۴ پاسخ

منم این مشکل داشتم شامشو کامل میدم یه نیم ساعت قبل خواب یه لیوان شیروعسل ولرم درست میکنم با نی میدم میخوره که سیر بشه شبا اگه بیدار بشه یه کوچولو روی پام تکون میدم می‌خوابه الان یه هفته ست شیر شب قطع شده مونده شیر ظهر و شیر شب وقت خواب که کامل از شیر بگیرم

قبل خواب سیرش کن
موز بده
خرما بسکویت غذا و شیر پاستوریزه که شب بیدار نشه
اگه بیدار شد آب بده بغلش کن راهش ببر تا بخوابه چند روز انجام بدی عادت میکنه

منم دقیقا مشکلم همینه شبا تا صبح خیلی میخوره ب خصوص دم دمای صبح بیشتر میشه… شیر طهرشم هنوز قطع نکردم قبل خوابش نمیدونم چیکار کنم

شیر گرفتن شب خیلی سخته منم چند شبه میخ ام بگیرم ولی آنقدر بیقراری میکنه گریه میکنه نزدیکای صبح نمیتونم تحمل کنم میدم میخوره

سوال های مرتبط

مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته بیست‌ودوم بارداری
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺