۱۱ پاسخ

من اصلا این کارتون و یادم نیست بچه بودم اصلا وقت کارتون دیدن نداشتم فقط بازی و بازی
خب اینا مناسب سن فسقلی های ما نیست بیشتر برای رنج سنی 8و10 این حدوداست
ما که فیلم طنز هامون هم سرتا سر غم و مشکله نمیدونم واقعا به چی فیلم های طنزمون میخندیم 😅😅

دختر من گفت مامانش از پیشش برای همیشه رفت حالا من از حرفش احساساتی شدم ازش پرسیدم بنظرت حالا باید چکار کنم تو جوابم گفت باید بره یه مامان دیگ پیدا کنه🤣

من پسرم همون قسمت های اول دید غمگینه گف ردکن خوشم ازین نمیاد،والا یااون سندباد همش غول نشون میداد🤣

چه ساعتی میدش

عزیزم‌
من از وقتی مادرش مریض شد نذاشتم ببینه دیگه😭🫂

بچه های منم این کارتون رو میبینن ولی چند قسمت اخیر رو ندیدن که مامان پرین مرده قسمت مریض بودنش رو میدیدن و مریض بازی میکردن 🙈

عزیزمممم

پسر من میگه مامان بابا من غذا کم‌میخورم که بزرگ نشم وقتی بزرگ بشم‌ شما میمیرین😔
گفتم ببین مامان جون( مامان من)
پیر شده ولی هنوز مامانش زنده ست و چند تا مثال دیگه
الان یکم فکرش باز شده و دیگه سوال نمیکنه

واقعا تو همه برنامه ها یه غم و غصه بود

آره دقیقا...دختر منم یه جای غمگین میبینه تو کارتون یه جوری غمش میگیره،همش استرس داره،نگران اون بچه یا شخصیت کارتونی هست...
من خودم چندسال پیش کلی واسه پرین گریه کردم.چه برسه بچه😔

کاش نمیزاشتی اون قسمتو ببینه. الآن طفلکی روحیه ش آسیب میبینه

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه
مامان دردونه مامان دردونه ۴ سالگی
سلام من یه مدته نگران دخترم هستم درست و غلطش نمیدونم سنش همینه چهار سال و هفت ماهه.
دختر شادی هست از دوسالگی هم همش دنبال دوستیابی یعنی ما برسیم پارک دنبال دوست هست تا بازی کنه . روابط اجتماعیش ظاهراً خوبه حتی عید مهمون مییومد حتی کسایی که اول بار میدید مجلس دست گرفته بود و صحبت میکرد از علایقش و از همه سوال میپرسید.
کامل صحبت می‌کنه و کلمات ق . غ . ک . گ نمیتونه تلفظ کنه و خیلی تند هم صحبت می‌کنه طوری که من مادرشم گاهی متوجه نمیشم باید بگم تکرار کن شمرده بگو تا متوجه بشم . گاهی حس میکنم گیج میشه نمیدونه چی میخواست بگه انگار تمرکزش از دست میده رشته کلام از دستش می‌ره بعد کلمه اول جمله تکرار می‌کنه یادش بیاد مثلا میخواد بگه مامان ناهار چی داریم ؟ چند بار مامان تکرار می‌کنه بعد بقیه جمله میگه؟!
یا میخش گیر کنه روی یه چیزی ده بار می‌پرسه یا تکرار می‌کنه
مثلا می‌پرسه ربات چیه هی توضیح میدم یه ثانیه بعدش می‌پرسه انقد می‌پرسه تا عصبی بشم و تمام کنه
بچه های شما چطورن؟
اینا عادیه یا نه؟
تو پارک گاهی بچها دوست نمیشن میگن ما نمی‌فهمیم چی میگی😔
داروها مغز و اعصاب هم زیاد میخوره از سه ماهگی تشنج داره والان کنترله.
بعد زیاد زمین میخوره انگار آدمای دست و پاچلفتی😭 زمین میخوره به در و دیوار میخوره
نمیدونم من حساسم یا مشکلیه