۴ پاسخ

نه دیگه شوهرم دستش اومده کی چی بده بخوره. خودمم بهش یادآوری میکنم

خواهر خودتو ناراحت نکن مردا همش آدمو عصبی میکنن اهمیت نده ببینه حساسی بدتر میکنه همراه خودت ببرش بهداشت اونا ضررهای این خوراکیا رو بگن شاید گوش کنه وگرنه امکان نداره به حرفت بشه

شوهرم تایمش اداریه ..
طول هفته خونه هست
ولی جرئت نداره بدون اجازه ام به بچه چیزی بده با اینکه حساست نیستم فقط نزدیک نهار و شام تنقلات ممنوع...اما بردارشوهر چندباری دخترم برد سوپرمارکت براش خرید نهارشو دیگه نمیخوره

ما هرموقع خونه مادرشوهرم میریم اینجوری میشه آنقدر هله هوله میخورن دیگه نه شام میخورن نه نهار،زیاد سخت نگیر یه روزه دیگه

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
این مدت در کنار احوالات دورو ورمون و اتفاق های بد
درونم پر از غصه ست اکروز همش گریه میکردم .
اینقدر پرخاشگر و عصبی شدم همش به شوهرم گیر میدم و کم مهلش میکنم وقتی بهم میگه من این همه زحمت میکشم فقط. یه
چیز ازت می‌خوام که همیشه بخندی شرمندش میشم
همش هم غصه م غذا نخوردن دخترمه
تا ماه پیش مشکلم این بود که صبح و ظهر و شب میخورد ولی خیلی کم میخورد .
ولی الان از صبح تا شب هیچی نمیخوره ته تنقلات نه هیچ فقط یه وعده باشب یا صبح در حد کم
همه دندون ها هم در آورده
زینک و آهن هم میخوره
دوسال و سه ماهشه یازده کیلوهه
وقتی میبینم جلو چشمام از صبح تا شب هیچی نمیخوره روزم داغون میشه الان سه هفته ست اینجوریه
مرغ دو سینه میذارم
تو یه روز باهاش سمبوسه ته چین و سوپ درست میکنم ببینم کدوم میخوره نمیخوره
امروز قیمه گذاشتم
باهاش برج وقیمه ماکارونی و سوپ کردم دو قاشق کوچیک خورد از صبح هم هیچی نخورده بود
نمی‌دونم دیگه چیکار کنم
خسته م از زندگی
هرکاری میکنم بی خیال بشم نمیتونم
روز. به روز هم زندگیمون داره سردتر میشه