۵ پاسخ

من که دیشب از بس فکر کردم با خودم کلنجار رفتم که چطوری به کارام برسم چطوری برم دندون درست کنم برم به این پوست لعنتی ام برسم پناه رو کجا بزارم که هیج جا هم نیست کی بگیرش که اونم کسب نیست دیوونه شدم ،سردرد شدید شدم خیلی وابستمه،

حالا مونده خواهر
من الان غذا بخوام بپزم جوجه کنارمه
ظرف بخوام بشورم کنارمه
کلا تایم خوابش فقط،برا خودمم

منم
رد دادم
شوهرم‌میگه تو عصبی ای

تنها نیستی. منم خیلی خسته شدم. الان باز کمتر می‌چسبه ولی واقعا غذا خوردنش خیلی بد شده. فکر اینکه صبحانه و ناهار و شام جی بهش بدم هم کلافه‌ام کرده

واقعا درکت میکنم منکه با سه تا دیوونه شدم

سوال های مرتبط