۱۴ پاسخ

سلام خانما شیرازی داخل روبیکا گروه دارم برای اینکه ماهی یک الی دوباره دور هم جمع بشیم بیرون بریم.. فقط به این دلیل این گروه زدم ک هم بچه هامون با هم بازی کنن هم خودمون باهم دیگ آشنا بشیم
اگ مایل بودید عضو بشید به این آیدی پیام بدید خوشحال میشم
maryamtrb5

مامانم منم اینه بچه یه پفیلا بریزه رو فرش انگار خونه رو چیکار کرده هی میگه رفتید خونه رو تمیز کنم و ایناا

خونه مامانم مادر شوهرم خاله هام داداشم راحتم میرم پسرم هر کاری بخواد می‌کنه خودم حواسمم هست ولی میگن ولش کن بزار راحت باشه خودمون جمع میکنیم

من فقط خونه خودم اصلا دلم نمیخواد جایی برم خونه مامانمینا ک میرم هی میگه بچه اینجارو کثیف کرد اونجارو کثیف کرد نزار کثیف کنه انقدر میگه تا ناراحت میشم و بحثمون میشه یعنی یک ثانیه نمیتونن بچمو ول کنم همش در حال غر زدنه ک خونه رو کثیف کرد خونه مادر شوهرمم میریم اول میگه عب نداره بزار بازی کنه بعد ک پسرم یکم شلوغ میکنه میگه حواستون باشه خونه رو بهم ریخت به گلام دست زد فلان ظرفو نزار دست بزنه خواهرمم ک از ما دوره کلا خونشون نمیرم در کل خونه خودم راحتم بچم هرکاری کنه کسی نیس هی تذکر بده و معذبم کنه

منم خونه مامانم راحتم بچمم اونجا راحته مامانم اصلا چیزی نمیگه تازه اگه منم چیزی ب دخترم بگم میگه کاریش نداشته باش بزار راحت باشه
خونه مادرشوهرمم راحتیم اما نه ب اندازه ای ک خونه مامانم هستیم

من خونه مامانم راحتم
مامانم فرش نو گرفته رفتیم خونشون دخترم اد همونجا جیش کرد 😐 مامانم هیچی نگفت ولی خودم خیلی ناراحت شدم 😑

ولی من میذارم بریزه بپاشه بازی کنه عشق کنه
تهش باید یکساعت بسابم و تمیز کنم دیگه
فقطم خونه مادرم و خودمون و پدرشوهرم اجازه داره هرکاری دوسداره انجام بده خونه کسی دیگه بریم میشینه پیشم تکون نمیخوره😂

منکه خونه خودم از همه جا راحتترم. درسته خونه مامانم یا مادر شوهر و خواهر شوهرم هم برم واقعا کاری بهش ندارن و میگن بزار راحت باشه ولی خب خودم حواسم بهش هست که خرابکاری نکنه.البته فقط واسه خوردن که یهو فرش رو کثیف نکنه وگرنه واسه بازی کردن و کنجکاوی گیر نمیدم بهش ولی بعد خودم جمع میکنیم البته بجز خونه مامانم چون اونجا آبجی هام هم هستن و جمع میکنن .بچمم جمع میکنن و زیاد دور و بر من نمیارن که بخواد پیشم بمونه😂

هیچ جا راحت نیستم و بنظرم هیج جا خونه خود آدم نمیشه،بقیه هم حق دارن من خونه کسایی که حساسن اصلاااا نمیرم خونه تازه عروس ها و کسایی که بچه ندارن نمیرم چون واقعا نمیتونن درک کنن وسایلشون هم نو و عزیزکرده هست حالا یه چیز بشکنه و کثیف بشه برام خیلی گرون تموم میشه

من فقط خونه خودم 😐 هیجانمیرم مامانمم جدیدا بی حوصلس گرونی هم شده بیشتر از یه وعده خونش باشی اخلاقش عوض میشه خخ

من نمیرم کلا جایی خونه ی خودمم تا بچها مثلا ۶.۷ساله بشن
خواهر برادر که اینجا نیستن خانواده ی شوهر هم که جنوبن اونجوری آدم هم نیستن میشناسمشون اکه هم‌بچها مثلا چیزی بریزن میگن بذار راحت باشن
خونه ی مامانمم نمیرم زیاد آخرین باز تیرماه رفتم دو روز موندم خواهرم از تهران اومده بود مامان منم هی میگه وای آب ریختن وای کثیف شد من حواسم هستا اما خب دوتا هستن اونجا همش باید دنبالشون بدوئم بیشتر استرس میگیرم اصلا هم خوش نمی‌گذره بهم خونه ی خودمم راحترم

من خونه مادرشوهرم اینقد دخترم اونجا ازاده هیچ‌کجا ازاد نیس کلا خونه رو زیر و رو کنه کسی بهش کار نداره

من هم خونه مامانم هم خونه مادرشوهرم ، چون همسرم تک فرزنده و پسرمم تک نوه اصلا کار ندارن باهاش

من مامانم مثل خواهر توئه خیلی سختمه زیاد خونش نمیرم اما مادر شوهرم مثل مامانته راحتم

سوال های مرتبط

مامان شادمهر مامان شادمهر ۸ ماهگی
سلام مامانای گل
میخوام بدونم بچه شما به کسی مثل مادر یا مادرشوهرتون یا خواهر و... وابستگی داره؟
من مادرشوهرم پسرمو خیلی دوست داره زیااااد
هفته ای دو بار هم تقریبا میبینیم همو یکبار اون میاد یکبار من میرم
الان باردارم و وقتی میاد سعی میکنه بچه رو پیش خودش خیلی نگه داره تا سمت من نیاد هم از دوست داشتن زیاده هم اینکه میگه من باردارم استراحتم بیشتر باشه حالا که اون اومده بنده خدا اصلا بدجنس و بد ذات نیس اوایل من یکم حسودی میکردم که پسرم اونم دوست داره ولی الان بخاطر شرایطم مشکلی ندارم
مامانم هرچند شبی زنگ میزنه میگه بیا اینجا خونه ما یککوچه فاصله اس و وقتی میرم اصلا بچه رو نگه نمیداره و همبازی هم نداره بچم برا همین همش چسبیده به منو و نق میزنه منم میگم تو بیا خونمون هم من به کارام برسم هم شادمهر وسایل بازی زیاد داره یا فیلم میبینه خونه خودمون باز بهتره
دیشب خونه مادرشوهرم دعوت بودم و دفعه قبل جمعه اون اومده بود خونمون مامانم تا فهمید میخوام برم اونجا یکعالمه دعوام کرد و بدبینم کرد که دیگه خیلی وابسته اونا کردی پس فردا بچت تورو دوست نداره بحرفت نمیکنه و نمیتونی جلوشو بگیری و از پسش بر بیای و ... خلاصه کلی حرفای اینجوری و مدام بچه های که اینجوری بودن و مثال میزد یکی دوتا داریم تو فامیل
حالا من موندم ایا کار من اشتباهه ؟
ببخشید طولانی شد باید همشو توضیح میدادم تا متوجه بشین
حالا بنظرتون رابطمو با مادرشوهرم کم کنم یا نه
یک ماه دیگه زایمانمه خیلی بدردم میخوره بهتر از مامانم هرموقع میاد خونمون یکجایی رو شروع میکنه تمیز کردن و جمع کردن مامانمم انجام میده ولی با اینکه یک کوچه فاصله داره نمیاد زیاد خونمون
مامان سیاوش مامان سیاوش ۳ سالگی
مامانا اگه حال داشتین این تاپیک رو بخونید و نظرتون رو بگید.
مادر شوهر من با اینکه خونه اش دوره مرتب میاد بهمون سر می زنه.
هفته ای دو روز تقریبا. حالا از وقتی که شوهرم واسه کارش رفته جایی این ۲ روز همش اینجاست. من یجورایی راحت نیستم، هرچی هم غیرمستقیم بهش گفتم از تنهایی نمی ترسم، اذیت می شین این همه راه و اینا منظورم رو نگرفت. شبا هم می خوابید پیشمون.
اخلاقای خوبی داره مثلا تو کارا خونه کمکمه یا خیلی برای خودم بچم خرید می کنه ولی یه اخلاقای بدی هم داره که من اذیت می شم، هرچی هم غیرمستقیم اشاره کنم تغییر نمی ده.
مثلا بچم رو با بچه های دیگه مقایسه می کنه میگه بچه ی فلانی خیلی تپله، فلانی بچش همه چی می گه. یا یجوری حرف می زنه انگار بچه من مشکلی داره، مثلا میوفته زمین میگه مینو این ضعیف شده چرا چندباره افتاده زمین؟
یا مثلاً سرخود شربت اشتهاآور و ایمنی خریده آورده خونه بدون اجازه من بهش می ده
یا هی اینستاشو باز می کنه ترانه ها و کارتون های بچگونه سرشب می ده دستش بعد میگه اینا برای بچه مفیدن.در حالی که من دوست ندارم از الآن به گوشی ها عادتش بدم.
حالا بذارید در ادامه بهتون بگم امشب چرا بحثمون شد.