من تا ده روز مادرم پیشم بود فقط غذا درست میکرد
بعدش تنهااااا بزرگش کردم هنوز دو سالش نشده کیهو فهمیدم باردارم دیر فهمیدم وکرنه مینداختمش بچه بزرگ کردن سخته الانم ماتم گرفتم دومیو چیکار کنم
ولی از پسش باید بربیام کاش حامله نبودم
من تا دوماه مامانم کنار بود یکم من میرفتم خونش یکم اون میومد خونه ی من
.دست تنهایی سخته،عوارضش بعدش تو بدنت میمونه
منم ده روز به بعد تنهای تنها بودم از پسش برمیای خدا خودش بهترین یاوره
من ک الان ۲ روزشه پسرم ولی جم کردم اومدم پیش مامانم هستم حالا حالاها میترسم تنهایی
من تا ده روزگی مادرم بود بعد رفت
خیلی سخت بود با درد شکمم و کمرم چون سزارین بودم اما چه میشه کرد مادر شدن سختی های خودشو داره
همینکه دخترم سالم و سلامت باشه یه دنیا برام ارزش داره
ولی اگه مامانت میاد بگو بیاد واقعا سخته نمیرسی به کارات
نه من تو شهر غریبم هیچ کس ندارم جز خدا دوتا بچه کوچیک دارم ۲نیم ساله چهارنیم ساله یکی هم تو راهه
کمک بگیر
حتما کم بگیر
من از مادرشوهرم کمک میگیرم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.