سلام مامانای گل
میخوام بدونم بچه شما به کسی مثل مادر یا مادرشوهرتون یا خواهر و... وابستگی داره؟
من مادرشوهرم پسرمو خیلی دوست داره زیااااد
هفته ای دو بار هم تقریبا میبینیم همو یکبار اون میاد یکبار من میرم
الان باردارم و وقتی میاد سعی میکنه بچه رو پیش خودش خیلی نگه داره تا سمت من نیاد هم از دوست داشتن زیاده هم اینکه میگه من باردارم استراحتم بیشتر باشه حالا که اون اومده بنده خدا اصلا بدجنس و بد ذات نیس اوایل من یکم حسودی میکردم که پسرم اونم دوست داره ولی الان بخاطر شرایطم مشکلی ندارم
مامانم هرچند شبی زنگ میزنه میگه بیا اینجا خونه ما یککوچه فاصله اس و وقتی میرم اصلا بچه رو نگه نمیداره و همبازی هم نداره بچم برا همین همش چسبیده به منو و نق میزنه منم میگم تو بیا خونمون هم من به کارام برسم هم شادمهر وسایل بازی زیاد داره یا فیلم میبینه خونه خودمون باز بهتره
دیشب خونه مادرشوهرم دعوت بودم و دفعه قبل جمعه اون اومده بود خونمون مامانم تا فهمید میخوام برم اونجا یکعالمه دعوام کرد و بدبینم کرد که دیگه خیلی وابسته اونا کردی پس فردا بچت تورو دوست نداره بحرفت نمیکنه و نمیتونی جلوشو بگیری و از پسش بر بیای و ... خلاصه کلی حرفای اینجوری و مدام بچه های که اینجوری بودن و مثال میزد یکی دوتا داریم تو فامیل
حالا من موندم ایا کار من اشتباهه ؟
ببخشید طولانی شد باید همشو توضیح میدادم تا متوجه بشین
حالا بنظرتون رابطمو با مادرشوهرم کم کنم یا نه
یک ماه دیگه زایمانمه خیلی بدردم میخوره بهتر از مامانم هرموقع میاد خونمون یکجایی رو شروع میکنه تمیز کردن و جمع کردن مامانمم انجام میده ولی با اینکه یک کوچه فاصله داره نمیاد زیاد خونمون

۱۸ پاسخ

من باشم میچسبم به همچین مادرشوهری والا. چه اشکالی داره بچه مادربزرگ و پدربزرگشو دوست داشته باشه؟ مامانت الکی حساسه

مامانت به نظرم ترسیده یا حسادت کرده که اونجوری گفته هرچقدر که نوه مادرت هست همونقدر حتی بیشتر هم نوه مادرشوهرته من از خدام بود مادرشوهر اینجوری بود وقتی بی منت بهت لطف میکنه و کمکت میکنه چرا باید رابطه رو کم کنی و به خودت سخت بگیری

هیشکی برای بچت تو نمیشه. عزیزم هیشکی جای مادر رو نمیگیره. الکی حساس نشو بیچاره کمک دستته باید ممنونش هم باشی

به نظرم بخاطر شرایطی ک داری ازش فاصله نگیر اینجوری ک گفتی بد ذاتم نیست هدفش واقعا کمکه پسرت اول و آخرش برای خودته ب فکر وابستگی نباش ب فکر این باش ک تو این شرایط سخت کمکی داشته باشی ک از پا نیوفتی

بنظر من اصلا به حرف مادرت گوش نده . بعد زایمان از اینجا رانده از آنجا مانده میشی. برای بعد از زایمان گزینه مناسبیه که یکم شادمهرجان رو نگه داره و تو وقتایی که نی نی خوابه استراحت کنی. به مادرجان بگو اگه منطق داشتی خودت بچه رو نگه میداشتی نه اینکه نزاری یکی هم کمکم باشه

وا چرا کم کنی! من مادرشوهرم اینقد کمک حالمه، قبلا دورش میگشتم از اخلاق خوبش، الان ده برابر میچرخم دورش. الکی حساس نباش.

قدا همجین مادر شوهری رو‌بدون ماههه...مامانت‌حسودی میکنه احتمالا

منم مادر شوهرم اینجوریه.. خالمه.. البته الان بندع خدا مریضه نمیتونه نوهانو نگه داره خودم میرم دیدنش ک نوهانو ببینه.. هفته سه چهار بار میرم.. مامانمم دوره ازم وگرنع اونم بود خبلی کمک میکرد.. کلا دو تا خواهر خیلی حوصله دارن برا بچه😂منم بچم جفتشونو خیلی دوس داره. مادرشوهرمو حس میکنم بیشتر دوس داره چون بیشتر میبینتش.. من اگ نرم پیش خالم مامانم زنگ میزنه ک برو خونش🥲😂

چه مشکلی داره به نظرم خیلیم خوبه کمک حالته بعد زایمان آدم بیشتر انتظار کمک داره بند خدا هروقت میاد کمکتم میکنه

واای من از خدامه یکی باشه بچمو یه ساعت سرگرم کنه من به کارای خونم برسم
مامانت حساس شده حالا زایمان کنی ب سلامتی اصلا غریبه دوس داری بچتو یدقه نگه داره مامانت فک کرده قدیمه ادم میتونه بدون کمکی از پس خودشو بچه هاش و کارای خونه و پخت و پز وووو…بر بیاد خداتو شکر کن

واااای من دخترم ب شدت وابسته خانواده شوهرم و هرروز میریم خونشون چرا بد باشه خداروشکر اتفاقا آدمای درستی هستن درک میکنن

من پسرم با مادرشوهرم می‌خوابه بیچاره میگه آراز برو پیش مامانت برو باهاش بخواب ولی پسرم دوس داره با اون بخوابه نگهشم میداره هرجا ک برم

یه بار در عالم یکی مادر شوهرش خوب شده ناشکری میکنه😂😂 بچسب بهش بزار کمکت کنه چه اشکالی داره پسرتو دوس داشته باشه از خونشه معلومه که دوسش داره ...بعدم با بچه کوچیک فردا روزی میتونه بیاد کمکت یا بگیره بزرگه رو تا به خودت و نینی برسی

ببین منم مادرشوهرم مثل مادر شوهر شماست.بد ذات نیست.بچه رو دوست داره.خیلی هم کمکم می کنه.من روزی خدا را هزار بار شکر می کنم. چرا باید بد بین باشم.اونم مادربزرگه و خیرخواه بچم هست.باورت نمیشه من گاهی خطاهای سهوی شوهرم را به خاطر مادر بزرگوارش می بخشم.

کاش مامانت اینجوری بت نمیگفتو دو دلت نمیکرد🥲من جات بودم فاصله نمیگرفتم وقتی طفلی خوبه و کمک حالتم هست.فردا با دو تا بچه خیلی نیازت میشه که یکی باشه کمک حالت باشه و بچتو دو دیقه نگه داره

ن اصلا چرا رفت آمد نکنی مادرشوهرت آدم خوبیه که مراقب بچه میشه بچه ها همیشه مامان بزرگ هاشون بیشتر دوست دارن

عزیز دلم وقتی تو بدی ازش ندیدی دلشم نشکن فاصله چرا میگیری خانوم به این ماهی مشخصه بچتم دوس داره به مامانت بگو خب توام زیاد بازی کن وابسته خودت بشه
بعضی از مامانا خیلی حال ندارن
بخدا من دوس داشتمپمادر شوهرم مث تو بود ولی اون خیلی سرده بیشتر پیش خانواده خودمونیم

والله من از خدامه مادر شوهرم فقط بیاد بچرو ببینه فقط ببینها ...اصلا زحمت نمیده یکسالم بشه نمیاد😂😂😂😂دختر تو ماه دیگ زایمانته بزار بچت نزدیک مادرشوهرت باشه تازه سختیات شروع میشه حداقل کمکی داشته باشی

سوال های مرتبط

مامان رُزا🦋 مامان رُزا🦋 ۲ سالگی
سللم خانوما ازتون یه مشورت میخواستم یه بچه هست در اقوام شوهرم که نزدیکه زیاد رفت آمد داریم مثلا هفته چهار پنج روز می‌بینیم هم دیگ رو منم با مامان این آقا پسر صمیمی هستم رزا هم خیلی دوسش داره اونم خیلی رزا رو دوست داره مامانش میگه هی میگه منو ببر پیش رزا دو ماهی هم از رزا بزرگتره هر وقت میاد خونمون یا میریم خونشون نمیزاره رزا به اسباب بازیا دست بزنه یا سریع ازش میگیره رزا رو هل میده بهش لگد میزنه من این موقع ها میرم دخترم میارم این ور تا حالا هیچی هم به اون نگفتم مامانم خیلی دعواش میکنه باهاش حرف میزنه ولی بازم کارشو تکرار میکنه با این که اقوام خیلی نزدیک همسرم هستش همسرم میگه بریم خونه بنظرتون اینکه چیزی به اون نمیگم (نکه دعواش کنم)دخترم ضربه ببینه که ازش حمایت نمیکنم کلا نمیدونم چطوری رفتار کنم تو این موقع ها(نگید قطع رابطه که چون نمیشه)دختر من خیلی آرومه مثلا اسباب بازی رو ازش میگیره سعی نمیکنه ازش پس بگیره میره یه چیز دیگه ور میداره که باز آقا پسر میاد ازش میگیره شما براتون پیش بیاد چطوری رفتار میکنید؟؟؟
مامان علی اصغر مامان علی اصغر ۲ سالگی
پسرم می‌ره کوچه. فوتبال بازی میکنن یعنی کوچه ما هفت هشت نفر پسر هستن سه نفرم از اون یکی کوچه میان بازی در واقع من دوست ندارم پسرم با اونایی که از کوچه دیگه میان بازی کنه اونا ده یازده سالشونه پسرم تازه رفته نه سالگی هر چقدرم میگم نرو با اونا بازی نکن میگه میرم باباشم میگه تو گیر نده گیرمیدی بچه بدتر می‌کنه خودشم چیزی نمیگه منم دیروز قهر کردم گفتم اگه این بچه بچه ی منه باید حرف منو گوش کنه اگه نه منم میرم خونه بابام شوهرم پسرم و دعوا کرد گفت دیگه نرو منم نمیزاشت برم خلاصه سرشون گرم شد رفتم خونه ابجیم بعدا با داداشم اینا برم خونه بابام مامانم هم خونه داداشم بود رفتم اونجا برعکس همه فهمیدن دعوام کردن گفتن ما خونه نمیزاریمت😂بچه تو ول کردی بلاخره بچه باید بازی کنه حالا شما جای من چیکار میکنید یعنی من حساسم روبچه ام با هاشون قهر بودم دیروز تولدمم بود شب زود خوابیدم دیدم در گوش هم پیچ پیچ میکنن نگو همسرم به پسرم میگه به خاله اینا زنگ بزن بیان کیک اینا خریده بودن که منو خر کنن
مامان محیا و تودلی مامان محیا و تودلی هفته دوازدهم بارداری
تا یادم نرفته اینو بزارم برای مامان هایی که مثل دختر من بدغذا هستن و به زور چیزی رو پسند میکنن🥴 این پنیر میهن برای کودکان عالیه محیا خیلی دوستش داره صبحانه خالی میخوره، امروزم باز گردو رو به منو صبحانه اش اضافه کردم و فهمید و نخورد تف کرد 😑اصلا لب به مغزیجات نمیزنه،حالا از اینور هم مامانم بهم استرس و فشار روحی میده که آرررره تو مادر خوبی نیستی به بچه خوب نمیرسی از اون گردو و بادام بده بچه بخوره جون بگیره و فلان هزاربار گفتم دوست نداره نمیخوره برگشته میگه نههههه تو از تنبلی نمیاری بدی دست بچه😒 آخه مادر من تو مگه هر روز خونه کنی که زحمات منو ببینی؟! چطور بچه نگه داشتن منو ببینی؟! فقط بلدی از پشت تلفن حرف بارم کنی من مادر این بچه هستم هیچکس هم اندازه من به این بچه نمیرسه بخدا ولی خب چیکار کنم بدغذاست بعضی چیزا رو لب نمیزنه، میگه نههه تو بلد نیستی قلق بچه ات رو بهش بدی بخوره😑 وگرنه خوروندن اونا به بچه که کاری نداره، حالا بیا حالیش کن نه این راه درستی نیست بچه از غذا زده میشه و اینا خلاصه حوصله بحث باهاش رو ندارم میگم آره تو راست میگی حق با شماست
مامان سیاوش مامان سیاوش ۲ سالگی
ادامه ی تاپیک قبلی بیاید بگین من بی ادبی کردم یه مادر شوهرم یا اون بد برداشت کرده.
خلاصه سرتون رو درد نیارم مادر شوهرم عمدی یا غیر عمدی بچه منو خیلی به خودش وابسته کرده. جوری که وقتی میاد همش بچه من می خواد جفش باشه یا بغلش کنه. اگر مادر شوهرم بخاطر یه تماس بره توی تراس حرف بزنه، یا بره دست شویی، یا دیگه بخواد از خونمون بره بچم کلیییییی پشت سرش جیغ و داد می زنه و هردومون خیلی اذیت می شیم. حتی وقتی با مادرشوهرم تو ماشین می ریم جایی و اون رانندگی می کنه پسرم کلی جیغ می زنه که بره توی بغلش درحالی که خیلی خطرناکه و تونم سختشه.
امروزم که از صبح خونمون بود، عصری خواست بره پمپ بنزین و کاری هم داشت. تا لباس پوشید پسرم شروع کرد به جیغ زدن که منم ببر. من به مادرشوهرم گفتم عیبی نداره شما برید. پسرم فوقش چند دقیقه گریه می کنه و بعدش ساکت می شه(می دونستم کار واجبی هم داشت) ولی اون گوش نکرد نیم ساعت معطل کرد نرفت این وسط پسر منم هی می دید مادر شوهرم لباس تنشه نمی خواد ببرش جیغای بنفش می کشید و گریه می کرد.
آخر سر مادر شوهرم گفت خب مینو تو هم لباس بپوش بریم پمپ بنزین😐😐😐
منم که کلافه شده بودم دیگه یکمی از حرفای دلم رو زدم....
ادامه می ذارم
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
مادرشوهرمو دوروزه بردن بخاطر قلبش آنژیوگرافی فردا مرخصش میکنن دخترشم امروز میاد چون راه دوره میاد ۱ هفته بمونه و بره خونش منم چون با مادرشوهرم زندگی میکنم همه میگن وظیفه توعه که بهشرسیدگی بکنی منم دوتا بچه دوقلو دارم واقعا سختمه به جز من عروس بزرگشم هست که بیکاره والا همش با گوشی با ایل و طایفش حرف میزنه منم از کار کردن حتی نمیتونم سرمم بالا بگیرم از صبح هیوی نخوردم از بس کار داشتم همین الان نشستم یکم دیگه بچه هام خوابیدن گفتم یکم استراحت کنم از پا افتادم دخترشم که وقتی میاد اینجا هیچ کاری نمیکنه بخدا همش میشینه من باید چایی بیارم نهار درست کنم شام درست کنم بیارم بخورن جمع کنم به بچه هام برسم میگه من اومدم اینحا استراحت نیومدم که کار کنم والا ماهم میریم خونه مادرم حداقل اون طرفی که توش غذا خوردیم رو از سفره برمیداریم یا نه اون طرف مقابل هم گناه داره بخدا نمیکن با دوتا بچه سخته براش
یه شوهر با درک هم میخواد که ادمو درک کنه خونشو از خانپادش جدا کنه که منم مثل اون یکی ها بیام دوروز رسیدگی منم بهش دوباره برگردم خونه خودم خدایا واقعا میبینی منو یا نه چبدر التماس کنم بهت چقدر به پات بیوفتم یه فرجی به حال منو بچه هام کنی ماهم گناه داریم به قران از پا افتادم دیگه خونه مادرمم که نمیتونم برم اینارو چیکار کنم میگن باید تو نگه داری کنی ازش چند روز دیگم عمل باز میکنن قلبشو 😩😩😩😔😔😔😔کلافم بخدا
مامان هلنا جان مامان هلنا جان ۲ سالگی
دوستان من بخاطر حرفی که زدم عذر میخوام نباید حرفی میزدم کلا چون خیلی ها بد برداشت کردن و فکر کردن من بچمو دوست ندارم در صورتی که بچم پاره تنم من خیلی سختی کشیدم بخاطرش از زمان تولدش تا به الان هیچ مادری نیس که پاره تنشو نخواد و براش مهم نباشه بچه دوم سوم چهارم هم که بیاریم بازم همه اشونو دوست داریم هر بچه ای یه بوی داره هیچ مادری نیس که بخاطر چند فرزند بین بچه هاش فرق بزاره من اسم بچه دوم اوردم به دلایلی که خودم دارم شاید دلایلم شما رو قانع نکنه ولی هرکی جای من بود همین کارو انجام میداد بجای سرزنش کردنم من فقط ازتون راهنمایی خواستم اما بیشتر شما گفتین اره بجای اوردن به بچه خودت محبت کن برس حالا همین یکی و بزرگ کن یا از اول نباید میدادی به عمه اش و........
اما من چاره ای نداشتم مجبور بودم من از اون مادرایی که برای راحتی خودشون و خوشگذرونیشون بچه اشونو میسپارن دست اینو اون نیستم و یا کارم فقط بچه اوردن نیست من دلایلم خیلی محکمه و هرکی جای من بود اینکارو میکرد ولی نگفتم بچه دوم بیارم بچه اولم مهم نیس و شما ها خیلی راحت قضاوت کردین منو
🙏🏻عذرخواهم