۶ پاسخ

منم پسرمو یه بیست روزی هست از شیر گرفتم انقد خودم عداب وجدان داشتم
شب اول که گرفتم اومد پیشم گفت می می میخوام ولی نخورد همینطور نگاش کرد تا خوابید الهی بمیرم انقد ناراحت بودم ولی بلاخره شد بعدش میومد سلام میگرد و بوس می‌کرد میرفت الان گاهی سراغش رو میگیره ولی میگه می می بدمززِ(بدمزه اس)😅ولی راحت میشی خودت من آبلیمو زدم جواب داد ،ادامه بده باقدرت💪🏻🥰

ایشالاه واسه هردوتون راحت بگذره ❤️منکه دوماهه تو مرحله تدریجیم دیگه رست بعدی شوهرم سفت و سختتر میشه😅

من از شیر خودم و از شیرخشک و شیشه گرفتم ولی برا از پوشک گرفتن ترس دارم خیلی

منم نتونستم بگیرم دلم نیومد یه بار تلخک زدم، تو روز کاری نداره شب اذیت میشه اینقدر اذیت شد خودم دل نداشتم رفتم قشنگ شستم دوباره دادم ،انشالله مال شما اذیت نکنه فقط بگم دلت باید طاقت بیاری برای هر دو تاتون سخته...

منم دخترمو ۵ روزه از شیر گرفتم ،منم اولش تدریجی خواستم بگیرم نشد ،یه بارم یهو گرفتم تا شب فقط جیغ کشید ، اما این سری یهو گرفتم ندادم بهش ،گاهی میاد دست میزنه ،ولی سرسو گرم میکنم .
ولی جیش هنوز موفق نشدم از مای بی بی بگیرم

به سلامتی
منم امروز تازه شروع کردم بگیرم از پوشک هنوز روز اوله که توشرتش جیش می‌کنه فقط شب تا صبح نمیکنه وکمی هم بلده خودشو نگه میداره تا می‌ریزه میاد میگه جیش کردم حالا بازبون خودش یعنی اشاره حرفهایش واضح نیست
به نظرت ادامه بدم یانه
اصلا یادم نمیاد. دخترهامو چطور گرفتم بعدم 11سالشه کوچیکه لطفا بگین روز اول چه جوری بود که شروع کردین

سوال های مرتبط

مامان آراز مامان آراز ۲ سالگی
مامان جونیا ی تجربه ای دارم ک خواستم ب مامان اولیا ک خیلی استرس از شیر گرفتن بچه رو دارن بگم
من از ۱۳ مهر سینه سمت راستمو قطع کردم بهش تینت لب زدم قرمز شد گفتم اوف شده دیگه سراغش نیومد
سینه سمت چپ رو تا ۲۷ مهر ساعت ۳ ظهر دادم کامل خورد حتی فیلم گرفتم گفتم آراز جونی باید با ممه خداحافظی کنیم این اخرین شیره فلان بهمان بماند ک چقدر حال روحی خودم داغون بود چقدر گریه کردم
دیگه رفتم تینت لب زدم ب دوتا سینه الکی خودم زدم ب یخچال گفتم وای وای ممه مانی اوف شده بهش نشون دادم اومد بغلم کرد ناز کرد رفت
دیگه بعدازظهر گذاشتم رو پام خوابید
شب گفتم پسرم ممه اوف شده بیا لالایی بزارم رو پام بخواب خوابید
ولی این وسط در طول روز اصلا اسم ممه نمیورد موقع خواب میزاشتم رو پام فقط دو سه شب دم صبح بیدار میشد بی قراری میکرد گریه میکرد ولی اسم ممه رو نمیورد باز بعداز نیم ساعت تو بغلم میخوابید
سختیش فقط همون بود خداروشکر الان ۴ شبه پسرم کلا راحت میخوابه اصلا بیدار نمیشه دیگه
خییلی اذیت نشد جوری ک بقیه منو ترسونده بودن.
خیلی راحت از شیر گرفتم از شیر که نه از ممه چون دیگه شیر نداشتم.امیدوارم ب دردتون بخوره🙏❤️