۱۳ پاسخ

خانمه فامیلیش یوسفی بود گفت نیروکمکیم
من نمیدونم نیرو کمکی چیه ؟
خدارو هزاربار شکر که خدا اون خانم سر راهم قرارداد گفت نمیخوای برگردی بیا ببرمت خونه خودم من ازدواج نکردم اهل کرجم و سنندج ساکن هستم
این خانواده تو عجب آدمین ولی غضه نخور برو برگرد پیش دوتا دسته گلت اگه زدت بهم بگو فقط خبر بده شماره شو بهم داد
الهی خرچی از خدا میخواد نصیبش بشه همه کس و تکیه گاه من شد
خیلی باهم حرف زدیم اونم درددل کرد گفت همسر تو متعصب به خانواده اش متاسفانه به قیمت زندگیتون تموم هم بشه عین خیالش نیست
تو مادری اینقد اشک ۱ ساعت و نیم از چشات میاد

سلام عزیزم الان خوبی خونہ خودتی؟؟؟
ھمسرت کتکت ک نزد؟؟
انشاللہ از این ب بعد سر عقل بیاد
ب خدا توکل کن
خدا از اون خانم ھم راضی باشہ اجرش با خدا

همیشه خدا سر راه آدم یه آدم هایی رو میذاره که انگار فرشته نجات ودلگرمی ونورامیدرو تودل آدم زنده میکنن این خانم فرشته نجات شما بود چقدر یه پدر میتونه اینقد گ ا و باشه که پیش داماد ن ف ه م ش بیاد بد دخترشو بگه حالا نمیدونم همه کرد ها اینجورین یا فقط پدر شما اینجوریه

به خدا توکل کن سوره کوثر رو‌خیلی بخون منم معجزه ها دیدم ازش … الهی کسب و کار شوهرت رونق بگیره بخدا ک مردا فشار پولی روشون نباشه انقدام بد اعصاب نیستن همش از بی پولیه الهی رزق و‌روزیتون زیاد بشه

همین جا میگم خدا خیلی بزرگه درست دیر رسیدم به این نتیجه قهر بودم ولی من آدرس نابلد رسیدم بیمارستان بعثت
نشستم گرم شدم خانم یوسفی منو پیدا کرددر عوض بیهوشم نشده بودم مثل بارهای قبل اصلا خودمم باورم نمیشه

دیشب از خانم یوسفی تشکر کردم اونم منو و بچه هارو دعوت کرد خونه اش خیلی خوشحالم

تصویر

خدا خیرش بده خانم یوسفی رو،خدا روشکرکه تو هم برگشتی سر زندگیت
دیگه از این کارا نکن،وقتی میدونی کسی پشتت نیست هیچ نرو،منم ناپدری دارم یه بار خواستم برم قهر به مامانم زنگ زدم گفت بشین سرجات میخای کجا بیای میخای بیای پیش ناپدری؟
منم بخاطر بچه هام به خاطر بی کسیم میمونم..

دیروز تایپک گذاشتم چندتا کلمه که پدر بچه ها بهم گفت زشت بود نوشتم ندونستم گهواره خودش حذف کرده
قشنگ های خواهرهای عزیزم که تگرانم شدید خدا براتون جبران کنه با دلخوشی

منم برگشتم و طبق معمول از حرص من بچه هارو برداشت برد هونه خووهرش که ننگ دزدی بهم زد

به تک تک آیات قران قسم نگفتن بیایم برت گردونیم _پدر بچه ها گفت بیا تو ماشین برت گردونم خونه بابات من آبرو دارم فقط بریم خونه کارت سوخت بیاریم _برگشتیم زنگ زد چی کس و کارمنه بد منو گفت و ...پدرم برگشته میگه من خودم زنم یدون اجازه بره بیرون دیگه نمیخوامش ۸ سال زندگی مشترک من اولین بارم بوده به مرگ بچه هام چه با اجازه چه بی اجازه رفته باشم بیرون
میدونید من ناامیدتر از بارهای قبل واس دوری از بچه هام که حتی خانمه باهام اومد با همسرم حرف زد گفت سحر دختر خوبیه من شیفت بودم نشست گریه کرد هواسم بهش بود بدشمارو نگفت بشینید زندگی کنید گوربابای حرف دیگران

ای بابا خیلی برات ناراحت شدم خواهر نمیدونم چی بگم ولی انشالله مشکلت حل بشه

زنگ‌زده بودپدرم بابام دخترتون رفته و...
من به خانواده ام خبر ندهدم مادرم هی زنگ زد و زنگ‌زد منم گذاشتم بلندگو گفت برگرد پیش بچه هات چی شده مگه
میخوای طلاق بگیری چیکارکنی ما تونون خودمون موندیم خانمه گفت بگو باشه مادرجان

نشستیم برام چای ریخت گفت دستات چقد سرده پیاده اومدی یا فشارت پایین گفتم نه خوبم _همسرم زنگ‌زد گفت جواب بده بگو اومدم بیرون قدم بزنم منم جواب دادم گفت بی اجازه چرا رفتی خلاصه منم قطع کردم گفت کجای با عصبانیت گفتم تو خاک کردستان اصلا نیستم هی زنگ زد خانمه گفت بگو یمارستان بعثت هستم _منم گفتم با بچه ها هومد دنبالم خانمه گفت بگو بیا جنب در جنوبی گفتم منو میزنه گفت بزار بزنه ولی اینی که تو تعریف میکنی سیاست مدارتر از اینه جلو بیمارستان توروبزنه

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
امروز روز اول گفتار درمانی بچه ها بود پیش درمانگر قبلیشون همه رودبراش توضیح دادم خودشم واسه هر کدوم نیم ساعت وقت گذاشت بعد گفت دلوین هم تلفظاتش مشگل داره هم مشکل واچی داره گفتم واچی چیه گفت یعنی حرف س رو روی زبونش میاره باید اتمامش روی دندون باشه لطفا و خواهشا در طول درمان هیچ مدقع بچه رو مسخره نکنید گفت روایتگری داره کم و بیش ولی به صورت تیگه تیگه نیاز به تمرین داره ماهلین رو گفت فقط روایتگری نداره اصلا ولی مابقیش چیزاش خوبه حتی دلوین رو گفت با. ولی . اما . این چیزارم تو جمله هاش نمیاره و بعضی کلماتم جابه جا میگه حرفاشو مثلا به دکتر میگه دتکر گفت طی ۳ و ۴ ماه اوکی میشه بعد گفت تمرینات ستجش رو هم باهاشون انجام میدم و تست سنجش امتحانی هم در نهایت میگیرم ازشون اگر اوکی بودن می تونی ببریشون ولی گفت یه مدت طولانی رو سنجششون کار می کنم گفت صد درصد بهشون گیر میدن خلاصه من یک ساعت اونجا بودم گفت ماهی ۷ ملیون هزینه ی درمانشون میشه هفته ای دو جلسه باید ببرم که البته ایشون به دوقلو ها تخفیف میده بعدش اومدم تاکسی بگیرم به بدبختی گیرم اومد چون مرکز شلوغیه هیچ اسنمی قبولم نمی کرد🥴🥴با بدبختی با دوتا بچه دوتا خیابون پیاده اومدیم‌پایین تر تا اسنپ گیرم اومده اونم با ۱۵ درصد شارژ اینقدر سلام و صلاوت فرستادم شارژم تموم بشه بدبخت دوعالمم😫😫بچه هامم حسابی شیطونی کردن هی ورجه وروجه هی می خواستن برن تو خیابون من همین جور هوار می کشیدم نرو خطرناکه دلوین می گفت مامان من که نمیرم 😀خلاصه که با این دوتا بچه رسما سرویس شدم ولی همه ی اینا می ارزه به نتیجه ی خوبش سختی هاشو به جون می خرم واسه بچه هام😍😍
الانم اومدم براشون مرغ سوخاری درست کردم جاتون خالی 😋😋