سلام سلام
میخوام از تجربه پنج روزم برای از شبر گرفتن بگم…
من خیلی ازین قضیه میترسیدم در حد فوبیا که چطور بگیرم و اینا چون پناه شدیدا وابسته بود …
از خوابش بخوام بگم خواب روزش و چهار روز بود حذف کرده بود اجازه نمیداد بخوابونمش چون با سینه میخابید فقط از یازده ظهر که بیدار میشد نمیخابید تاااااا ۱۱.۱۲شب بهد یهو دراز میکشید بیهوش میشد امروز ولی بعد چهار روز خوابید روش خوابشم خودش مستقل رو انتخاب کرد من بغل میکردم رو پا میزاشتم اصلا نمیموند…
از خلق و خوش بگم کلافس چند ساعتی یاد جی جی میوفته میگم اخ شده میره دیگه…
شب اول تو‌خواب عمیق بود بهش دادم کامل خورد سینه رو خالی کرد ولی شب دوم به بعد کلا نخورد…
خودمم سینم یکم سنگین اونجوری نیس که بگم خیلی سفت شده و درد میکنه چون شیرم خیلی کم شده بود…
غذاهاش و کامل میخوره تو هر وعده،خوابش کامل و عمیق شده
امااااااا نگم از حال خودم وقتی کلافس دنبال جیجی میگرده یا با بغض میخوابه انگار یه چیزی گم کرده دلممم کبااااابه دوس دارم زااااار بزنم😞😞😭😭😭
دیگه همین دیگه شاید بدرد کسی خورد این حرفا…

تصویر
۶ پاسخ

خانواده همسرم بهم عذاب وجدان میدن میگن باید تا دوسالگی بهش بدی
ولی خودم فکر میکنم اگه از شسر بگیرمش هم خوش خوراک میشه و هم شب دیگه اینقدر از خواب بیدار نمیشه
البته دوتا از دندون هام بخاطر شیر دهی پوسیده شده

من پسرم خیلی کم غذاست فقط شیر خودمو میخوره
نمیدونم چجوری از شیر بگیرمش؟؟؟میترسم مریض بشه

منم میترسم از شیر بگیرم

الهی بگردم برای این طفل معصوما منم یه هفته دیگه میخوام بگیرم از الان خیلی کمش کردم ولی تا بغلش میکنم کج میشه وبا خوشحالی که میخوام شیرش بدم منم مشغولش میکنم تا از سرش بیوفته

وای خدابدادم برسه منم قرارازشیردربگیرمش

شبا هم بیدارمیشد واسه شیر

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی 🧸❤ مامان امیرعلی 🧸❤ ۱ سالگی
‼️ تجربه قطع شیر (۱)
به روش ترکیبی : تدریجی + ناگهانی

از اونجایی که خودم برای قطع شیر پسرم خیلی سردرگم بودم و نمیدونستم چجوری بچم رو که انقدر وابسته به سینه بود از شیر بگیرم ، تصمیم گرفتم کاری که خودم انجام دادم براتون بگم صرفا برای انتقال تجربه وگرنه هر بچه ای با بچه دیگه متفاوته و نمیشه یک روش رو برای همه توصیه کرد ...

من كاملا مخالف تلخک و چسب و فلفل و اینجور چیزا بودم و سعی کردم با روش تدریجی پیش برم. پسر من خیلی وابسته به شیر مادر بود و اصلا شیرخشک نمیخورد. تعداد دفعات زیادی در طول روز شیر میخواست و همیشه بهم چسبیده بود. اول تعداد وعده های شیری که پسرم در طول یک شبانه روز میخورد رو کامل یادداشت کردم. بعد به روش تدریجی کم کم وعده های فرعی رو حذف کردم و وعده های اصلی رو به ۲ وعده رسوندم يعنى يه وعده قبل خواب ظهر و يه وعده قبل خواب شب (البته در طول شب هم دو سه بار شیر میخورد). خیلی راحت تونستم به روش تدریجی وعده ها رو کم کنم و میخواستم همینجوری ادامه بدم تا کامل از سرش بیوفته اما هرکاری کردم نتونستم این دو وعده اصلی قبل خوابش رو تدریجی حذفش کنم چون برای خواب خیلییی وابسته به شیر بود و هیجوری راضی نمیشد. اینجاست که میگن اول خواب مستقل رو به بچه ها یاد بدید. بچه هایی که خواب مستقل دارن کاملا میشه به روش تدریجی از شیر گرفت ولی بچه ای که برای خوابش به شیر وابسته شده خیلی سخته ...
مامان فندق مامان فندق هفته هشتم بارداری
سلام خانما . روزتون خوش
خواستم تجربه از شیر گرفتن رونیکا رو باهاتون اشتراک بزارم شاید به درد بخوره

رونیکا خیلی خیلی به سینه وابسته بود صبح تا شب
شل تا صبح سینه دهنش بود واسه همین تصمیم گرفتم از شیر بگیرنش . حتی خواب هم زیب سینه میخوابید و میترسیدم از شید بگیرمش دیگه نخوابه ولی ...
رفتم حرم و انار بردم روش یاسین خوندم تو حرم شیر بهش دادم و بعد انار خورد و دیگه بهش شیر ندادم .صبر زرد از عطاری گرفتم یه کوچولو به نوک سینه زدم تلخ . یه بار. گفت ممه بهش دادم گفت تلخه تلخه دیگه نیومد سمتش
اگه گاهی هم میومد خودش میگه نه تلخه

واسه اینکه سینه خودم درد نگیره هم تا یه هفته شب ها زمانی که خوابش عمیق بود بهش شیر میدادم و روز ها اصلا
دیگه شیر سینه خشک شده و اونم شب بیدار نمیشه واسه شیر
آیت روش نه خودتون اذیت میشین نه بچه .
واسه خوابش هم شب اتاق رو تاریک میگنم کنارم دراز میکشه ده دقیقه باهاش صحبت میکنم نازش میکنم میاد تو بغلم خودش خوابش میبره

گفتم بهتون بگم شاید لازمتون بشه
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ
مامان الف نون 🍃 مامان الف نون 🍃 ۲ سالگی
تجربه #قطع شیر
من از یکی دوماه پیش شیردهی رو کم کرده بودم در حد ۳ الی۴ بار در روز. ۱۰روز پیش یهو شیردهی رو قطع کردم روز اول نصف شب گریه کرد که با بغل کردن و تکون دادن اروم شد خوابید( البته ناگفته نماند شیشه شیر هم گرفته بودم که شیر پاستوریزه بدم بهش که اصلا نگرفت). شب دوم و سوم هم نصف شبش بیدار شد طلب شیر میکرد و باز ارومش کردیم( چون خونه مادرم بودم این دوره رو). روزای بعد دیگه نصف شب بیدار نشد اما صبح زود بیدار میشد که با صبحانه کامل سیر میشد و کامل غذا میخورد. چالش بعدی موقع خواب بود که من همیشه باید شیرش میدادم میخوابید اما با عروسک بغلش دادن و لالایی گذاشتن کم کم یاد گرفت بخوابه. راجع‌به خودمم بگم دو روز اول خیلی سینم سفت شده بود و درد میکرد و سردرد گرفته بودم مسکن میخوردم و با اب گرم ماساژ دادم یکی دوبار کلم سبز گذاشتم نرم شه خداروشکر تب نداشتم و از روز سوم خیلی بهتر شدم. خلاصه راحت گذشت برامون ولی همچنان لب به شیر پاستوریزه نمیزنه چه خالی چه مخلوط با چیزی. از بوش میفهمه فکر کنم باید زمان بگذره کم کم عادت کنه
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد
مامان امیرعلی😍 مامان امیرعلی😍 ۲ سالگی
مامانا سلام
اومدم تجربه از شیر گرفتن پسرمو باهاتون به اشتراک بذارم بلکه به درد کسی بخوره چون خودم خیلی از این مرحله وحشت داشتم
۲۱ ماهگی از شیر گرفتم چون دائم وصل من بود و اصلا غذا نمی‌خورد بعدم چون باید از اول مهر برم سرکار مطمئن بودم اگر تا ۲ سالگی اش که آذر میشه بخواد شیر بخوره اونجوری خیلی براش سخت تر میشه چون پیشش نیستم ولعش بیشتره
من به روش تدریجی ۴ در ۴ گرفتم
اینم بگم چون پسرم بسیار نق نقو و وابسته به شیر بود این روش خیلی خوب بود . اگر یهویی میگرفتم ازشیر مطمئنم خیلی عصبی میشد
صبح که از خواب پاشد دنبال سینه بود که دوباره بخوابه ولی هب بهش ندادم تا ظهر بعد به تدریج از ظهر تا عصر بعد عصر تا شب بعدم دیگه کامل ندادم
(از یکسالگی به بعد شیر شب نخورد)
وقتی می امد سراغم با بازی سرشو گرم کردم اصلا هم دراز نمی‌کشیدم یا نمینشستم که نیاد سراغ شیر
وقتی هم میامد دنبال شیر، میگفتم لالاکرده الان نمتونی بخوری
چسب ۵ سانتی هم زدم روش که اگر دید بفهمه تغییر کرده
(با توجه بهنظر روانشناسا نباید تلخک زد یا سینه را وحشتناک کرد چون منبع ارامش بچه بوده و بهش حس عذاب وجدان میده که چون من اینو خوردم اینطور شده)
البته که هرکس بچه اش را بهتر میشناسه و نمیشه کامل مطابق نظر روانشناسا پیش رفت بخصوص امثال من که بچه شیطون و نق نقو دارن
الان با خوابوندنش درگیرم که هنوز عادت نکرده بدون شیر بخوابه
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی