۴ پاسخ

منم همینم واقعا اصلا توان ندارم گریه م می گیره بخدا کسی هم ازم مراقبت کنه این ۵ روز آخری

امروز رفتم مطب بعد سونگرافی بعدم نامه روان پزشک گرفتم اومدم دیدم همسرم چندتا مرغ هم خریده تا بشورم و جمع و جور کنم خونه رو پاره شدم از خستگی

من منتظرم درد بیاد سراغم همه کار الان میکنم
نمیخوام به آمپول فشار برسم
قبلا زیاد به خودم فشار نمی آوردم اما الان هر کاری میکنم انگار نه انگار از درد زایمان خبری نیست

تا یکی دو ساعت دیگه سیاه میشه

سوال های مرتبط