اون شب دقیقا مثل این بچه کوچولها وه باج میدن گفت اگه شب واستی میریم برات کلی خوراکی میخرم منم که قیاقم😍😍😍😍گفتم باشه خلاصه رفته بوود کلی چیپسو پوفکو لواشک خریده ازکجا بچه خواهرشوهرم دیده بود یکی داده بود به اون واای منم دیدم حیاطشون بزرگ سر دنبال اون میکردم که اینارو واسه من خریده نه تو من گریه که مال منه اون گریه که نمیدم یعنی خانواده همسرم اومده بودن فقط نگاه ما میکردن طفلی شوهرم که کلا از من نا امید شده بود میگه سختی ها کشیدم تا تو بزرگ شی🤣






بچه بچه بچه بچه یچه بچه
پوشک پوشک پوشک پشوگ

کولیو شیر خشک