۱۶ پاسخ

به این نتیجه رسیدم اگه داد هم بزنی متوجه نیستن.. مردا مث ما زنا نکته بین نیستن.. شوهر من دوس داره کمکم کنه ولی بچه نمیمونه باهاش. ولی حالیش نمیشه بلند شو راش ببر مرد حداقل.. باید بهش بگم جیکار کن جیکار نکنه

چقدر خوبه که حداقل تونستی حرف دلتو بهش بگی💔

چرا من با پیامایی که به شوهرت دادی اینقدر گریه کردم حرفای دلم بود که زیر حی و احساس مرده ام له شده .خانوادمو که خدا محرومم کردازشون خانواده شوهرم پدیدن بچمم نیومدن وو شوهری که اینقدر درگیر رسیدگی به زندگی و پول دراوردن هست که قصد گفتن این حرفارو بهش ندارم چون میدونم گفتنش الکیه

روزای اول که زایمان کردم بعد ده روزگی پسرم اومدم خونمون پسرم خواب خوراکش قاطی میشد نمیتونست نه شیر سینمو بخوره نه ازگرسنگی بخوابه به شوهرم گفتم بره شیرخشک بگیره هی پشت گوش مینداخت آخرم دعوامون شد برگشت گفت نکنه میخوای پرستار برات بگیرم بعدش باگریه بچه مجبورشد رفت بگیره یبارم تازه پسرم ۳ یا۴ روزش بود حواسم نبود مقع شیردادن پسرم یکم لباسم رفت کنار بهم گفت درست کن گفتم دخالت نکن درست میکنم برگشت گفت میزنم فکت میادپایین درسته تاالان ظرفامو شسته از دوران حاملگی غذام آماده کرده بچه رو نگهداشته لباسای منوبچهرو شسته پهن کرده ولی هیچ وقت حرفاش .... یادم نرفته

الهی عزیزم چقدر درکت میکنم منممم بادوقلوهام همینمممم شوهرم ۳ماهه یک شبم بیدار نشد کمکم بده همش خوابید بیرون رفت و من دوتاییشونو تو بغلم خوابوندم رو پام گزاشتم حموم بردم و هنوزم تنهایی با دوتا بچهام دارم میگذرونم دیگ گریه هم ندارم اشکم خشک شده دیگ

گریه کردم با پیامات... چون حرفای منه. حرفایی ک هیچوقت نگفتم

حرفات دقیقا حرفای منه کاش هیچ ازدواج نمیکردیم هیچوقت

حرفاتو که خوندم انگار حرفای خودم بود.دقیقا توی همین شرایطم.به اخر خط رسیدم وگاهی به جدا شدن ار یه ادم خودخواه فکر میکنم که همچنان خودش الویتشه ومن موندم وبچه ای که اندازه ی جونم دوسش دارم وخستم کرده وگاهی فقط اشک میریزم.

منممم خیلی خستم
بااینکه عاشق دخترمون و همسرم و زندگیمونم
ولی خیلی خستم 🥴

آخ منم😭😭😭

منم همینطور بخدا چند روزه دیگه واقعا دیگه جسمی و روحی ته کشیدم هر لحظه انگار زیر باد کتکم انقدر که بدنم درد میکنه پسرمو ختنه کردم دیروز کلا نیم ساعت نگهداشت بعد رفت باشگاه و بعد رفت پلیسشن بازی کنه و بعدم که شام خورد و فیلم دید من بودمو راه بردن شام و ظرف و ......
امروزم که هییییچی باشگاهش رو رفته ناهار هم خورده و خوابیده سه ساعته دارم از خواب میمیرم بچه یا رو پاهامه یا جیش میکنه عوضش میکنم یا راه میبرم هلاک شدم

آخ عزیزم چقد درکت میکنم، ۶ ماه و ۲۰ روزه ک دارم بهش میگم نزار زندگیمون خراب شه ولی یه روز خوبه باز یادش می‌ره، به هر زبونی میگم نمیخاد بفهمه
منم همش تو فکر جدایی هستم

عزیزم مردا اونجوری که باید هرکارم کنن نمیتونن درکمون کنن خدا ایشالا به خودمون قدرت و توانایی چندبرابر بده به ایناامیدی نیس

منم مثل تو💔
واقعا خسته ام

چقدر حرفات حق بود با خوندشون دارم گوله گوله اشک میریزم

منم دوس دارم واقعا یکی درکم کنه🚶‍♀️

سوال های مرتبط

مامان پارسا 🫀🤱🐣🍼 مامان پارسا 🫀🤱🐣🍼 ۱۲ ماهگی
💔💔امروز پارسا منو به مرز جنون رسوند 💔🤯
دقیقا دیروز بعد مدت ها رفتم که خونه بابام اینا باشم چون شوهرم از صبح که رفت سرکار گفت فردا عصرش میاد خونه .
این بچه اکثرا صبحا ۱۰ بیدار میشه ، اما امروز چی ؟ 😞ساعت ۵ صبح بیدار شد و مامانم اینا رو علاف خودش کرد .
ایناش به کنار . گور بابای خواب 😵
اینقدر جیغ کشید که افتاده بود فقط به سرفه . همینطور زر و زر جیغ میزد تا ی چیزو بهش نمیدادن بکنه تو دهنش فقط عربده می‌زد درصورتی ک اصلا اینطوری نبود هیچ وقت
خلاصه ناهار خورده نخورده پاشدم گذاشتمش تو ماشین و برگشتم خونه . گرفت از ساعت ۳ خوابید تا ۶:۳۰ عصر ک به زور بیدارش کردم . خودمم اومدم بخوابم از سردرد ، تازه ۱۰ دقیقه بود خوابم برده بود ، هی پدر شوهرم اومد تق تق تق تق تق🤬 درو کوبید بهم ک کلید ماشینتو بده. آخرش دیگ من هرکار کردم خوابم نبرد و از سردرد دارم میمیرم .
از ساعت حدودای ۷ تا الان ک ساعت ۱۲ پارسا خوابیده ، فقط ی بند جیغ کشیده و کاری کرده که شوهرم برداشت جغجغه رو کوبوند تو سر خودش . روانی مون کرد یعنی . اصلا نمیتونم خستگی مغزی امروز مو توصیف کنم
چیزیشم نبودا . اسباب بازیش ک میوفتاد عربده می‌زد .بعد ک بهش می‌دادیم ساکت می‌شد
بارداری سونوگرافی تب سنج درد پوشک بچه نوزاد پستونک