مامان جونیا ی تجربه ای دارم ک خواستم ب مامان اولیا ک خیلی استرس از شیر گرفتن بچه رو دارن بگم
من از ۱۳ مهر سینه سمت راستمو قطع کردم بهش تینت لب زدم قرمز شد گفتم اوف شده دیگه سراغش نیومد
سینه سمت چپ رو تا ۲۷ مهر ساعت ۳ ظهر دادم کامل خورد حتی فیلم گرفتم گفتم آراز جونی باید با ممه خداحافظی کنیم این اخرین شیره فلان بهمان بماند ک چقدر حال روحی خودم داغون بود چقدر گریه کردم
دیگه رفتم تینت لب زدم ب دوتا سینه الکی خودم زدم ب یخچال گفتم وای وای ممه مانی اوف شده بهش نشون دادم اومد بغلم کرد ناز کرد رفت
دیگه بعدازظهر گذاشتم رو پام خوابید
شب گفتم پسرم ممه اوف شده بیا لالایی بزارم رو پام بخواب خوابید
ولی این وسط در طول روز اصلا اسم ممه نمیورد موقع خواب میزاشتم رو پام فقط دو سه شب دم صبح بیدار میشد بی قراری میکرد گریه میکرد ولی اسم ممه رو نمیورد باز بعداز نیم ساعت تو بغلم میخوابید
سختیش فقط همون بود خداروشکر الان ۴ شبه پسرم کلا راحت میخوابه اصلا بیدار نمیشه دیگه
خییلی اذیت نشد جوری ک بقیه منو ترسونده بودن.
خیلی راحت از شیر گرفتم از شیر که نه از ممه چون دیگه شیر نداشتم.امیدوارم ب دردتون بخوره🙏❤️

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز