۷ پاسخ

اشکال نداره گلم ب دل نگیر من آرزو دارم مادر شوهرم یکساعت قبول کنه از بچم مواظبت کنه حتی بمیرمم انجام نمیده یکبار گذاشتم پیشش ۵ دقیقه رفتم میوه فروشی برگشتم دیدم صدای گریه بچم تا وسط کوچه میاد حتی رفتم برا خودش با تلفن حرف میزد بچم رو بغل نمی‌کرد بچم تقریبا دوماهه بود بعد اونم هیچوقت برام نگه نداشته
واقعا مادرشوهر خوبی داری ی وقتایی باید چشم پوشی کنیم عزیزم اشکال ندارع این رفتارها عادیه انجام میدن

سخت نگیر عزیزم من یکماهه شوهرم نیست زنگی نزده بگه راستی زنده اید خخختا۳ماهم شده زنگ نزده منم نمیزنم

منکه یماه قهر بودم باهاش بعد یکماه زنگ زد به پسرش که مگ من ب زنت بدی کردم و فلان و زد زیر گریه شوهرمم گفت زنمم ب تو بدی نکرده اگ کرده الان بگو خلاصه همه ی حرفایی ک زده بود بهم رو انکار کرد یسریاشونو گفت من نگفتم یسری گفت شوخی کرده بودم یسری گفت منظوری نداشتم منو مقصر تمام کرد شوهرم ک باور نکرد گفت مامانم میشناسم اصن گردن نمیگیره ولی بعد یکماه جمعه تولد پسرم بود منه ساده دعوتشون کردم گفتم به این بهونه بیان این داستان ها جمع بشه اخرم زن و شوهر اومدن اول تا اخر تو خونه ی من اخم هاشونو کردن تو هم همه چی خوردن موقع تشکر هم به پسرشون میگفتن دستت دردنکنه انگار اون از صب تو اشپزخونه بوده اخر شبم رفتن حالا موندم زنگ بزنم برا حال و احوال یا نه قهر ادامه بدم باز

عزیزم پروفایل ت عکس ‌کیه؟کنجکاو شدم

فرش بشور 🤦🏻‍♀️
نمیشه کاریش کرد هنوز کوچکه
البته منم مامانم تا داداشم از پوشک گرفتن خیلی اذیت میکرد 🤣همش رومون جیش میکرد 🤣🤦🏻‍♀️تو جاش جیش میکرد

مابرعکس من بچمودارم عادتش میدم جیششش بگه بعد خونه مادرشوهرم که میره میگه حتمابایدببندیش خونه رونجس میکنه

همون صبح شوهرم پوشک اورده بوده

سوال های مرتبط

مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
چگونه فرزندم را تشویق کنم تا وسایلش را به دیگران بدهد؟

در پیام دیروز برای شما شرح دادیم که احساس مالکیت در کودکان کاملا طبیعی است. اما می توان برای تقویت حس بخشندگی و شریک شدن وسایل با سایر همسالان، کودک را تشویق کرد. به این صورت که:
• کودک را مجبور نکنید. به یاد داشته باشید که کودکان تا قبل از سه تا چهار سالگی فقط به نیازهای خودشان می اندیشند، دنیا را از دید او ببینید و هرگز با دعوا و تحقیر و مقایسه او را مجبور نکنید.
• حتی در سنین بالای 4 سال بعضی از وسایل بچه ها برای آنها حکم گنج را دارند، همانطور که شما حلقه ازدواجتان را به کسی نمی دهید، از او هم چنین انتظاری نداشته باشید.
• قبل از ورود مهمان ها، اسباب بازی هایی که فرزندتان روی آنها حساس است را جمع کرده و سایر مواردی که برای بازی مهمان ها مناسب است را بچینید.
• نوبت را در انواع بازی ها به کودک بیاموزید.
• از ساعت استفاده کنید، مثلا در استفاده از وسایل ساعت بگذارید که هر کس حدود دو دقیقه می تواند این وسیله را در دست داشته و با آن بازی کند.
• وقتی از تاکسی پیاده می شوید، به او نشان دهید که اکنون ما صندلی خود را به فرد دیگری می دهیم.
• وسایل شخصی همانند جوراب خود را در برابر چشمان کودک به یکدیگر قرض بدهید.
مامان کای مامان کای ۲ سالگی
کایانم نمیدانم تا کی دنبال آغوش من خواهی گشت یا از من بوسه میخواهی
نمیدانم تا کی قصه هایم را باور می کنی و فکر می کنی که من همه چیز را میدانم
نمیدانم تا کی با صورت قشنگت نگاهم می کنی و خودتو لوس می کنی و مامان جی جی صدایم می کنی
نمیدانم چند شب وچند روز بی قرار مرا صدا می زنی یا گریه می کنی
چیزی که میدانم این است که به چشم بر هم زدنی داری بزرگ می شوی
روزها می گذرند و با اینکه ازسلامت تو شاد و سرمستم ، قلب خودخواهم مادرانه نمی خواهد که تو از من دور باشی
میخواهم تنها پناهگاه امن تو باشم تا همیشه
دوست دارم بوسه هایمان سالها ادامه داشته باشند و زخمهایت را التیام بخشند
پسرم خیلی دوست داشتم که همیشه بچه کوچکم باشی اما تو هر روز بزرگتر می شوی و مستقل تر و تو را دورتر از خودم میبینم
از همین حالا دلم برای رختخواب بهم ریخته، اسباب بازی های شکسته شده وسط اتاق، کتابهای پاره پاره شده
تنگ می شود...
چند وقت دیگر دست به دامن من نمی شوی ، دیگر صبح صدایم نمیزنی ...
‌دستم را نمیگیری..
، وقتی به ان مرحله رسیدی من اینجا هستم
مهم نیست چند سال داشته باشی و چقدر ریش روی صورتت باشد
همیشه همینطور با آغوش باز...
دلباخته با عشق...
با چشمانی پر از اشک...
به تو می اندیشم
دومین سالی که با تو گذشت مبارکم باشه جان و دلم 💙👼