۱۷ پاسخ

دقیقا مثل من، بعضی وقتا حس میکنم حس اطرافیان بیشتر از احساسات منه....
شاید بخاطر اینه که سعی میکنم بیشتر منطقی باشم تا احساسی🥲
شیر خودتو‌میدی؟

نه اصلا ربطی به نوه نداره من قبل پسرم عاشق بچه ها اجیم بودم اما وقتی پسرم اومد فهمیدم تو ۳۴ سال عمرم تا به حال هیچکس و اندازه پسرم دوست نداشتم و فهمیدم عشق که میگن چیه.با اینکه عاشق همسرم و خانوادم هستم اما عشق به بچه اصلا توصیف شدنی نیست با اینکه پسرم کارمو آزادیمو ازم گرفت اما واقعا میمیرم براش..بنظرم پیش یه مشاور برو خیلی میتونه بهت کمک کنه عزیزم من که علمشو ندارم اما قطعا اون میتونه راهنماییت کنه تا خودتو پیدا کنی.

عززززیزم
فقط یروز کنارت نباشه دلت براش تنگ میشه

نه منم اینجوری بودم تازه بیشتر به فکر خودمم بودم و اصلا اون کلیشه های مادری و نداشتم نه الان نه اون موقع برخلاف بقیه تازه خیلی وقته در حال شکایت هم هستم نه اینکه بچمو دوست نداشته باشم نه واقعا دوسش دارم و از دل و جونم واسش رسیدگی می‌کنم اما اون کلیشه ای که از مادر هست رو ندارم که مادر غر نمی زنه از بچه داریی خسته نمیشه همش عشق و علاقه داره و فلان خب نه واقعا ندارم چون شدنی نیست مادر هم یک انسانه تو می تونی بگی شوهرمو دوست دارم و اصلا باهاش دعوا هم نکردم نه هیچ تناقضی هم نیست من شوهرمو خیلی دوست دارم ولی خب در مدت رابطمون هم بارها تو سر کله هم زدیم 🤷🏻‍♀️بچه داریی هم همینه مخصوصا برای ماها که بیشتر تایم کنار بچها هستیم و باید مراقبت کنیم و خسته میشیم

گلم خودت سرزنش نکن احتمالا افسرده شدی بعد زایمان و این کاملا طبیعی هست من ۳تا پسر دارم اینقدر اولی رو دوست داشتم گفتم دیگه تموم دیگه هیچکس جاشون برام نمیگیره الان می بینم نه این عشقه تقسیم شده بین ۳تاشون الان جون و نفس من هستن سومی رو اینقدر بوس میکنم میگم خدایا دم خلقتت گرم چی خلق کردی🤣
۱ساعت ازش دور بشو ببین از دلتنگ چی میکنی فکر میکنی اینجور هستی ولی بازم اگر اذیت هستی یک مشاوره برو عزیزم

فکرکنم بری پیش مشاور بهتر باشه♥️
چون به نظرم این حسی که داری حس مادرانه نیست🥲 برو ، که دلیلشو متوجه شی و حلش کنی🌹

بارداری چطور حس داشتی یا نه؟

نه فاطمه این حسو داری به خودت تلقین میکنی
وگرنه تو از همه مادرایی ک به زبون میارن بیشتر حس دوست داشتن و مادرشدن رو داری
قربونت برم اینقد این حسات قویه ک شده دغدغه برات ولی اون مادرا فقط این کلمات رو به زبون میارن

نه عزیزم، اینقدر درگیر کارای نی نی میشیم و سر هر کدومشون کلی اذیت میشیم از نخوابیدنا و دل درد و فلان و …این حس میاد سراغ مون

ایا حس واقعیت به صدرا رو میدونی چه شکلیه؟؟

شاید اصلا نمیدونی اون حسه دقیقا باید چه شکلی باشه
و مهمتر اینکه نمیدونی دوس داشتنتو با چی باید اندازه بگیری
شاید اگه مادر دیگه ای رو تو دنیای خودت نمیدیدی و خودت تنها مادر موجود بودی و مقایسه ای در کار نبود دیگه فکر نمیکردی «نکنه حسم نسبت بهش کمه؟»

به نظرم پیدا کردن جواب سوالات تورو به راهای متمایزی میرسونه، نترس ازش و دنبالش باش

امکان نداره مادر بچشو بی اندازه دوس نداشته باشه عزیزم من بچم بستری شد در عرض ی هفته بگم ده کیلو منو باباش وزن کم کردیم کم گفتم داغون شدیم شمام چون همیشه پیشته این حسو داری طبیعیه

فاطمه جانم منم همین حس رو‌دارم در صورتی ‌کی زمانی عااااشق خواهر زاده هااام بودم من خیلی ب این موضوع فک‌میکنم‌ک‌چرا اینطوریم شایدم افسرده آمد🤔🤔 ولی اگه ی چیزیش بشه خدانکرده میدونم دق میکنم و میدونم توام همین حس رو داری … من فک میکنم خیلیییییی خسته ایم یعنی کارای زیاد بچه نزاشته لذت کافی رو بببریم منم این توام عشقم ❤️

منم عین تو بودم اما رفته رفته که خوابم و یکم به خودم آمدم فهمیدم میمیرم براش

نمیدونم چرا این حس رو دارین
ولی من بشخصه میمیرم واسه دخترم
میپرستمش
دیوونشم
امشب کلی اشکم دراومد چون یه هفتست سرماخوردم ازش یکم فاصله میگیرم و نتونستم بوش کنم و بوسش کنم خیلی سختمه
شاید اینجوری فک میکنی
مگه میشه ادم دلش واسه جیگرگوشش نره

خیلی از آدما اینجوری هستن اصلا نگران نباش من مطمئنم اگه یه روز نبینیش متوجه میشی که چقدر دوستش داری .. یه جا خوندم مادرها چون بدنشون مدام تو حالت آماده باش هست خیلی از احساسات رو با نوسان زیاد تجربه میکنن یکم که بزرگ تر بشه میزان بروز دادن عشقت بیشتر میشه

نگران نباش البته آدم سردی هستی ولی هر چقدر بزرگتر بشم بیشتر عاشقشون میشی

نه عزیزم چون بچه همیشه کنارته و تا حدودی اذیت و آزارتم میده شاید بخاطر اینه

سوال های مرتبط

مامان همتا 🐣 مامان همتا 🐣 ۱۴ ماهگی
خانوما من چیکار کنم پیش چه دکتری برم ❓❓❓
من کلا هر چی میخورم ، از انواع قطره تا انواع قرص که میل جنسیم زیاد بشه ولی نمیشه
همسرم فکر می‌کنه حال روحیم خوب نیس یا چه اتفاقی افتاده
از بعد زایمان کم یا متوسط میشه .
ولی الان یکی دو ماهی میشه هر کاری میکنم هفته ای یه بار اونم وقتی میرم خونه پدر مادرم گرم میشم . در کل هر جا میرم گرم میشم ولی تا میرسیم خونه خودمون صفر
با خودم میگم حتما طلسمی جادویی انداختن .
البته اینم بگم جاهای دیگه خیلی گرم نمیشم همون در حد متوسط ‌.
اوایل وقتی میرفتم بیرون یا بازار میومدم خونه میگفتم روحیم چقدر عوض شده و بعدش خوب رابطه داشتیم
ولی الان هر چه قدر برم بیرون بازم تاثیر نداره
نمیدونم من که نمیتونم سر در بیارم مشکل از کجاست .
امروز هم بخاطر درد شکم رفته بودم پزشک زنان ، گفت رحمت پر خون هست در حالی که حدود یه هفته مونده به پریودی . قرص داد گفت نباید اینجوری باشه
دیگه اونجا راجب حس جنسیم چیزی نگفتم .
بنظرتون بخاطر اونه یا چی ؟
بخاطر روحیه ‍؟
شاید افسردگی ؟
نمیدونم هیچی نمیدونم فقط دنبال اینم یکم بهتر شم خسته شدم دیگه.پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک میاره